پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت شهید برونسی . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
آمار
امروز : 0
ديروز : 0
افراد آنلاين : 1
همه : 0
 
هزينه‌هاي سازش، فرصت‌هاي چالش
نوشته شده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶
ساعت : ۱۰:۲۰:۵۲
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)
نتيجه تصويري براي هزينه‌هاي سازش، فرصت‌هاي چالش

بعضي عقلانيّت را در اين ميدانند و ميگويند كه «چالش با قدرتها هزينه دارد» -[البتّه] اشتباه ميكنند- بله، چالش هزينه دارد، امّا سازش هم هزينه دارد. ... چالش اگر عقلائي باشد، چالش اگر منطبق با منطق باشد، اگر با اعتمادبه­‌نفس باشد، هزينه‌اش بمراتب كمتر از هزينه‌ي سازش است.(۱۳۹۶/۰۳/۱۴)
از ديرباز در روابط بين‌الملل نظريات متعددي براي شناخت نحوه‌ي رفتار بازيگران دولتي ارائه شده است، از نظريات واقع‌گرايانه گرفته تا نظريات سازه‌انگارانه. نظريات تصميم‌گيري در سياست‌خارجي و روابط بين‌الملل كه بر «انتخاب عقلاني» تأكيد مي‌كنند، مسائل مربوط به «هزينه- فايده» را در حوزه‌ي سياست‌خارجي مورد توجه قرار مي‌دهند. نظريه‌ي انتخاب عقلاني كه به دنبال افزايش كارايي و به حداكثر رساندن مطلوبيت براي يك بازيگر است، بر اساس محاسبه‌ي هزينه- فايده تنظيم شده است و به‌عبارتي فرد را در سيستم ارزيابي «از دست داده‌ها» در مقابل «به‌دست آورده‌ها»، يا به زبان ساده‌تر، «داده‌ها» در برابر «ستانده‌ها» قرار مي‌دهد.۱ تمام بازيگران در عرصه‌ي بين‌المللي در اين نظام تصميم‌گيري قرار مي‌گيرند.۲ بسياري از كشورها اين رهيافت را در سياست خارجي خود پي مي‌گيرند و بر اساس آن نگاهشان به مراودات بين‌المللي و توافقنامه‌هاي بين‌المللي نيز بر همين اساس شكل مي‌گيرد، لذا «رفتار بازيگران از عقلانيت خاصي ناشي مي‌شود كه هدفش تأمين منافع ملي بر حسب قدرت است.»۳

*رفتار آمريكا و انگليس در تحصيل منافع ملي
براي مثال هرچند بسياري از كارشناسان خروج دونالد ترامپ و آمريكا از پيمان تي. پي. پي (يا همان ترانس پاسيفيك) را مغاير با «اصول همزيستي بين‌المللي» مي‌دانند، اما ترامپ خروج از آن را با «فايده‌ي حداكثري» براي كشورش تعريف مي‌كند. هم از اين‌رو، اگرچه بسياري رفتار ترامپ در خروج از پيمان آب و هوايي پاريس را «مأيوس‌‌كننده» (آنتونيو گوترش؛ دبيركل سازمان ملل)، «مايه‌ي تأسف» (باراك اوباما؛ رئيس‌جمهور قبلي آمريكا)، «خطايي جدي» (ژان كلود يونكر؛ رئيس كميسيون اتحاديه‌ي اروپا)، «اقدامي احمقانه» (جري براون؛ فرماندار كاليفرنيا)،۴ «خطايي شرم‌آور» و «اشتباهي بزرگ» (لوران فابيوس رئيس فعلي شوراي قانون اساسي فرانسه و رئيس سابق كنفرانس تغييرات آب و هوايي سازمان ملل در پاريس)۵ و... مي‌دانند، اما او بر آن است كه «اين معاهده به ضرر مردم آمريكا است و هزينه‌هاي بالايي براي كشور در پي داشته است.»۶ وي همچنين اظهار داشته كه اين معاهده براي آمريكا «غيرمنصفانه» است و همچنين بيان داشته است كه «معاهده‌ي پاريس سبب از بين بردن فرصت‌هاي شغلي بسياري در آمريكا شده است و اين چيزي نيست كه ما به آن نياز داريم.»۷

نمونه‌ي ديگر رفتار انگليس در خروج از اتحاديه‌ي اروپا است، علي‌رغم هزينه‌هاي چالش اقدام انگليس در خروج از اتحاديه، اما انگليسي‌ها براي تحصيل منافع ملي بيشتر دست به اين اقدام زده‌اند. به‌رغم واكنش‌هاي منفي كه برخي از آنها عبارت بودند از «بهت‌آور و نااميدكننده و ناراحت‌كننده» (فيليپ هاموند، وزير خارجه وقت انگليس و ديويد كامرون نخست‌وزير وقت انگليس)،۸ «هشدار دهنده» (فرانك والتر اشتاين ماير، وزير خارجه وقت و رئيس‌جمهور آلمان)۹ و ... اما انگليسي‌ها در جريان همه‌پرسي تصور كردند منافع ملي آنها با خروج از اتحاديه‌ي اروپا بيشتر تأمين مي‌شود. آنها معتقد بودند كه نبايد هزينه‌هايي را كه اتحاديه‌ي اروپا مي‌پردازد، به كشورشان سرايت كند. به اعتقاد طرفداران خروج، هرچند اين موضوع ممكن است چالش‌هايي براي كشور داشته باشد اما انگلستان مستقل، از نفوذ بين‌المللي بيشتري برخوردار خواهد بود.

*منطق جمهوري اسلامي در منافع ملي
با اين حال، منطق جمهوري اسلامي در روابط بين‌الملل و سياست‌خارجي، واقع‌گرايي موجود نيست چراكه اين منطق با گفتمان انقلاب اسلامي متفاوت است. براي مثال در نظام اسلامي به دست آوردن منافع مادي، به معناي ناديده گرفتن ساير منافع ملي غيرمادي نيست. چه بسا در جمهوري اسلامي در بسياري از مواقع موضوعي چون «عزت‌ و استقلال ملي» مهم‌تر از منافع زودگذر مادي باشد. اين موضوع البته در سال‌هاي اخير، به‌عنوان يكي از بحث‌هاي مهم در عرصه‌ي بين‌الملل تبديل شده است. براي مثال، نظريه‌پردازاني چون «ريچارد ند ليبو»، در «نظريه‌ي فرهنگي روابط بين‌الملل»، اين موضوع را تئوريزه كرده‌اند كه انگيزه‌ي بازيگران در روابط بين‌الملل صرفا منفعت‌جويي و امنيت‌جويي نيست.۱۰

منطق جمهوري اسلامي در سياست‌خارجي، نه واقع‌گرايي، كه «واقع‌بيني» است. واقع‌بيني يعني «شناختن درست و همه‌جانبه‌ي واقعيات و تلاش براي انطباق آن‌ها به سوي آرمان‌ها». مطابق اين تعريف، اولا واقعيات صرفا «منافع مادي» نيستند و عناصري از جمله «عزت»، «امنيت»، «استقلال» و... كه در حقيقت عناصر سازنده‌ي هويت ملي است را نيز در بر مي‌گيرند. ثانيا آرمان‌ها در حيطه‌ي «امر چالش برانگيز نيز تعريف مي‌شوند.» به‌عنوان نمونه مسئله‌ي فلسطين جزو آرمان‌هاي تعطيل‌ناپذير و البته چالشي ايران است اما با توجه به دو اصل مذكور، رويكرد جمهوري اسلامي مغاير با منافع ملي كشور نيست. به سخن ديگر، هرچند دفاع ايران در موضوع فلسطين، «علي‌الظاهر» ممكن است چالش‌هايي براي منافع ملي ايران داشته باشد، اما هزينه‌هاي سازش ايران در موضوع فلسطين به‌مراتب بيشتر از هزينه‌هاي به چالش كشيدن اشغالگري قدس است. از سويي ديگر، خود اين چالش، فرصت‌هاي عديده‌اي براي كشور به وجود آورده است كه يكي از آنها، افزايش «عمق راهبردي» ايران در قلب ملت‌هاي مسلمان و آزاديخواه جهان است.

مثال ديگر مذاكرات هسته‌اي است، بيش از يك دهه است كه ايالات متحده، به بهانه‌هاي واهي، بر روي فناوري هسته‌اي ايران حساس شده و همان را بهانه‌اي براي اعمال تحريم عليه كشور كرده است. اين چالش، گرچه در بطن خود داراي فرصت‌هايي براي كشور (به شرط ترميم ساختارهاي دولت و تغيير نوع نگاه مسئولين با توجه به شرايط جديد) بود، با اين حال، تصميم گرفته شد با تعامل و انجام مذاكرات با رويكرد جديد در دولت يازدهم، تحريم‌ها و موانع حاصل از آن برداشته شود. اما نه تنها اين تعامل و سازش جديد موجب برداشته شدن تحريم‌ها نشد، كه خود گويا عاملي شد براي اعمال فشار و تحريم بيشتر. در اين‌باره، بايد به تحريم‌هايي كه دولت اوباما در دوره‌ي بعد از توافق عليه ايران وضع كرد اشاره‌اي داشت. مثلا «باراك اوباما در فرماني، دستور اجرايي ۱۲۹۵۷ را كه بيل كلينتون رئيس‌جمهور وقت آمريكا در سال ۱۹۹۵، براي تشديد تحريم‌ها عليه صنعت نفت ايران صادر كرده بود، يك سال ديگر تمديد كرد. رئيس جمهور آمريكا در متن اين فرمان گفته است كه بعضي اقدامات و سياست‌هاي دولت ايران همچنان تهديدي فوق‌العاده و غيرمعمول براي امنيت ملي، سياست‌خارجي و اقتصاد آمريكا محسوب مي‌شود. اوباما مي‌گويد به‌همين دليل تصميم گرفته كه وضعيت فوق‌العاده ملي عليه ايران را با هدف اعمال تحريم‌هايي مشخص در واكنش به تهديد‌هاي اين كشور تمديد كند.»۱۱ در همين راستا وزارت خزانه‌داري آمريكا با انتشار بيانيه‌اي در تاريخ ۱۵بهمن ۱۳۹۵، ۲۵ شخصيت حقيقي و حقوقي ايران را به بهانه‌ي انجام آزمايش موشكي به فهرست تحريم‌هاي آمريكا عليه ايران افزود. اقدامي كه حتي موجب اعتراض بسياري از كشورها از جمله چين شد.۱۲

در مثالي ديگر، مي‌توان به تحولات منطقه و حضور ايران در سوريه و لبنان اشاره كرد. حضوري كه موجب دست برتر ايران در منطقه و جهان شده است به‌طوري‌كه انديشكده صهيونيستي «بگين -سادات» در گزارشي مي‌نويسد: «اين عرصه موقعيت مبهمي را براي برندگان و بازندگان ايجاد مي‌كند اما اين ايران است كه دست بالا را در امور سوريه دارد زيرا اسد هنوز در قدرت است و اين بدان مفهوم است كه ايران از نفوذ خود در دمشق استفاد كرده است. دمشق نيز كماكان محور اصلي به سوي بيروت است، مكاني‌كه حزب‌الله لبنان، عامل نبردهاي نيابتي ايران حضور مؤثر قدرتمندي دارد.» با اين حال اما عده‌اي معتقد بودند كه ايران نبايد در سوريه ايفاي نقش كند و بحران سوريه نيز راه‌حل سياسي دارد نه نظامي. رهبر انقلاب اما از همان ابتدا اگرچه تأكيد داشتند كه مي‌بايست خواست مردم و آنچه نتيجه‌ي انتخابات و رأي مردم سوريه است مبناي اقدامات قرار بگيرد اما با توجه به حمايت‌هاي مالي و نظامي آمريكا و عمال منطقه‌اي او از گروه‌هاي تروريستي در سوريه، معتقد بودند كه اگر ايران در سوريه و عراق با تروريسم مقابله نكند، بايد در خيابان‌هاي تهران و اصفهان با آن مقابله كند. اين روزها كه حادثه‌ي تروريستي تهران منجر به شهادت و زخمي شدن عده‌اي از هم‌وطنان عزيزمان شد، بهتر از گذشته مي‌توان فهميد كه هزينه‌ي چالش سوريه، به مراتب كمتر از هزينه‌ي سازش است. چه آنكه تروريسم همين بيخ گوش ماست.
   
:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



چهار روايت از تجربه هزينه سازش
نوشته شده در ۳۰ خرداد ۱۳۹۶
ساعت : ۱۰:۱۶:۲۰
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)
نتيجه تصويري براي نه به سازش

تجربه سازش تنها محدود به كشورهاي غيرغربي يا ضعيف نيست و غرب نيز در مقاطعي آن را تجربه كرده است. براي مثال، غربي‌ها بعد از به قدت رسيدن هيتلر در آلمان، با سازش‌ها و مماشات فراواني كه در برابر وي نشان دادند، باعث جري‌تر شدن وي و تجربه تلخ جنگ جهاني دوم شدند. مهم‌ترين بخش اين سياست سازش‌كارانه در برابر هيتلر مربوط به پذيرش جدا شدن منطقه سودتنلاند جمهوري چك و واگذاري آن به آلمان است كه به سياست «اپيزمنت» و يا مماشات معروف شده است.۱ كارشناسان معتقدند كه سياست مماشات با هيتلر عامل مهمي در تهاجمي‌تر شدن هيتلر و آغاز جنگ جهاني دوم بود.

اما اگر بخواهيم نتايج عقب‌نشيني در برابر غربي‌ها را به‌خوبي درك كنيم، بهتر است رابطه آمريكا با دولت‌هاي دست‌نشانده خود را نيز بررسي كنيم. آمريكا در رابطه با حاكمان دست‌نشانده خود نيز به دنبال تأمين منافع خود است و حمايت از آن حاكمان را تا آنجا به‌پيش مي‌برد كه منافعش تأمين شود. اين حاكمان هرچقدر در برابر آمريكا عقب‌نشيني كردند، به همان ميزان توسط اين كشور دوشيده شدند. رابطه آمريكا با عربستان و ايرانِ دوران پهلوي، نمونه بارز اين نوع رابطه است.

*عربستان سعودي
عربستان سعودي از ابتداي تأسيس خود تاكنون براي تأمين امنيت، وابسته به آمريكا بوده است. اين نوع رابطه را معمولاً در عرف سياسي رابطه حامي – پيرو (patron-client) مي‌نامند كه كشور ضعيف‌تر به منظور حفظ امنيت خود وابسته به يك كشور قدرتمند مي‌شود. البته شرط اين نوع رابطه، داشتن مزيت براي كشور قدرتمند و يا به‌اصطلاح، كشور حامي، از طرف كشور ضعيف‌تر است. اگر بخواهيم به زبان ساده اين نوع رابطه را توضيح بدهيم، كشور ضعيف‌تر براي تأمين امنيت كشور خود، كه معمولاً از مقبوليت داخلي نيز برخوردار نيست و حاكمان آن به‌وسيله جنگ داخلي و با پشتيباني كشورهاي ديگر به سلطه مي‌رسند، به يك كشور قدرتمند باج و خراج مي‌دهد.

واضح است كه مهم‌ترين مزيت عربستان براي آمريكا مسئله تأمين انرژي است. عربستان همواره تأمين‌كننده اصلي انرژي آمريكا بوده است و در مواقع ضروري با كم‌وزياد كردن مصنوعي قيمت‌ها به اين كشور خدمت كرده است. البته اين پايان كار نيست و دلارهايي كه آمريكا بابت خريد نفت به عربستان مي‌پردازد، به‌وسيله فروش اسلحه به اين كشورها باز پس مي‌گيرد. عربستان سعودي ازيك‌طرف بزرگ‌ترين صادركننده نفت به آمريكا و از طرفي ديگر بزرگ‌ترين واردكننده سلاح از اين كشور است. وزارت خارجه آمريكا در ابتداي سال جاري ميلادي در صفحه مربوط به معرفي عربستان سعودي اين‌طور نوشته است: «عربستان سعودي بزرگ‌ترين خريدار سلاح از آمريكاست و در حال نيز حدود ۱۰۰ ميليارد دلار قرارداد فروش اسلحه بين اين دو كشور وجود دارد. علاوه بر اين، آمريكا با وزارت دفاع عربستان در حوزه مشاوره و آموزش امنيتي همكاري داشته است. از دهه ۵۰ ميلادي نيز سپاه مهندسي ارتش آمريكا نقش مهمي را در ساخت‌وسازهاي نظامي و غيرنظامي در عربستان داشته است.»۲ البته اين رقم ۱۰۰ ميليارد دلاري مربوط به قبل از قراردادهاي۴۰۰ ميليارد دلاري اخير۳ است. عربستان در هشت سال رياست جمهوري قبلي آمريكا نيز چيزي حدود ۱۱۵ ميليارد دلار اسلحه از آمريكا خريده بود.۴ كشوري كه خود دچار مشكلات اقتصادي از جمله بيكاري گسترده است و نيز در سال گذشته ۹۰ ميليارد دلار كسري بودجه داشت،۵ اكنون براي جلب نظر آمريكا چنين قراردادهايي را امضا مي‌كند. مسئولان آمريكايي نيز بي‌توجه به مشكلات اقتصادي عربستان، به فكر حل مشكلات اقتصادي خودشان هستند و بيكاري گسترده در عربستان برايشان اهميتي ندارد. مطمئناً اگر وضع حاكمان سعودي به همين منوال ادامه پيدا كند، در آينده مجبور خواهند شدند كه براي كسب رضايت غربي باج‌هاي سنگين‌تري را پرداخت كنند.

*ايرانِ دوران پهلوي دوم
ايرانِ دوران پهلوي، شباهت زيادي با عربستانِ كنوني داشت. كشوري سرشار از منابع نفتي، داراي ارتشي به‌ظاهر قدرتمند و حاضر در درگيري‌هاي منطقه‌اي و البته بزرگ‌ترين واردكننده سلاح از آمريكا.۶ دوران پهلوي، به هر ميزان توليد و قيمت نفت افزايش مي‌يافت، به همان ميزان واردات سلاح از آمريكا افزوده مي‌شد؛ آمريكا ازيك‌طرف با واردات نفت از ايران، انرژي موردنياز خود را تأمين مي‌كرد و از طرفي ديگر با فروش سلاح به ايران دلارهاي خود را پس مي‌گرفت، اما انباري از اسلحه براي خود در خاورميانه ايجاد مي‌كرد. در آرشيو سايت وزارت خارجه آمريكا آمده است كه «مسئولان آمريكايي بهترين روش براي كنترل شاه را همان برنامه نظامي مي‌دانند؛ اگر شاه مطمئن شود كه آمريكا به امنيت ايران توجه دارد، مشاوران نظامي بهتر مي‌توانند به وي در مورد مسائل اولويت‌دار مشورت دهند.»۷

افزايش درآمدهاي نفتي ايران در دهه ۷۰ ميلادي (۵۰ شمسي) هم‌زمان با افزايش سرسام‌آور واردات اسلحه از آمريكا صورت گرفت؛ اميرعباس هويدا، از نخست وزيران دوران محمدرضا شاه، در صفحه ۹۸ كتاب خود بانام سقوط شاه اين‌طور مي‌نويسد: «در يك‌فاصله زماني، ۲۰ ساله، از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۱، كل خريد تسليحاتي ايران از آمريكا به يك ميليارد دلار هم نرسيد. ولي بين سال‌هاي ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۸ يعني فقط در عرض ۸ سال آخر سلطنت شاه، ميزان خريد سلاح از آمريكا آن‌قدر سريع افزايش پيدا كرد كه به رقم نجومي ۱۹ ميليارد دلار بالغ شد». اين خريدها هم‌زمان با اوضاع به‌هم‌ريخته اقتصادي آمريكا در دوران بعد از جنگ ويتنام است كه توانست به اقتصاد آمريكا جاني دوباره ببخشد.»

عقب‌نشيني‌هاي سياسي محمدرضا شاه به اينجا ختم نمي‌شود و موارد متعددي ازاين‌دست در طول دوران پهلوي قابل‌مشاهده است. مسئله صرف‌نظر كردن ايران از حاكميت بر بحرين از جمله اين عقب‌نشيني‌هاي سياسي اين دوران است؛ در كتاب سياست خارجي ايران در دوران پهلوي آمده است كه در مذاكراتي پنهاني ميان ايران، انگلستان و آمريكا، ايران در مورد مسئله بحرين كوتاه مي‌آيد و عقب‌نشيني سياسي كند8 و نتيجه چيزي نمي‌شود جز جدايي بحرين از ايران.

در كنار اين دو تجربه، مستندات بسياري در مورد هزينه‌هاي سنگين سازش با دشمنان در طول تاريخ بشري نيز مشاهده مي‌شود. اين مستندات نشان‌دهنده اين موضوع است كه راهِ رسيدن به منافع و اهداف را بايد در جاي ديگري غير از سازش يافت كرد. تاريخ نشان داده است كه يك‌قدم عقب‌نشيني در برابر دشمن برابر است با صدها قدم پيش روي دشمن، كه مذاكرات صلح فلسطين و ماجراي ليبي، نمونه‌هاي خوبي‌اند براي اثبات اين مدعا:

*در هم شكسته شدن مقاومت ۳۰ ساله
مذاكرات سازمان آزادي‌بخش فلسطين به رهبري ياسر عرفات از درس‌آموزترين تجربه‌هاي مسلمانان در دهه‌هاي اخير است. سازمان آزادي‌بخش فلسطين كه در سال ۱۹۶۴ با هدف آزادسازي فلسطين از طريق درگيري مسلحانه تشكيل شده بود و هدف نخست خود را نابودسازي رژيم صهيونيستي عنوان مي‌كرد، پس از چند دهه مقاومت، پاي ميز مذاكره با رژيم صهيونيستي مي‌نشيند و درنهايت بدون دست يافتن به اهداف خود، اين رژيم را به رسميت مي‌شناسد. اين مذاكرات، با اجلاس مادريد در سال ۱۹۹۱ آغاز و نهايتاً به توافق‌نامه اسلو منتهي مي‌شود. ياسر عرفات در مذاكرات سازش به دنبال اهدافي همچون پايان دادن به شهرك‌سازي‌ها و آزادي اسراي فلسطيني بود كه باوجود دادن امتيازات فراوان به رژيم صهيونيستي، به هيچ‌كدام از آن اهداف نرسيد.

به‌جز به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي و چشم‌پوشي از ۷۸ درصد خاك فلسطين كه بزرگ‌ترين موفقيت صهيونيست‌ها در اين مذاكرات به شمار مي‌رفت، امتيازات ديگري از طرف اين افراد به رژيم صهيونيستي اعطا شد؛ در اين مذاكرات مبارزات نظامي سازمان آزادي‌بخش فلسطين (ساف) به‌عنوان اَعمال تروريستي شناخته و توافق شد كه اين اعمال متوقف و بندهايي از اساس‌نامه‌ي اين سازمان از جمله مبارزه‌ مسلحانه با رژيم صهيونيستي و نابودي اين رژيم حذف شود؛ در اين مذاكرات، باوجود به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي از سوي ساف، طرف فلسطيني نتوانست دولت مستقل فلسطيني را تشكيل دهد و تنها به يك تشكيلات خودگردانِ بدون ارتش در كرانه باختري رضايت داد و مسئوليت امنيت آن را هم به اسرائيلي‌ها واگذار كرد. در اين توافق‌نامه در مورد وضعيت بيت‌المقدس، پناهندگان فلسطيني و شهرك‌نشينان مستقر در كرانه باختري سخني به ميان نيامد.9

بر اساس اسناد جديدي كه منتشر شده است، روحيه‌ سازش ميان مسئولان سازمان آزادي‌بخش فلسطين در دوران اوج موفقيت‌هاي اين سازمان يعني به رسميت شناخته شدن اين سازمان از طرف سازمان ملل و اتحاديه‌ عرب نيز وجود داشته است و اين مسئولان در آن زمان نيز عقب‌نشيني‌هاي زيادي را پذيرفته بودند.10 همين روحيه باعث درهم شكسته شدن مقاومت ۳۰ ساله اين سازمان و نابودي تلاش‌ها براي رسيدن به آرمان تشكيل دولت مستقل فلسطين از سوي ساف شد.

*مذاكرات هسته‌اي ليبي
معمر قذافي از همان روزي كه در سال ۱۹۶۹ توانست كنترل ليبي را به دست بگيرد، به دنبال دست‌يابي به فناوري هسته‌اي بود و همواره در اختيار داشتن انحصاري بمب اتم توسط رژيم صهيونيستي در منطقه را محكوم مي‌كرد. با توجه به اِعمال محدوديت‌هاي فراوان از سوي كشورهاي غربي، تلاش‌هاي قذافي براي دستيابي به اين فناوري ۳۰ سال به طول مي‌انجامد و پس از كش‌وقوس‌هاي فراوان در اكتبر ۲۰۰۰ ميلادي اولين سانتريفيوژ ليبي با موفقيت آزمايش مي‌شود.۱1 كشورهاي غربي با اِعمال تحريم گسترده ضد ليبي درنهايت موفق شدند ليبي را در سال ۲۰۰۳ به‌پاي ميز مذاكره بكشانند. پس از ۹ ماه مذاكره پنهاني ميان ليبي، انگليس و آمريكا، قذافي اعلام كرد كه برنامه هسته‌اي، شيميايي و موشك‌هاي بالستيك  خود را در ازاي رفع تحريم‌ها تعطيل مي‌كند. اين كشور همچنين متعهد به اجراي كامل پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي (NPT) شد و پذيرفت كه به بازرسان اجازه بررسي تمامي اين برنامه‌ها را بدهد.۱2

در ۳۰ آوريل ۲۰۰۳، ليبي (تحت فشارهاي خارجي) مسئوليت حادثه لاكربي را بر عهده مي‌گيرد و متعهد مي‌شود كه ۲.۷ ميليارد دلار غرامت به خانواده ۲۷۰ قرباني اين حادثه پرداخت كند. اين اما پايان كار نبود و در ۸ ژانويه ۲۰۰۴ نيز ليبي متعهد مي‌شود كه ۱۷۰ ميليون دلار غرامت به بازماندگان قربانيان حادثه بمب‌گذاري خطوط هوايي فرانسه پرداخت كند.۱3

با اجراي كامل تعهدات ليبي، همگي منتظر برداشته شدن تحريم‌هاي غرب ضد ليبي بودند. اما سفير آمريكا در سازمان اعلام كرد كه اگرچه آمريكا مانع برداشته شدن تحريم‌هاي سازمان ملل ضد ليبي نمي‌شود، اما تحريم‌هاي آمريكا ضد ليبي به خاطر نقض حقوق بشر در اين كشور و نقش ليبي در منازعات منطقه‌اي در آفريقا سر جاي خود باقي خواهد ماند.۱4 ليبي كه به اميد برداشته شدن تحريم‌ها با غربي‌ها سازش كرده بود، نه‌تنها به هدف خود نرسيد، بلكه چند ميليارد دلار غرامت پرداخت كرد و برنامه هسته‌اي و بالستيكي خود را نيز از بين برد. چندين سال بعد، نه نامي از معمر قذافي باقي بود، نه ديگر ليبي كشوري بود امن و پايدار براي مردمان خود.
         
:: موضوعات مرتبط: خبرنامه
:: برچسب‌ها: ،
 



معناي كلمه آتش به اختيار چيست؟
نوشته شده در ۲۹ خرداد ۱۳۹۶
ساعت : ۱۰:۲۶:۵۷
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)
نتيجه تصويري براي آتش به اختيار
 
 

واكاوي فرمان «آتش به اختيار»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifرهبر انقلاب در ديدار رمضاني با دانشجويان، آن‌ها را به تلاش جدي و همه‌جانبه براي غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه توصيه نمودند. ايشان در ضمن اين بحث فرمودند: «من به همه‌ي آن هسته‌هاي فكري و عمليِ جهادي، فكري، فرهنگي در سرتاسر كشور مرتّباً ميگويم: هركدام كار كنيد؛ مستقل و به‌قول ميدان جنگ، آتش‌به‌اختيار.»
اين فرمان رهبر انقلاب با واكنش‌هاي گسترده و متفاوتي روبه‌رو شده است. از اين رو پايگاه اطلاع‌رساني
http://boronsi.bigsite.ir/ در يادداشت زير به واكاوي اين سخن رهبر انقلاب، بر اساس انديشه و اصول حضرت امام خميني (رحمه‌الله) و بيانات رهبر انقلاب در اين باره پرداخته است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/36782/smpf.jpg
*فكر و عملِ توأمان افسران جنگ نرم
وقتي درباره‌ي وضعيت «آتش به اختيار» سخن مي‌گوييم، بايد بدانيم كه اين فرمان ناظر به چه كسي صادر شده است؟ مخاطبِ صريحِ اين كلام كيست؟

بر اساس انديشه‌ي حضرت امام خميني رحمه‌الله و حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، وقتي از مأموريت‌هاي نظام اسلامي سخن مي‌گوييم به تعبير مشترك كليدي و مهمي مي‌رسيم با عنوان «فتح‌الفتوح انقلاب اسلامي»: «امام‌ بزرگوار ما در يك حادثه‌ى مهم جنگى در قضيه‌ى يك عمليات كه پيروزى‌اى به دست رزمندگان آمده بود، يك پيامى دادند؛ در آن پيام اين نكته وجود داشت كه فتح‌الفتوح انقلاب اسلامى، تربيت اين جوانهاست.» ۱۳۹۱/۷/۱۲[۱]

امروز اين جوانان تربيت‌شده، اين «جوان‌هاي دانشجو و افسران جوان جنگ نرم»، در شرايطي كه «جمهوري اسلامي و نظام اسلامي با يك جنگ عظيمي -جنگ نرم- مواجه است» بايد به ميدان بيايند: «گفتيم افسران جوان جنگ نرم؛ نگفتيم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است كه به او بگويند پيش، برود جلو؛ عقب بيا، بيايد عقب. يعني سرباز هيچ‌گونه از خودش تصميم‌‌‌‌‌‌‌‌‌گيري و اراده ندارد و بايد هر چه فرمانده ميگويد، عمل كند. نگفتيم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و يگانهاي بزرگ، چون آنها طراحيهاي كلان را ميكنند. افسر جوان در صحنه است؛ هم به دستور عمل ميكند، هم صحنه را درست ميبينيد؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مي‌آزمايد. لذا اينها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش اين است. حقيقتاً افسران جوان، فكر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم ميبينند، در چهارچوب هم كار ميكنند.» ۱۳۸۸/۶/۸[۲]

*دشمن به سراغ سنگرهاي معنوي مي‌آيد
در بحث فرمان «آتش به اختيار به جوانان و افسران جنگ نرم» نكته‌ي دوم اين است كه بايد توجه كنيم اين فرمان در چه فضاي كلّي و شرايطي مطرح شده است؟ به تعبير رهبر انقلاب: «جنگي كه وجود دارد، از جنگ نظامي اگر خطرش بيشتر نباشد، كمتر نيست... در جنگ رواني و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته ميشود در دنيا، دشمن به سراغ سنگرهاي معنوي مي‌آيد كه آن‌ها را منهدم كند؛ به سراغ ايمان‌ها، معرفت‌ها، عزم‌ها، پايه‌‌ها و اركان اساسي يك نظام و يك كشور؛ دشمن به سراغ اين‌ها مي‌آيد كه اين‌ها را منهدم بكند و نقاط قوّت را در تبليغات خود به نقاط ضعف تبديل كند؛ فرصت‌هاي يك نظام را به تهديد تبديل كند.» ۱۳۸۸/۷/۲[۳] جنگي كه ابزارهاي خاص خودش را دارد: «جنگ به‌وسيله‌ي ابزارهاي فرهنگي، به‌وسيله‌ي نفوذ، به‌وسيله‌ي دروغ، به‌وسيله‌ي شايعه‌پراكني؛ با ابزارهاي پيشرفته‌اي كه امروز وجود دارد، ابزارهاي ارتباطي‌اي كه ده سال قبل و پانزده سال قبل و سي سال قبل نبود، امروز گسترش پيدا كرده.» ۱۳۸۸/۹/۴[۴]

پس فضاي عمليات و عرصه‌ي مورد نظر، عرصه‌ي جنگ نرم و عقيدتي و فكري است.
:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۰۶:۴۵:۴۱
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)

بيانات در ديدار خانواده‌هاي شهداي مرزبان و مدافع حرم

نتيجه تصويري براي دشمنان نميتوانند به ما سيلي بزنند

در روز بيست و سوم ماه مبارك رمضان (۱)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم
و الحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي‌القاسم المصطفي محمّد و علي آله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداة المهدييّن سيّما بقيّة‌الله في الارضين.

 بسيار جلسه‌ي شيرين و جالبي است از اين جهت كه عطر شهادت در اين جلسه پيچيده است. بله، همه‌ي خانواده‌هاي شهدا در اينجا نيستند لكن يك مجموعه‌اي از خانواده‌هاي عزيز شهيدان ما، چه شهيدان [مدافع] حرم، چه شهيدان مرزباني، چه شهيدان ارتش -نيروي زميني- چه شهيدان سپاه، چه شهيدان نيروي انتظامي و ديگران در اينجا اجتماع كرده‌ايد و عطر شهيدان در فضاي حسينيّه پيچيده است.

 شهادت يك مفهوم عجيبي است، يك مقوله‌ي عجيبي است، يك مقوله‌ي عميقي است. شهادت يعني معامله‌ي با خدا، يك معامله‌ي دوجانبه‌ي بي‌دغدغه‌ي با خداي متعال؛ جنس هم معلوم، بهاي جنس هم معلوم. جنس عبارت است از جان. جان يعني سرمايه‌ي اصلي هر انساني در اين دنياي مادّي؛ اين جنس است؛ اين را شما تقديم ميكنيد؛ در مقابل، چه ميگيريد؟ در مقابل، سعادت ابدي و حيات جاودان در برترين نعمتهاي الهي را ميگيريد. خب، اين جنسي كه شما در شهادت ميدهيد، يك جنس ماندگار نيست. اين جنس مثل همان يخي است كه فروشنده‌ي يخ، روز تابستان آمده بود يخ را عرضه ميكرد، ميگفت مردم! اين جنس را از من بخريد كه اگر نخريد، اصل مايه از دست خواهد رفت؛ اين‌جوري است ديگر. حالاها كه داخل خانه‌ها يخ هست، قديمها كه يخ را از بازار ميخريديم، فروشنده‌ي يخ اين يخ را لاي كيسه‌گوني و مانند اينها نگه ميداشت كه بماند تا بيايند بخرند. اگر نميخريدند چه ميشد؟ اگر مشتري پيدا نميشد و يخ را نميخريد چه ميشد؟ يخ آب ميشد، از بين ميرفت. اين مشتري‌اي كه مي‌آيد اين جنس نابودشدني را از شما ميخرد، خيلي مشتري باارزشي است. اين جاني كه من و شما داريم، همان يخ است، اين دارد ذرّه‌ذرّه [از بين] ميرود ديگر؛ مگر اين‌جور نيست؟ ذرّه‌ذرّه دارد تمام ميشود. هر يك روزي كه ميگذرد، ما به آن سرآمد داريم نزديك‌تر ميشويم؛ يعني به قبر داريم نزديك‌تر ميشويم؛ اين دارد روزبه‌روز [از بين] ميرود. حالا چقدر طول بكشد؟ بعضي‌ها اين سرآمدشان چهل‌سالگي است، بعضي پنجاه‌سالگي است، بعضي هشتادسالگي است؛ بالاخره تمام ميشود؛ دير و زود دارد، سوخت و سوز ندارد؛ دارد تمام ميشود. حالا [براي] اين جنسي كه چه شما بفروشي و چه نفروشي بالاخره تمام خواهد شد، يك مشتري پيدا شده و ميگويد من اين را از تو ميخرم، آن‌هم به بالاترين قيمت ميخرم. آن بالاترين قيمت چيست؟ بهشت. همين آيه‌اي كه اين قاريِ(2) خوش‌خوانِ عزيز ما امروز تلاوت كردند: اِنَّ اللهَ اشتَرىٰ‌ ‌مِنَ المُؤمِنينَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّة؛(3) اين جنس را از شما ميخرند كه به شما بهشت بدهند. يُقاتِلُونَ في‌ سَبيلِ اللهِ فَيَقتُلونَ وَ يُقتَلون؛(4) يعني وقتي شما در راه خدا مجاهدت ميكنيد، چنين نيست كه برَوي جانت را دو‌دستي بدهي دست دشمن و بگويي بكُش؛ نه آقا! شما هم ضربه ميزني به او. اين مرزبان ما كه در مرزها به شهادت ميرسد، قبلش مبالغ زيادي ضربه به دشمن زده، مانع نفوذ دشمن شده، جلوي توطئه‌ي دشمن را گرفته، جلوي فساد دشمن را گرفته؛ اين جوان ما كه در دفاع از حرم، در فلان كشور خارجي در مقابل داعش ايستاده و شهيد شده، قبل از اينكه شهيد بشود، صد ضربه به او زده، جلوي او را گرفته، اهداف او را ناكام كرده، پدر او را درآورده، حالا هم شهيد ميشود. فَيَقتُلونَ وَ يُقتَلُون؛ هم ميكُشند، بعد هم خودشان كشته ميشوند. وَعدًا عَلَيه‌؛ اين يك وعده‌ي الهي است؛ خدا دارد به شما وعده ميدهد. اينكه ميگويد از تو ميخريم اين جنس را به قيمت بهشت؛ بهشت يعني سعادت ابدي، سعادتي كه در آنجا ديگر مثل اين يخ نيست كه لحظه‌به‌لحظه آب برود؛ نه، بقاء دائمي است، هميشگي است، لذّت هميشگي است، نعمت هميشگي است؛ در مقابل اين دارند اين جان ازبين‌رفتني را از شما ميخرند و ميگيرند؛ اين وعده، وعده‌ي خدا است. اين وعده‌ي حقّي است كه خداي متعال به شما داده است، مخصوص دين شما هم نيست؛ اين وعده را خدا در كتابهاي آسمانيِ قبلي هم داده است: وَعداً عَلَيهِ حَقًّا فِي التَّوراةِ وَ الاِنجيلِ وَ القُرءان؛(5) شهادت اين است. بعد هم ميفرمايد: وَ مَن اَوفىٰ‌ بِعَهدِهِ مِنَ الله؛(6) چه كسي به عهد خود وفا‌كننده‌تر است از خدا؟ اين وعده وفا ميشود. بنابراين شهادت يك مفهوم اين‌جوري است. ظاهرش را كه نگاه ميكنيد، ظاهر دردناكي دارد، تلخي دارد؛ پدر انسان، مادر انسان، همسر انسان، بچّه‌ي انسان، برادر و خواهر انسان، داغدار ميشوند، غصّه ميخورند؛ ظاهرش اين است؛ امّا باطنش چه؟ باطنش فروش يك جنس ضايع‌شدني و خراب‌شدني و غيرقابل‌ماندن به يك قيمت فوق‌العاده بالا است. بنده از قديم با دوستان در صحبت و سخنراني و مانند اينها كه صحبت ميكرديم ميگفتم شهادت، مرگ تاجرانه است؛ يعني در آن زرنگي هست؛ آنهايي كه شهيد ميشوند، خداي متعال بيشترين لطف را به آنها ميكند، بالاترين لطف را به آنها ميكند؛ اين شهادت است.

 شماها خانواده‌هاي شهدا هستيد، البتّه رنج ميبريد؛ فرزندتان، برادرتان، پدرتان، همسرتان از دستتان ميرود، [آنها را] دوست داريد، محبّت داريد، بديهي است كه داغدار ميشويد؛ در اين ترديدي نيست. امّا با اين نگاه وقتي نگاه كنيد، خواهيد ديد كه شما هم برنده‌ايد. چرا؟ براي خاطر اينكه او كه عروج پيدا كرد و رفت به درجات عالي، او قدرت دارد شفاعت كند؛ او ميتواند در برزخ و در قيامت نقش ايفا كند. همين الان هم كساني كه در دنيا هستند، بعضي‌ها كه با شهدا اُنس بيشتري دارند، در مشكلات زندگي متوسّل به شهدا ميشوند و شهدا جواب ميدهند. در اين شرحِ­‌حال­هايي كه ما ميخوانيم از خانواده‌ي شهدا، ازاين­‌قبيل زياد هست كه همسر شهيد، پدر شهيد، مادر شهيد دچار يك مشكلي ميشوند، به شهيد متوسّل ميشوند؛ ميگويند «تو كه دستت باز است، تو كه ميتواني، كمكمان كن»، و او كمك ميكند. در برزخ هم همين‌جور است. شماها ميرويد ديگر؛ شماها هم كه ماندني نيستيد؛ من و شما همه رفتني هستيم؛ ما هم همين عالم برزخ را، همين دالان را، همين وادي را در پيش داريم، به آنجا خواهيم رسيد. وقتي‌كه رفتيد، آنجا گرفتاري‌ها زياد است؛ اگر انسان آنجا بتواند شفيعي داشته باشد كه اين شفيع به درد آدم بخورد، خيلي قيمت دارد. اين شهيد، شفيع شماها است.

 البتّه درباره‌ي خانواده‌ي شهدا من حرفْ زياد دارم؛ زياد هم حرف زده‌ام؛ حرفهاي زيادي دارم درباره‌ي خانواده‌ي شهدا. مسئله‌ي خانواده‌ي شهدا فقط اين نيست كه يك شهيد از آنها در راه حق به شهادت رسيده؛ صبر آنها خودش يك كوه باارزش است. همين­‌كه پدر شهيد، مادر شهيد، همسر شهيد، فرزند شهيد، صبر ميكنند بر اين مصيبت، خود اين يك ارزش بسيار والايي است؛ بسيار والا. اُولٰئِكَ‌ عَلَيهِم‌ صَلَوٰتٌ‌ مِن رَبِّهِم وَ رَحمَة؛(7) شما باور ميكنيد كه خدا بر شما صلوات بفرستد؟ خدا صلوات بفرستد بر شما! شما كه خانواده‌ي شهيد هستيد، وقتي صبر ميكنيد بر اين مصيبت و شكر ميكنيد خدا را و تحمّل ميكنيد و اين را پاي خدا حساب ميكنيد، اين صبر شما موجب ميشود كه خداي عزّوجل -كه مالك مُلك و ملكوت است، مالك عالم وجود است- بر شما صلوات بفرستد. اينها ارزش است؛ ما اين مفاهيم را بايد درست بفهميم. اين مفاهيم، نيروهاي عجيبي در وجود ما ايجاد ميكند، ما را آماده ميكند براي خيلي كارهاي بزرگ.

 دشمنها ميخواهند اين مفاهيم را از ما بگيرند. بعضي از همين قلم­‌به­‌دست­‌هاي مزدور -كه دلشان ميخواهد دل بيگانه‌ها را به دست بياورند به جاي اينكه دل اولياي خدا را به دست بياورند- يك چيزهايي مينويسند، يك حرفهايي مينويسند در بعضي از اين مطبوعات، روزنامه‌ها يا فضاي مجازي؛ اينها نميفهمند چه‌كار ميكنند. مفهوم شهادت، مفهوم مجاهدت في‌سبيل‌الله، مفهوم صبر بر اينها، مفاهيم عظيمي است؛ اينها در زندگي روزمرّه‌ي جامعه‌ي اسلامي اثر دارد. برادر، خواهر! همينها انقلاب را حفظ كرده.

 اين انقلاب و نظامي كه به وجود آمد، از اوّل با دشمني‌هاي سخت مواجه بود، حالا به اين هارت‌و‌پورت‌هاي اين بابايي كه تازه آمده آمريكا(8) [سرِ كار]، نگاه نكنيد؛ اينها جديد نيست، اينها از اوّل بود، حالا زبانهايشان و لحنهايشان فرق ميكند. از روز اوّل اين هارت‌و‌هورت‌ها عليه جمهوري اسلامي بوده تا امروز؛ قريب چهل سال است. هيچ غلطي نتوانستند بكنند. اين نهال را آن‌وقتي كه يك تركه‌ي نازك بود روي زمين، نتوانستند بكَنند، امروز تبديل شده به يك درخت تناور؛ [مگر] ميتوانند بكَنند؟ غلط ميكنند. ميگويند ميخواهيم نظام جمهوري اسلامي را تغيير بدهيم؛ خب كِي بوده كه شما نخواسته‌ايد اين كار را بكنيد؟ هميشه خواسته‌ايد، هميشه سرتان به سنگ خورده، هميشه دماغتان به خاك ماليده شده؛ بعد از اين هم همين خواهد بود. ملّت ايران را اينها نشناخته‌اند؛ اين مفاهيم، ملّت ايران را زنده نگه ‌داشته.

 اينهايي كه تازه آمده‌اند سرِ كار در آمريكا، مثل اين كساني كه تازه وارد عالَم چاقو‌كشي شده‌اند -اين چاقوكش‌هاي تازه‌كار و بي‌تجربه كه به هرجا ميرسند يك نيش چاقويي ميزنند- نميفهمند چه‌‌كار دارند ميكنند؛ تا وقتي توي دهانشان بخورد؛ وقتي توي دهانشان خورد، آن‌وقت ميفهمند حساب چيست، كتاب چيست. جمهوري اسلامي را اينها نشناخته‌اند، ملّت ايران را اينها نشناخته‌اند، مسئولين جمهوري اسلامي را نشناخته‌اند. ملّت ايران آن ملّتي است كه از روز اوّل تا امروز، با همين‌جور توطئه‌ها و با همين‌جور حرفها مواجه بوده؛ آنها خواسته‌اند به ملّت ايران سيلي بزنند، [ولي] ملّت ايران به آنها سيلي زده؛ آنها خواسته‌اند نظام جمهوري اسلامي را ساقط كنند، [امّا] يكي يكي در حسرت اين آرزو به گور رفتند. شما ببينيد از اوّل انقلاب، [تعداد] اين كساني كه در آرزوي نابودي جمهوري اسلامي بودند و حالا از اين دنيا با حسرت و با ناكامي رفتند در اعماق جهنّم، چقدر است. جمهوري اسلامي با اقتدار كامل [ايستاده]؛ بعد از اين هم همين‌جور خواهد بود. اين را همه بدانند -هم دشمن بداند، هم دوستان با اخلاص بدانند، هم آن دوستاني كه گاهي دلشان ميلرزد بدانند- كه جمهوري اسلامي مستحكم ايستاده است و بدانيد آنها نميتوانند به ما سيلي بزنند، ما به آنها سيلي خواهيم زد.

 و اين به‌خاطر تجهيزات مادّي نيست. تجهيزات مادّي نقش اساسي و تعيين‌كننده ندارند، چيزهاي ديگري وجود دارد؛ آن، تجهيزات معنوي است؛ آن عزم و اراده‌ي ثابت است، آن راه‌هاي استحكام دروني دلهاي يكايك آحاد مردم است، آن قدرت تربيت جوانهايي است كه در اين طوفان عجيب فساد -كه در دنيا به‌وسيله‌ي صهيونيست‌ها و امثال آنها دارد ترويج پيدا ميكند- قرص و محكم در صراط مستقيم در ايران ايستاده‌اند. جمهوري اسلامي، قدرت اسلامي، نظام اسلامي، ميتواند اين‌جور جوانهايي را تربيت كند و امروز تربيت كرده و هستند. اين، قدرت جمهوري اسلامي است؛ با اين قدرت، هيچ قدرت مادّي‌اي تواناييِ مقابله ندارد. و روح [اين قدرت] هم، روحِ همين شهادت است.

 البتّه در كنار اين حرفها، ارزش شهداي ما هم بايد معلوم باشد. شهداي دفاع از حرم اگر نبودند، ما بايد حالا با عناصر فتنه‌گرِ خبيثِ دشمنِ اهل‌بيت و دشمن مردم شيعه، در شهرهاي ايران ميجنگيديم. در برنامه‌هاي دشمن بود ديگر؛ در عراق كه بودند، اينها در يك منطقه‌اي بودند و سعي ميكردند خودشان را بكشانند به سمت منطقه‌ي مرزي با جمهوري اسلامي؛ و خودشان را برسانند به مناطق شرقي‌شان كه همسايه‌ي جمهوري اسلامي است؛ سعي ميكردند بيايند به اين استانهايي كه با ما هم‌مرزند؛ جلويشان گرفته شد، بهشان تودهني زده شد، تارومار شدند، پدرشان درآمد، حالا [هم] كه دارند بكلّي اِزاله(9) ميشوند، جارو ميشوند. در سوريه هم همين‌جور؛ اگر اين كاري را كه سرداران با‌ارزش ما انجام دادند انجام نميدادند، به قول اين آقاي مدّاح(10) عزيزمان، حالا بايد در همين دوروبَر و اطراف با اينها ميجنگيديم؛ بايد در همين خيابانهاي خودمان و شهرهاي خودمان با اينها مبارزه ميكرديم. بخش مهمّي از اين امنيّتي كه امروز شما داريد، مربوط به همين مدافعان حرم است.

 بخش مهمّ ديگري از امنيّت، مربوط به اين مرزداران ما است؛ چه از نيروي انتظامي كه در مرز مستقرّند، چه از نيروهاي زميني سپاه كه در مرز مستقرّند، چه از بقيّه‌ي نيروهايي كه در مرزها در حال رفت‌وآمد و استقرار و فعّاليّت و تلاشند؛ اين ناشي از بركات آنها است؛ آنها -طفلكها- ديده هم نميشوند! شما در خانه‌هايتان نشسته‌ايد؛ از مرز چه خبر داريد؟ شما پسرتان را، دخترتان را ميفرستيد مدرسه، مي‌آيد، نگران نيستيد؛ خودتان ميرويد محلّ كار و مي‌آييد، نگران نيستيد؛ ميرويد در پارك مي‌نشينيد، نگران نيستيد؛ راه‌پيمايي ميكنيد، نگران نيستيد؛ نگران ناامني نيستيد، داريد با امنيّت زندگي ميكنيد. چه خبر داريد كه آن ‌كه در مرز ايستاده و جلوي دشمن را گرفته كه وارد كشور نشود، او دارد چه ميكشد؟ اين را مردم خبر ندارند؛ او مظلوم است. شهداي مرزي ما مظلومند؛ چه در مرزهاي جنوب شرقي يعني منطقه‌ي بلوچستان و كرمان و مانند اينها، چه منطقه‌ي شمال غربي [يعني] منطقه‌ي كردستان و كرمانشاه و بقيّه‌ي جاها، چه بقيّه‌ي مناطق ديگري كه در مرزها مشكلاتي وجود دارد؛ در همه‌ي اينها، اين مرزدارهاي ما هستند كه دارند با همه‌ي وجود، آنجا دفاع ميكنند. اگر اين مرزدارها نباشند، از بعضي از مرزهاي ما هزاركيلو هزاركيلو موادّ مخدّر وارد كشور ميكنند كه هر يك كيلويش ممكن است صد جوان را بدبخت كند و به روز سياه و به خاك سياه بنشاند. چه كسي جلوي اينها را ميگيرد؟ مرزدار ما! اينها هستند كه دارند فداكاري ميكنند؛ بعد هم شهيد ميشود؛ اين شهيد خيلي ارزش دارد. شهيد مدافع حرم آن‌جور، شهيد مرزبان اين‌جور.

 شهيد كارهاي امنيّتي و اطّلاعاتي در داخل كشور [هم] يك‌جور؛ اينهايي كه با چشمهاي نافذ خودشان ميگردند و تيم‌هاي خرابكار را، تيم‌هاي تروريست را -كه شكل و قيافه‌شان با بقيّه‌ي مردم فرق ندارد، دلهايشان جهنّمي است كه ديده نميشود- پيدا ميكنند اين مأمور امنيّتي ما با تجربه‌اي كه دارد، با هوشي كه دارد، با كمكي كه از مردم ميگيرد، با هدايتي كه خدا ميكند، ميتواند اينها را پيدا كند. اينها را پيدا ميكنند و يك‌وقت شما مي‌شنويد كه چهل تيم را ضربه زدند، بيست تيم را ضربه زدند كه هريك از اين تيم‌ها ميتوانست ده‌ها نفر را به خاك و خون بكشد؛ يك‌وقتي هم يكي از اينها به شهادت ميرسد؛ اينها خيلي ارزش دارند.

 شما كه خانواده‌ي شهدا هستيد، خودتان داغداريد و دستتان در كار است؛ من ميخواهم اين را عرض بكنم -اين حرفها پخش ميشود، گفته ميشود تا مردم بدانند كه اين شهيدان ما چقدر دارند به اين كشور خدمت ميكنند- خدمت، فقط دادن آب و نان نيست؛ بالاتر از آب و نان، امنيّت است؛ اينها دارند امنيّت كشور را تأمين ميكنند. در همه‌ي مرزهاي كشور اين‌جوري است؛ چه آنهايي كه در خارج كشور در دفاع از حرم كار ميكنند، چه آنهايي كه در مرزها كار ميكنند، چه آنهايي كه در داخل شهرها و جادّه‌ها براي امنيّت كار ميكنند، همه‌ي اينها حقّ حيات به گردن كشور دارند.

 قدر شهدا را بايد بدانيم، قدر خانواده‌هاي شهدا را بايد بدانيم. برادران عزيز، خواهران عزيز! هركسي كه سعي كند كه ياد شهدا به فراموشي سپرده بشود، به اين كشور خيانت كرده؛ هركسي كه سعي كند كه به خانواده‌هاي شهدا اهانت بشود يا بي‌اعتنائي بشود يا مورد تعرّض زباني قرار بگيرند، به اين كشور خيانت كرده؛ [چون] اينجا بحث نظام نيست، بحث كشور است؛ به كشور خيانت كرده. به شهدا بايد احترام بگذارند و قدر آنها را بدانند؛ به خانواده‌ي شهدا بايد احترام بگذارند و قدر آنها را بدانند؛ خود را زير بار منّت شهيدان بدانند. خب «زير بار منّت شهيدان» يعني چه؟ يعني زيربار آن همسري كه راضي ميشود شوهرش برود در ميدان جنگ به شهادت برسد؛ پس زير بار [منّت] آن خانم هم هستند؛ زير بار منّت آن پدر يا آن مادري كه رضايت ميدهد فرزندش برود [هم هستند]؛ زير بار منّت اينها قرار بگيرند و همه بدانند، اينها است كه ارزشها را در كشورمان زنده ميدارد.

 پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند ميدهيم روزبه­‌روز ياد شهيدان ما را در كشور ما زنده‌تر كن. پروردگارا! روزبه­‌روز عزّت شهيدان و عزّت خانواده‌هاي شهيدان را در كشور ما بيشتر كن. پروردگارا! اين نور شهادت، اين فضاي شهادت، اين طلب شهادت، اين شور و شوق به شهادت را كه در دل بعضي‌ها هست، خاموش مكن. پروردگارا! هركسي را كه اين شوق و شور به‌معناي واقعي كلمه در دل او هست، به اين فضيلت برسان؛ تفضّلات خودت را درباره‌ي آنها زياد كن، شهدا را با پيغمبر محشور كن، با شهداي كربلا محشور كن. روح مطهّر امام بزرگوار ما را كه سلسله‌جنبان شهادت بود، از ما راضي و خشنود كن. قلب مطهّر وليّ‌عصر را از ما راضي و خشنود كن و ما را به رضاي آن بزرگواران روزبه­‌روز نزديك‌تر كن.

والسّلام­ عليكم­ و رحمةالله­ و بركاته
:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



وظايف شوراهاي اسلامي شهر و روستا
نوشته شده در ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶
ساعت : ۰۷:۳۰:۲۲
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)

جدول | وظايف شوراهاي اسلامي شهر و روستا

.


براي انتخاب اعضاي شوراي اسلامي شهر يا روستا چه ملاك‌هايي را بايد در نظر داشت؟ رهبر انقلاب اسلامي مجموعه‌ي نكات و وظايفي را براي اعضاي شوراهاي اسلامي شهر و روستا مطرح نموده‌اند؛ پايگاه اطلاع‌رسانيhttp://boronsi.bigsite.ir هم‌زمان با ايام انتخابات پنجمين دوره‌ي شوراهاي اسلامي شهر و روستا، مجموعه‌اي از اين نكات را جهت تسهيل انتخاب افراد اصلح در اختيار مخاطبان گرامي قرار مي‌دهد.

كاربران محترم همچنين مي‌توانند «كتابچه‌ي انتخاباتي شوراها» را از اينجا دريافت و مطالعه كنند

:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



تأثير يك رأي
نوشته شده در ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶
ساعت : ۰۷:۲۶:۳۹
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)

رهبر انقلاب اسلامي: «گاهي يك رأي هم مؤثّر است؛ هيچكس نگويد رأي منِ تنها چه تأثيري دارد. گاهي يك رأي يا چند رأي، در سرنوشت يك كشور اثر ميگذارد... مهم اين است كه در روز انتخابات، ان‌شاءالله همه‌ي مردم -زن و مرد، پير و جوان و هركس كه از لحاظ قانوني ميتواند رأي بدهد- بروند و رأي بدهند و انتخابات را پُرشور و پُررونق كنند. هركس كه به نظام اسلامي علاقه دارد، در اين انتخابات شركت خواهد كرد. هركس كه به سربلندي نظام جمهوري اسلامي علاقه‌اي دارد، در اين انتخابات شركت خواهد كرد. پيش‌بيني من اين است: آن‌چنان كه ما از اين ملت بزرگ و آگاه و هوشمند تاكنون حضور در همه‌ي صحنه‌ها را ديده‌ايم، ان‌شاءالله در اين انتخابات هم پُرشور و با علاقه شركت ميكند و حضور خودش را اعلام خواهد كرد و در واقع طرفداري‌اش را از اسلام و نظام اسلامي نشان خواهد داد.» ۱۳۷۸/۱۱/۲۶

:: موضوعات مرتبط: خبرنامه
:: برچسب‌ها: ،
 



چرا امكان جنگ با ايران بلوفي بيش نيست؟
نوشته شده در ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶
ساعت : ۰۸:۰۴:۱۸
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)
نتيجه تصويري براي ايران مقتدر

مهم‌ترين شاخصه‌ي يك تهديد كارآمد، «باورپذيري» آن است. بدين معنا كه كاري كند كه رقيب، باور كند آن تهديد، عملي خواهد شد، اگرچه ممكن است اساسا بلوفي بيش نباشد. البته ممكن است براي باورپذير بودن تهديد، چند نمايش كودكانه هم به اجرا دربيايد. مانند اقداماتي كه ايالات متحده در چند وقت اخير انجام داده است: شليك چند موشك به سوريه، راه انداختن چند ناو به سمت كره‌ي شمالي و يا استفاده از بزرگ‌ترين بمب غيراتمي در افغانستان. اما سياستمدار خبره، با فهم صحيح و همه‌جانبه از تغيير و تحول محيط پيرامون، اسير چنين صحنه‌آرايي‌هايي نخواهد شد.

موضوع روياريي نظامي آمريكا با ايران نيز در چند وقت اخير، توسط برخي سياسيون و رسانه‌هاي آمريكايي و شبكه‌ي غربگرايان داخلي مورد بحث قرار گرفته و تلاش‌هايي براي جدي قلمداد شدن اين تهديد نيز در دستور كار قرار گرفته است. اما با توجه به دلايل مختلف، باورپذيري اينگونه تهديدات با ابهامات جدي روبرو است. حتي امكان‌سنجي اين اتفاق توسط انديشكده‌ها و متفكران آمريكايي نيز مؤيد پوشالي بودن چنين موضوعاتي است. از منظر انديشكده‌ها و استراتژيست‌هاي آمريكايي، تهديد نظامي يا جنگ با ايران، اساسا به دو دليل با چالش جدي مواجه است:

اول: افزايش قدرت نرم و سخت ايران
استحكام سياسي نظام سياسي ايران و پيوند محكم مردم با آن، در كنار پيشرفت‌هاي غيرقابل كتمان دفاعي ايران، يكي از مؤلفه‌هاي مورد اشاره در بين اتاق فكرهاي آمريكايي در اين مدت بوده است. به‌طور مثال رائول مارك گرخت، عضو ارشد انديشكده‌ي «بنياد دفاع از دموكراسي» در مقاله‌اي مي‌نويسد: «براي تصور كردن سناريوهايي (همچون حمله‌ي نظامي) كه در آنها تهران تسليم غرب مي‌شود (كه مستلزم يك توافق اصلاح‌شده و مهار فعاليت‌هاي ايران است) بايد اين چنين تصور كرد كه بين سپاه پاسداران، رهبري و ديگر نخبگان ديني در ايران اختلاف پيش آيد و گروهي در ايران كه خواستار تسليم شدن به غرب هستند بر وفاداران انقلاب اسلامي ايران پيروز شوند. اين سناريو در صورتي عملي است كه تهران تصور كند كه واشنگتن از نظر نظامي آماده‌ي نابود كردن برنامه‌ي هسته‌اي و سپاه پاسداران است. اما با توجه به سياست‌هاي آمريكا (آمريكا در حالت جنگي قرار ندارد) و خصوصيات روحي نخبگان حاكم بر ايران احتمال اين امر بسيار كم است.»۱ نويسنده در اين مقاله اساسا باور تهديد نظامي در ايران را با توجه به يكپارچگي حكومت و نهادهاي مختلف نظام، منتفي اعلام مي كند.

همچنين انديشكده‌ي «امنيت نوين آمريكا» در مقاله‌اي به افزايش توان نظامي ايران اشاره كرده و مي‌نويسد: «ايران براي اولين بار در تاريخ، قدرت نظامي كلاسيك خود را پيشرفته كرده است به‌طوري كه به آن اجازه مي‌دهد اهدافي را در فاصله‌ي صدها كيلومتري مرزهاي خود نابود كند. تعداد اندكي از كشورهاي جهان اين قدرت نظامي را دارا هستند. ايران مي‌تواند محاسبات را تغيير داده و توازن قدرت را در منطقه‌ي غرب آسيا بر هم بزند.»۲

انديشكده‌ي «امريكن كانسروتيو» نيز با اشاره به مانور نظامي آمريكا كه چند سال پيش برگزار شد، به موضوع توانمندي بالاي جمهوري اسلامي اشاره كرده و در تحليل اين موضوع مي‌نويسد: «اگر ايالات متحده حركتي تهاجمي انجام دهد، احتمال جنگ و رويارويي با ايران بسيار بالا مي‌رود. ايران كشور كوچك و بي‌ثباتي نيست، اين كشور جنگ هشت ساله‌اي را با عراق تحمل كرده است؛ جنگي كه در آن عراق از سوي قدرت‌هاي بزرگ جهاني و كشورهاي منطقه تشويق، و به لحاظ مالي و تسليحاتي نيز تماماً تأمين مي‌شد. جمهوري اسلامي در آن سال‌ها در برابر حملات، قابليت دفاعي در خور توجهي از خود نشان داد و پس از آن جنگ و براي جلوگيري از حملات آينده، به انباشتن توانايي‌هاي متعارف نظامي روي آورد. براي چند دهه، پنتاگون بازي جنگ با ايران را بر آزمون فرضيات و نحوه‌ي پاسخگويي ايران بنا نهاده بود. اما سال گذشته يكي از مقامات آگاه كه در چنين تمريناتي در فرماندهي مركزي شركت داشته، به من گفت كه ارتش ايالات متحده، به‌ندرت در بازي جنگ نامتقارن ايران را شكست داده است، مگر اينكه به تقلب روي آورده باشد.۳

آخرين شاهد مثال در راستاي بازخواني فهم استراتژيست‌هاي آمريكايي در مورد توان داخلي و قدرت دفاعي ايران نيز از انديشكده‌ي مهم رند (وابسته به پنتاگون) است. يكي از كارشناسان اين انديشكده مي‌نويسد: «جمهوري اسلامي در داخل نسبتا باثبات است و قدرتي دارد كه در خاورميانه به آن اذعان مي‌شود... اما واشنگتن در توانايي‌هاي خود براي تغيير رفتار ايران در منطقه يا متوقف كردن برنامه‌ي فزاينده‌ي موشكي اين كشور با محدوديت‌هايي واقعي روبرو خواهد بود... رژيم ايران قاطعانه در رأس قدرت است، نيروي امنيتي قدرتمندي دارد و موفق شده است تا اختلافات داخلي خود را كنار بگذارد.»۴

از سويي ديگر، افزايش عمق نفوذ ايران و تهديد بيشتر امنيت رژيم صهيونيستي نيز يكي ديگر از نگراني‌هايي است كه به آن اشاره شده است. نيكلاس هراس دراين‌باره معتقد است كه «ايران در حال حاضر به اوج نفوذ منطقه‌اي خود رسيده است. نفوذ اين كشور به درياي مديترانه بين مرزهاي اسرائيل و ناتو رسيده است... ايران هم‌اكنون ده‌ها هزار نظامي را در سوريه، عراق، يمن و ايران رهبري مي‌كند.»۵

دوم: ضعف روزافزون آمريكا
از طرف ديگر، فارغ از افزايش توان بازدارندگي ايران، بايد آن روي ديگر سكه را نيز مشاهده كرد. واقعيت اين است كه آمريكاي امروز از هميشه ضعيف‌تر و محتاط‌تر شده است و شايد به همين علت، فردي با شعار توجه به درون و اشتغال در اين كشور رأي مي‌آورد. هزينه‌هاي بالاي جنگ با كشوري همچون ايران و صدالبته تأثيرات اقتصادي در بازار بين‌الملل نيز از عواملي است كه فرض تهديد را دچار ابهامات جدي مي‌كند. آن هم در شرايطي كه اوضاع اقتصادي داخلي آمريكا دچار بحران‌هاي كمرشكني است. انديشكده‌ي «امنيت نوين آمريكا» در مقاله‌اي، درباره‌ي تأثيرات اين اتفاق بر اقتصاد جهاني  اشاره كرده و مي‌نويسد: «آغاز جنگ نظامي بين اين كشور و آمريكا، منجر به پيامدهاي ويرانگري بر اقتصاد جهاني خواهد شد به‌صورتي كه فراتر از توان تحمل متحدان آمريكا و خود آمريكايي‌ها خواهد بود.»۶

در همين راستا بايد به اين سئوال پاسخ داد كه آيا ساختار اقصادي آمريكا با توجه به ضعف اقتصادي خود، توان وارد شدن در يك جنگ تمام عيار را خواهد داشت؟ «جفري ليكر»، از مسئولان عالي‌رتبه‌ي بانك مركزي آمريكا در سخنراني معروف خود، ضمن اعتراف به مشكلات داخلي آمريكا چنين مي‌گويد: «در حالي‌كه سه سال پيش رشد اقتصادي آمريكا از سر گرفته شد، امروز بار ديگر با كندي رشد اقتصاد كشور روبرو هستيم. نرخ بيكاري نيز در كشور در حال افزايش است. اين مشكلات را مي‌توان تا اندازه‌اي ناشي از عدم موازنه‌هاي اساسي دانست كه در سال‌هاي اخير در اقتصاد كشور اصلاح نشده است.»۷ دراين‌باره بايد به تحليل جان هاوكينز، تحليل‌گر نشريه‌ي «تاون‌هال» توجه داشت كه در مورد روند صعودي بدهي آمريكا مي‌گويد: «كارشناسان دفتر بودجه‌ي كنگره، پيش‌بيني كرده‌اند كه بدهي‌هاي آمريكا به سازمان‌هاي بين‌المللي، در حدود ۳۶ درصد از بودجه‌ي سال ۲۰۳۰ ايالات متحده و ۵۸ درصد از بودجه‌ي سال ۲۰۴۰ و در نهايت ۸۵ درصد از بودجه‌ي سال ۲۰۵۰ را تشكيل مي‌دهد.»۸

همچنين چشم‌انداز اقتصادي كشوري كه ادعاي ابرقدرتي جهان را دارد نيز در نگاه كارشناسان و متفكران مطرح آمريكايي به صورت ديگري تبيين مي‌شود. به‌عنوان مثال «نوام چامسكي»، انديشمند آمريكايي، در اين راستا معتقد است: «اگرچه اصول تسلط امپرياليستي آمريكا تغيير كرده اما ظرفيت پياده‌سازي آن، به شكل قابل ملاحظه‌اي، كاهش يافته است. آمريكا هم در داخل و هم در خارج در حال سقوط است.»۹

با توجه به ادله‌ي فوق و البته مؤلفه‌هاي ديگر، بايد اعترافات تصميم‌سازان آمريكايي را بيش از پيش مورد توجه قرار داد و با نگاهي واقع‌بينانه، به تحليل موضوعي به نام تهديد نظامي پرداخت. موضوعي كه با توجه به مطالب گفته‌شده، بسيار بعيد است كه امكان وقوع داشته باشد.
:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۰۸:۲۰:۱۰
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)
رهبر انقلاب در شرح حديثي اخلاقي از امام جعفر صادق (عليه‌السلام) بيان كردند:

مناصب مديريتي نعمتي الهي است؛ مراقب باشيم كفران نكنيم

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي صبح يكشنبه گذشته (۱۳۹۶/۲/۱۰) در ابتداي درس خارج فقه خود در حسينيه‌ي امام خميني (رحمه‌الله) به بيان شرح حديثي تربيتي از حضرت امام جعفر صادق (عليه‌السلام) در موضوع «شكر نعمت و كفران نعمت» پرداختند. پايگاه اطلاع‌رساني boronsi.bigsite.ir خلاصه‌اي از متن بيانات معظم‌له در اين باره را تقديم مخاطبان مي‌كند.

عَن أَبِي عَبدِاللهِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ (عَلَيهِمَا السَّلَامُ) قَالَ: طُوبىٰ لِمَن لَم يُبَدِّل نِعمَةَ اللهِ كُفراً  طُوبىٰ لِلمُتَحابّين فِي الله. (۱)

طُوبىٰ لِمَن لَم يُبَدِّل نِعمَةَ اللهِ كُفراً
اين بسيار مطلب مهمّي است: مسئله‌ي تبديل نعمت خدا به كفران؛... گاهي خداي متعال نعمتي به انسان داده است؛ فرض بفرماييد نعمت «بيان»، خب نعمتي است؛ ميتوان اين نعمت را در راه ترويج معارف الهي به كار برد، ميتوان هم آن را در جهت عكس به‌كار برد؛ اين نعمت را اگر كسي در جهت عكس مقاصد الهي به كار ببرد، كفران اين نعمت را كرده، نعمت را تبديل كرده است به كفر.

فرض بفرماييد داشتن مال دنيا يك نعمت است؛ مال دنيا، نعمتي است كه خداوند به بعضي عنايت ميكند؛ ميتوان با اين نعمت، درجات عاليه را كسب كرد -صدقه  داد، انفاق كرد، كساني را از بدبختي و از هلاكت و گرسنگي نجات داد- ميتوان هم بعكس، اين پول را در راه‌هاي فساد، در راه‌هاي حرام،  در راه اشاعه‌ي محرّمات، در راه افساد خود و ديگران به كار برد؛ اين كفران نعمت الهي است.

قدرت و توانايي مديريّت و احراز مناصب مديريّتي يك نعمت است؛ يك روزي بود كه ما و شما بايد همين‌طور در جريان تصميم مديران جامعه -كه به دشمنان دين و دشمنان كشور وابسته بودند- حركت ميكرديم، بدون اينكه اختياري داشته باشيم؛ امروز، بسياري از خود ما جزو مديران كشور هستيم -در هر بخشي كه هستيم، در هر حدّي كه هستيم- و قدرت ايجاد مسير، تغيير مسير، تصحيح مسير را خداي متعال به ما داده است؛ خب اين يك نعمت است. اين نعمت را چه‌جور مصرف ميكنيم؟ اگر در جهت خدمت به مردم و هدايت جامعه به آن سمتي كه مطلوب دين خدا است اين مديريّت به‌‌كار رفت، خب اين شكر نعمت است؛ اگر چنانچه در اين جهت به‌كار نرفت، معطّل ماند يا عكسش به‌كار رفت، اين كفر نعمت است. گاهي اين كفران نعمتها، به‌حدّي است كه قابل جبران هم نيست…
:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۰۹:۳۷:۱۱
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)

 

 

Image result for ‫حضور مردم سايه جنگ‬‎

 

 

به مناسبت روز كار و كارگر (۱)
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم
والحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي‌القاسم المصطفي محمّد و علي آله الاطيبين الاطهرين المنتجبين سيّما بقيّةالله في الارضين.

 خيلي خوش‌آمديد برادران عزيز، خواهران عزيز، مجموعه‌ي مرتبط با كار، كارگران، نخبگان كارگري، كارآفرينان، مسئولان دولتي ذي‌ربط، عيد همه‌ي شما ان‌شاءالله مبارك باشد. ميلاد مسعود سيّدالشّهداء (سلام‌الله‌عليه) امسال مصادف است با همين ايّام مربوط به كار و كارگر؛ اين را به فال نيك بگيريم و ان‌شاءالله از روح مطهّر سيّدالشهداء (سلام‌الله‌عليه) بهره‌مند بشويم براي يافتن راه و پيمودن راه تا بتوانيم به اين مشكلاتي كه هست پايان بدهيم. بنده راجع به مسئله‌ي كار و كارگر و مسائل حول‌و‌حوش اين مسئله‌‌ي مهم، چند جمله عرض ميكنم و چند جمله هم راجع به برخي مسائل ديگر ذي‌ربطي كه مورد علاقه‌ي ما و شما است.

 خوشبختانه عشق و ارادت ملّت ما به حضرت ابي‌عبدالله (عليه‌السّلام) كاملاً مشخّص و بارز است؛ هم در اين ايّام به‌مناسبت ميلاد؛ هم به‌مناسبت شهادت، هم به‌مناسبت اربعين، مردم واقعاً اظهار ارادت ميكنند به ساحت سيّدالشهداء (عليه‌الصّلاةوالسّلام)؛ اين براي ما افتخار است؛ براي ملّت ما اين معرفت، اين محبّت افتخار است.

 خب در روز كارگر و مناسبت كارگر، هم بايد به مسئله‌ي كارگر پرداخت -[يعني] موضوع كارگر در كشور- هم بايد به اصل مسئله‌ي اشتغال پرداخت كه يك ضلع آن مربوط ميشود به مسئله‌ي كار و كارگر؛ چون مسئله‌ي اشتغال به‌معناي حقيقي كلمه يكي از معضلات كشور است كه بايد حل بشود.

 در مورد مسئله‌ي كارگر؛ خب، اهمّيّت كارگر را بارها و بارها، همه به زبانهاي مختلف گفته‌اند. اگر يك كشور مايل است كه اقتصاد پيشرفته‌اي داشته باشد، اقتصاد مستقلّي داشته باشد، رونق اقتصادي به‌معناي واقعي داشته باشد، بايد به قشر كارگر اهمّيّت بدهد؛ چون كارگر، ستون فقرات اقتصاد توليدي و كاري در كشور است؛ بلاشك اين‌جور است. اينكه ما پرچم توليد ملّي را در اين برهه‌ي اخير به دست گرفته‌ايم و مدام تأكيد ميكنيم بر توليد ملّي، يك بخش عمده‌اش مربوط است به كارگران. ما اگر ميخواهيم جامعه‌ي كارگري ما از امتيازات و حقوقي كه شايسته‌ي او است برخوردار باشد، بايد روي مسئله‌ي توليد ملّي تكيه بكنيم. اگر كارگر در جامعه دلگرم به ‌كار شد و آن لوازم و الزاماتي كه وجود دارد -كه بنده قبلاً هم اشاره كرده‌ام، حالا هم يك مختصري عرض خواهم كرد- رعايت بشود، وضع اقتصاد كشور به سامان خواهد رسيد. مشكل اقتصادي ‌ما، مشكل لاينحلّي نيست؛ مشكلي نيست كه راه‌حل نداشته باشد؛ گره‌اي نيست كه بازنشدني باشد. بايد راه را درست پيدا كنيم، بعد هم همّت كنيم، تلاش كنيم؛ مسئولان تلاش كنند.

 يك كار عمده در اين قضيّه همين رعايت و ملاحظه كردن و در نظر داشتن جامعه‌ي كارگري كشور است؛ جامعه‌ي كارگري بايستي احساس تكريم بكند، احساس احترام بكند، احساس كند كه قدر او دانسته ميشود، قدر كار او دانسته ميشود؛ اگر اين به‌وجود آمد، آن‌وقت خستگي از كار، بي‌حوصلگي نسبت به كار، بي‌اعتنائي نسبت به كار، ديگر وجود نخواهد داشت و كار، درست و صحيح انجام ميگيرد. خب يكي‌ از الزاماتي كه وجود دارد اين است كه ما فرهنگ كار را ترويج كنيم، اهمّيّت كار را ترويج كنيم. بله عدّه‌اي هستند كه تشنه‌ي كارند و كار پيدا نميكنند؛ عدّه‌اي هم هستند كه از بيكارگي بدشان نمي‌آيد؛ ما بايد فرهنگ كار را، ارزش كار را، اهمّيّت كار را در جامعه رايج كنيم؛ جوري باشد كه در بينش عمومي مردم ما، كار، جاي خودش را پيدا كند، جايگاه خودش را پيدا كند. اين يكي از كارهاي لازم است. و «كار» مهم است؛ نوع كار، در درجه‌ي دوّم است. اينكه بگوييم من اين كار را نميخواهم، آن‌ كار بايد به من داده بشود، اين مسئله‌ي دوّم است. مسئله‌ي اوّل، نفْس علاقه‌ي به‌ كار و اشتياق به ‌كار است؛ اين بايستي در جامعه ترويج پيدا كند و كار [به‌عنوان] ارزش شناخته بشود؛ كارگر وقتي ميگويد «من كارگرم»، احساس افتخار كند، احساس حقارت نكند؛ كمااينكه واقع قضيّه هم همين است، اگر ما همه‌ي ثروتهاي دنيا را هم يك جا جمع كنيم، همه‌ي پول‌دارهاي عالم هم بيايند يك‌ جا جمع بشوند، [امّا] كارگري براي كار نباشد، بي‌فايده است؛ كارگر، ستون فقرات اقتصاد و ستون فقرات توليد است. البتّه من بارها گفته‌ام كه هر‌ بخشي سهمي دارد؛ كار‌آفرين و كارفرما و كارگر و مديرِ دولتي هركدام سهمي دارند؛ اين عناصر گوناگون كه با هم همكاري بكنند، كار در اوج زيبايي و خوبي و كمال انجام ميگيرد؛ اين معلوم است، بايد همه با ‌هم همكاري كنند؛ امّا نقش كارگر را به‌عنوان محورِ حركتِ كار و فعّاليّت و اشتغال در كشور، بايستي [به‌عنوان] ارزش معرّفي كرد كه مايه‌ي سربلندي باشد. اگر از يك كسي [مثلاً] از يك جواني بپرسند پدرت چه‌كاره است؟ با افتخار بگويد كارگر است؛ كمااينكه با افتخار ميگفت مثلاً مدير است؛ اين يك گام بسيار مهم است. امنيّت شغلي يكي از الزامات است؛ كه اين مربوط است به مسئولين دولتي. امنيّت شغلي كارگرها خيلي مهم است. تأمين معيشت كارگران خيلي مهم است. كلمه كلمه‌ي همين مطالبي كه آقاي وزير بيان كردند، بايد دنبال بشود؛ بايستي كار انجام بگيرد براي هركدام از اينها. حركت بايد انجام بگيرد؛ [بايد] همه احساس مسئوليّت بكنند تا اين حقايق تحقّق پيدا كند. بنابراين همه مسئولند؛ هم دولت مسئول است، هم كارفرما مسئول است، هم كارگر مسئول است، هم كارآفرين مسئول است؛ همه در حدّي مسئوليّت دارند. اگر مسئوليّتها انجام بگيرد، كار، درست انجام خواهد شد.

 حالا اين [مطلبي] كه بنده دارم عرض ميكنم، به‌عنوان موعظه نيست؛ نه اينكه ما داريم حالا موعظه ميكنيم، نصيحت ميكنيم، [بلكه] اين حرف زدن و اين گفتن، براي اين است كه يك تفكّر عمومي به وجود بيايد، يك خواست عمومي به وجود بيايد و همه بخواهند كه اين مقاصد تحقّق پيدا بكند. اين اسم سال كه گذاشته ميشود، عنوان «اقتصاد مقاومتي» كه تكرار ميشود، براي اين است كه اين خواست عمومي، در دلها، در زبانها، در عملها خودش را نشان بدهد و همه به اين سمت حركت بكنند. وقتي يك چيزي به‌صورت يك گفتمان عمومي درآمد و خواستِ عمومي شد، طبعاً تحقّق پيدا ميكند؛ يعني مسئولين هم در همان جهت حركت ميكنند.

 خب، يك نكته هم اينجا وجود دارد كه ما آن را نبايد فراموش كنيم كه واقعاً نظام جمهوري اسلامي در اين جهت بايد خيلي سپاسگزار جامعه‌ي كارگري باشد. شما ميدانيد، جامعه‌ي كارگري در مسائل سياسي و اجتماعي نقش‌آفرين است؛ در دنيا اين‌جور است. اعتصاب كارگرها در فلان كارخانه يا فلان دستگاه يا فرض كنيد دستگاه‌هاي گوناگون، ضربه‌هاي مهمّ اقتصادي و سياسي به دولتها وارد ميكند. از روز اوّلي كه اين انقلاب به پيروزي رسيد، دشمنان سعي كردند از اين حربه عليه جمهوري اسلامي استفاده كنند؛ از روز اوّل سعي كردند كارگرها را به يك شكلي وادار كنند كه تأثير سياسي منفي روي نظام جمهوري اسلامي بگذارند. و هميشه كارگر، جانب جمهوري اسلامي را گرفته، جانب نظام را گرفته و از نظام حمايت كرده است. جامعه‌ي كارگري ما درواقع در اين سي و چند سال به دشمنان نظام اسلامي سيلي زده است! جمهوري اسلامي و همه‌ي دست‌اندركاران بايد سپاسگزار جامعه‌ي كارگري باشند؛ بعد از اين هم به فضل الهي همين‌جور خواهد بود. جامعه‌ي كارگري ما جامعه‌ي متديّني است؛ با همه‌ي تلاشي كه دشمن ميكند، طبق وظيفه‌ي الهي و اسلامي خودش حركت ميكند و عمل ميكند و قهراً در كنار نظام، براي نظام و در خدمت نظام است؛ خب اين را بايستي همه قدر بدانند.

 من مسئله‌ي اشتغال را هم مطرح كنم. مسئله‌ي اشتغال يك مسئله‌ي وسيع‌تري از مسئله‌ي كارگري است. اشتغال مسئله‌ي مهمّي براي كشور است. هر مسئولي -حالا دوره‌ي انتخابات است و [بعد] يك چند جمله هم راجع به انتخابات عرض خواهيم كرد- و هر كسي كه مسئول كشور يا مسئول دولت يا مسئول بخشهاي اقتصادي دولت در دولت آينده بشود، بايستي از روز اوّل، همّت خود را بگمارد به مسئله‌ي اشتغال. اينها چيزهايي نيست كه انسان جايز بداند كه در اينها تأخير بكند، بايد از همان روز اوّل به مسئله‌ي اشتغال بپردازند. اگر اشتغال را مسئولين ما توانستند در داخل كشور به شكل مناسب تأمين بكنند، آسيب‌هاي اجتماعي هم كم خواهد شد، مشكلات گوناگون جوانها [هم] كم خواهد شد، آفتهاي فراواني كه وجود دارد و ناشي از بيكاري و بيكارگي است [هم] كم خواهد شد. اين‌همه كه ما هزينه ميكنيم براي مواجهه‌ي با موادّ مخدّر و قاچاق موادّ مخدّر و امثال اينها، بخشي از اينها ناشي از وجود بيكاري، وجود بيكاران و نبود اشتغال است. مسئله‌ي اشتغال خيلي مهم است! در درجه‌ي اوّل است.

 و عرض كرديم، بين اشتغال و توليد ملّي ارتباط وجود دارد. اگر ما بخواهيم اشتغال در كشور به وجود بيايد، بايد به توليد ملّي -توليدِ به‌معناي عامّ كلمه؛ توليد صنعتي، توليد كشاورزي، توليد خدمات- اهمّيّت بدهيم؛ همه‌ي اينها بايستي مورد توجّه قرار بگيرد و براي اينها برنامه‌ريزي بشود. اينها چيزهايي نيست كه جايز باشد ما اينها را تأخير بيندازيم، بايد در اوّلين فرصتها مسئولين ذي‌ربط -هركه مسئول است و مسئول خواهد بود- به اين مسئله بپردازد. بنابراين، اين مسائل، جزو مسائل اولويّت‌دار و درجه‌ي اوّل نظام است.

 راجع به انتخابات دو سه جمله من عرض كنم. خب بحمدالله فضاي انتخابات در كشور در حال گرم شدن است و اين چيز خيلي مهم و چيز خيلي لازمي است؛ به اين نبايستي بي‌اعتنائي كرد. مسئله‌ي انتخابات خيلي مهم است. يك حرف با مردم داريم، يك حرف با مسئولين داريم، يك حرف هم با نامزدها داريم.

 عمده‌ي حرف بنده با مردم است. مردم عزيز ما بايد بدانند كه حضور آنها در عرصه‌هاي مختلف، تعيين‌كننده است. تعيين‌كننده‌ي چه؟ تعيين‌كننده‌ي امنيّت ملّي. اگر مردم در صحنه حضور داشته باشند، كشور در امنيّت باقي خواهد ماند. اينكه شما مي‌بينيد دشمنهاي پُررو و وقيح و گردن‌كلفت در مقابل جمهوري اسلامي از هر عمل سختي اجتناب ميكنند، به‌خاطر حضور مردم است؛ ميترسند، به‌معناي واقعي كلمه ميترسند؛ اينها تحليل نيست، اينكه عرض ميكنم، واقعيّاتي است كه مستندهاي آنها جزو مسلّمات است. وقتي ملّت حضور پيدا ميكند، دشمني كه ميخواهد با اين نظام مبارزه بكند، مجبور ميشود عقب بنشيند و تعرّض نكند؛ وقتي بين ملّت و نظام فاصله ايجاد شد و ملّت در صحنه حضور پيدا نكرد؛ آن‌وقت ميتوانند هر كاري انجام بدهند؛ خيلي سخت هم نيست برايشان، همه‌جور ميتوانند اقدام بكنند، كمااينكه در جاهاي مختلف دنيا كرده‌اند. در ايران اسلامي دشمن نتوانسته كار كند، به‌خاطر حضور مردم؛(۲) دشمنها به‌خاطر حضور مردم بوده است كه نتوانسته‌اند تعرّض كنند. گاهي مي‌شنويم و در گذشته شنفته‌ايم كه بعضي‌ها فرض كنيد گفته‌اند «ما كه آمديم مسئوليّت پيدا كرديم، توانستيم سايه‌ي جنگ را از سر كشور [برداريم]»؛ نه، اين حرفها، حرفهاي درستي نيست؛ از بنده بشنويد، آنچه سايه‌ي جنگ را، سايه‌ي تعرّض دشمن را در طول اين سالهاي متمادي از سر اين كشور رفع كرده، حضور مردم بوده است.

 خب، اين حضور چه‌جوري نشان داده ميشود؟ مهم‌ترين مظهر اين حضور، انتخابات است؛ عرض من به مردم اين است. من به مردم نميگويم فلان‌كس را انتخاب بكنيد، فلان‌كس را انتخاب نكنيد؛ اين را هرگز به مردم نخواهم گفت، امّا به مردم عرض ميكنم و اصرار ميكنم كه حتماً در پاي صندوق رأي حاضر بشويد و رأي بدهيد، به هر كسي كه تشخيص ميدهيد؛ اين بايد اتّفاق بيفتد. هر كس كشور را دوست دارد، هر كس نظام را دوست دارد، هر كس امنيّت را دوست دارد -از آحاد مردم- بايد بيايد وارد ميدان انتخابات بشود، بيايد پاي صندوق؛ شرّ دشمن را اين كم ميكند.

 آن كساني كه با مردم خودشان قهرند، ميخواهند نمايش طرف‌داريِ مردم [از خودشان] را در مقابل ديدگان قدرتها بگذارند كه البتّه اثر هم نميكند. مردم با ما خوبند، مردم با نظام همراهند، مردم دلبسته‌ي نظامند، مردم پابه‌پاي اين نظام در طول اين قريب چهل سال، سختي‌هايي را تحمّل كرده‌اند، راه‌هاي دشواري را آمده‌اند، كمكهاي حياتي‌اي به نظام جمهوري اسلامي كرده‌اند. اين پيشرفتي كه ما داريم، اين اقتداري كه امروز جمهوري اسلامي دارد، اين نفوذي كه در منطقه دارد، به‌خاطر حضور مردم بوده است، به‌خاطر كمك مردم بوده است.

 شما ببينيد؛ يك جوان شما كه در يك نقطه‌اي به شهادت ميرسد -من با دقّت دنبال كردم اين مسئله را- فرق نميكند اهل كدام شهر است، در كدام استان است، در كدام قسمت كشور است؛ آن‌چنان مردم با شور و با شوق نسبت به يك‌چنين عناصري استقبال نشان ميدهند و اظهار جانب‌داري ميكنند كه انسان متحيّر ميماند. اين به‌خاطر چيست؟ حركت نظام، جهت‌گيري نظام براي مردم مطلوب است؛ ميدانند كه نظام جمهوري اسلامي براي عزّت آنها دارد تلاش ميكند، براي امنيّت آنها دارد تلاش ميكند، براي پيشرفت آنها دارد تلاش ميكند. نظام جمهوري اسلامي دستِ دشمن را از اين كشور قطع كرده است؛ اين كار كوچكي نيست؛ اين خيلي كار بزرگي است. شما ببينيد؛ كشورهاي نفت‌خيز، نفتشان، درآمدشان، ثروتشان، در اختيار بيگانگان است؛ بيگانه را راه ميدهند براي اينكه بتوانند چند صباحي سرِ قدرت بمانند و لذّت ببرند؛ در رژيم طاغوت، در كشور ما هم همين‌جور بود. چندين هزار آمريكايي در اين كشور از مال اين ملّت پول ميگرفتند و اينجا تحكّم ميكردند و به مسئولين اين كشور -از پايين تا بالا- زور ميگفتند؛ جاهاي ديگر [هم] اين‌جوري است. جمهوري اسلامي آمد دست دشمن را قطع كرد؛ محدوديّتهايي را كه دشمن براي كشور ايجاد كرده بود، از بين برد؛ به حركت درآورد كشور را. امروز ايران يك كشور درحال پيشرفتِ سريع است؛ يك كشور آبرومند است؛ يك كشور قدرتمند است. اينها خيلي اهمّيّت دارد؛ مردم اينها را ميدانند، لذا در كنار نظامند. من عرض ميكنم، مظهر همراهي مردم با نظام جمهوري اسلامي، حضور در پاي صندوق رأي است؛ اساس حرف ما در مورد انتخابات اين است.

 مطلب ديگري كه به مردم ميخواهم عرض بكنم اين است كه مردم سرسري به مسئله‌ي انتخابات نگاه نكنند؛ رأي را از روي فكر و از روي تأمّل بدهند؛ فكر كنند. وقتي ما بر اساس يك منطقي فكر كرديم، يك انتخابي كرديم و رأي‌مان را بر اساس آن انتخاب تنظيم كرديم، پيش خداي متعال معذوريم؛ ممكن هم هست اشتباه كنيم، [ولي] باز پيش خداي متعال معذوريم. اگر بي‌ملاحظه، بي‌دقّت، بي‌تفكّر عمل كرديم، پيش خدا كه مسئوليم هيچ، پيش خودمان هم مسئوليم؛ بعد خواهيم گفت كه عجب، ديديد ما روي اين مسئله درست فكر نكرديم! يعني خودمان هم خودمان را محكوم ميكنيم؛ امّا وقتي شما فكر كرديد، مطالعه كرديد، مشورت كرديد و بر اساس يك فكري يك انتخابي كرديد، خداي متعال از شما راضي است براي اينكه كار خودت را انجام داده‌اي؛ وجدانت هم از تو راضي است؛ ميگويد «خب، من كار خودم را انجام دادم؛ به‌فرض به خطا هم رفته باشم و اشتباه هم كرده باشم، خب اشتباه براي همه پيش مي‌آيد؛ امّا من كار خودم را كرده‌ام». اين هم عرض ديگر ما به مردم.

 يك عرض هم به نامزدهاي محترم داريم؛ حالا شش نفر از آقايان محترم، نامزدها هستند. اوّلاً من به نامزدهاي محترم عرض ميكنم نيّتهايتان را خدايي كنيد؛ براي قدرت نباشد، براي خدمت باشد. اگر كسي براي خدمت به مردم، بخصوص خدمت به طبقات ضعيف، وارد ميدان مبارزه بشود، هر حركت او، هر كلمه‌ي او، هر حرف او حسنه است، پيش خداي متعال اجر دارد. با اين نيّت وارد بشويد؛ با نيّت خدمت. اين حرف اوّل.

 مطلب دوّم اينكه شعارها را جوري انتخاب كنيد كه همه بدانند شما ميخواهيد از قشرهاي ضعيف كشور و طبقات ضعيف كشور حمايت كنيد، مشكلِ [مردم] مشكل‌دار را ميخواهيد برطرف كنيد. ما يك پيكره‌اي هستيم؛ جامعه مثل پيكر يك انسان است؛ ببينيم كجايمان ضعيف است، به كجا خون نميرسد، كجا محتاج رعايت بيشتر است، به آن برسيم؛ نه اينكه به بقيّه‌ي جاهاي بدن بي‌اعتنائي كنيم؛ نه، امّا اولويّت را اين [بخش] قرار بدهيم. بنده در دولتهاي مختلف، گاهي اوقات اعتراضهاي سختي داشتم به مسئولين گوناگون. حالا ما اين اعتراضها را معمولاً جلوي مردم و در مظهر افكار عمومي نمي‌آوريم؛ چون مردم از دعوا و اوقات‌تلخي و مانند اينها خيلي خوششان نمي‌آيد، فايده‌اي هم ندارد؛ امّا با خود مسئولين كشور بنده گاهي اوقات، اوقات‌تلخي‌هاي زيادي داشتم. يكي از موارد زياد اوقات‌تلخي، همين بوده كه چرا اين اولويّتها را رعايت نميكنيد. اولويّت چيست؟ در بخشهاي مختلف -خب كشور بخشهاي اقتصادي دارد، بخشهاي فرهنگي دارد، بخشهاي گوناگون سياسي، علمي و غيره- در هر بخشي يك اولويّتي وجود دارد؛ آن را بايد رعايت كرد، آن را بايد دنبال كرد، آن را بايد جلو انداخت. اين آقاياني كه امروز نامزد انتخاباتند، تصميم بگيرند و بين خودشان و خداي متعال عهد كنند كه اگر از طرف مردم مقبول شدند و رأي آوردند، اولويّتها را رعايت كنند؛ آنجايي‌ را كه بيشتر نياز به مراقبت دارد، بيشتر مورد توجّه قرار بدهند؛ برنامه‌ها را آن‌جور [دنبال كنند].

 اين را هم همه بدانند، خود نامزدهاي محترم هم بدانند كه ما جز با كار جهادي و كار انقلابي نخواهيم توانست اين كشور را به سامان برسانيم. در همه‌ي بخشها، كمربسته بودنِ مثل يك جهادگر لازم است‌؛ اين اگر بود، كارها راه مي‌افتد؛ اين اگر بود، بن‌بست‌ها باز ميشود، شكافته ميشود؛ [يعني] كار فراوان، پُرحجم و باكيفيّت و مجاهدانه و انقلابي. انقلابي يعني چه؟ بعضي خيال ميكنند وقتي ميگوييم انقلابي، يعني بي‌نظم؛ نخير، اتّفاقاً يكي از خطوط اصلي انقلابي‌گري، نظم است؛ منتها انقلابي، يعني اينكه خودمان را سرگرم كارهاي حاشيه‌اي و تشريفاتي و زرق‌وبرقي و مانند اينها نكنيم؛ كار انقلابي يعني براي يك مجوّز [راه‌ها را كوتاه كنند]. عدّه‌اي از اين كارآفرينانِ بااخلاص و متديّن، چندي پيش آمدند با ما ملاقات كردند و گفتند كه براي مجوّزِ يك چيز كوچك -كه حالا اسم آوردند و بنده نميخواهم جزئيّات را بيان كنم- بايد انسان از مثلاً ۲۰ يا ۲۵ جا مجوّز بگيرد؛ اينها كار غير انقلابي است. كار انقلابي يعني آن كساني كه ضوابط را تعيين ميكنند، بيايند راه‌ها را كوتاه كنند؛ راه‌هاي ميان‌بُر بگذارند جلوي پاي مردم، جلوي پاي كارآفرين، جلوي پاي كسي كه ميخواهد خدمت بكند؛ كارهاي لازم اينها است، [مسئولين] دامن همّت به كمر بزنند و واقعاً كار كنند.

 يك سفارش ديگر هم مربوط به مسئولان دولتي است كه انتخابات را برعهده دارند؛ چه در وزارت كشور، چه در شوراي نگهبان، چه در تبليغات -كه در صدا و سيما است و جاهاي ديگر- چه در بخشهاي مختلفي كه حالا ان‌شاءالله در روز رأي‌گيري رأي خواهند گرفت، امانت مردم را حفظ كنند؛ اين آراء مردم، اين حضور مردم، امانت مردم است. اين امانت را در نهايتِ احتياط حفظ كنند و نگه دارند؛ مبادا خداي‌نكرده كساني بتوانند به اين امانت دست‌درازي كنند. قانون را به‌طور دقيق رعايت كنند؛ در قبال هيچ‌كس نسبت به قانون رودربايستي و مانند اين حرفها نداشته باشند. قانون، قانون است؛ براي همه است؛ هيچ استثنائي در مورد قانون وجود ندارد. قانون را رعايت كنند تا ان‌شاءالله يك كار درست، صحيح و مطلوب و مرضيِّ حقِّ متعال انجام بگيرد. و مكرّر من عرض كرده‌ام باز هم تكرار ميكنم كه رأي مردم حقّ‌النّاس است؛ اگر كسي [به آن] تعرّض كند، تعرّض به حقّ‌النّاس كرده است كه از عهده‌ي حقّ‌النّاس برآمدن، كار بسيار مشكلي است.

 پروردگارا! به حقّ محمّد و آل محمّد ما را بر آنچه ميگوييم و ميخواهيم، توانا و قادر بفرما؛ روح مطهّر امام بزرگوار و ارواح طيّبه‌ي شهدا را از ما راضي كن؛ قلب مقدّس وليّ‌عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضي و خشنود كن.

والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته
:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۱۰:۰۲:۱۸
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)

 

Image result for ‫هزينه هاي انتخاباتي رهبر انقلاب‬‎

 

 فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار ظهر پنجشنبه در جمع بسيجيان  كارگري شهرستان  اظهار داشت: ارزش‌هاي انسان بر اساس ايمان او سنجيده مي‌شود، مؤمنان  نسبت به يكديگر روابط خوب و متقابل داشته باشند، انسان نبايد به كسي ظلم كند و زير بار ظلم هم نرود.

وي افزود: دروغ گفتن قبل از اينكه به جامعه ضرر بزند به شخص دروغگو ضربه خواهد زد و انسان بايد صداقت داشته باشد و اهل فريب‌ دادن نباشد، آدم باصداقت شريك مردم است،لذا در انتخابات شوراي شهر و رياست جمهوري به آدم دروغگو رأي ندهيد، دادن وعده‌هاي دروغ نشان‌دهنده دروغگو بودن فرد كانديد است.

 ايشان در اخر اضافه كرد، كه انشالله در انتخابات اخير به فردي  كه ولايت مدار مومن و داراي برنامه مشخص و تخصص باشد راي دهيد،از افرادي كه هزينه هاي غير معمول در انتخابات انجام ميدهند بپرهيزيد .

 

فرشاد مرمرچي

فرمانده پايگاه شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار 

 

:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۱۱:۰۰:۲۶
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)

Image result for ‫امام خامنه اي ترس از دشمن‬‎

 

ديدار فرماندهان و كاركنان ارتش با فرمانده كل قوا

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح (چهارشنبه) در ديدار فرماندهان و جمعي از يگان‌هاي نيروهاي چهارگانه‌ي ارتش به مناسبت روز ارتش و نيروي زميني با اشاره به نقش اقتدار، توانايي‌ها و انگيزه‌ي بالاي ارتش در تأمين امنيت كشور، نيروهاي نظامي را يكي از مؤلفه‌هاي تأمين امنيت برشمردند و با تأكيد بر تأثير عملكرد دستگاه‌هاي اقتصادي، علمي و تحقيقاتي، آموزشي و فرهنگي در جلوگيري از به نتيجه رسيدن اهداف دشمن، اولويت درجه يك كشور را مسائل اقتصادي دانستند و گفتند: اصلي‌ترين وظيفه‌ي مسئولان، پيگيري سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي به‌ويژه در بخش اشتغال و توليد و تلاش جدي براي حل مشكلات معيشتي مردم و همچنين ايستادگي در مقابل ابرقدرت‌ها و نترسيدن از تشر آن‌ها است.

رهبر انقلاب اسلامي همچنين با اشاره به انتخابات ۲۹ ارديبهشت، انتخابات در نظام جمهوري اسلامي را نمادمردم‌سالاري اسلامي و مايه‌ي عزت و افتخار و قدرت و سربلندي دانستند و تأكيد كردند: بايد مردم، مسئولان و نامزدها، انتخابات را قدر بدانند و زمينه‌ي يك انتخابات پر شور و شوق و بانشاط، سالم، با امنيت و گسترده را فراهم كنند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار با گراميداشت روز ارتش و تجليل از خانواده‌ها و همسران و فرزندان ارتشيان به‌عنوان هم‌سنگران و هم‌رزمان واقعي آن‌ها، تعيين روز ارتش به‌وسيله‌ي امام (رحمه‌الله) را يكي از بهترين و هوشمندانه‌ترين اقدامات امام راحل برشمردند و گفتند: اين اقدام علاوه بر مستحكم كردن پايه‌هاي ارتش جمهوري اسلامي، موجب يأس و نااميدي بسياري از توطئه‌گران، در آن زمان شد.

ايشان با تأكيد بر اينكه تعيين روز ارتش از جانب امام خميني (رحمه‌الله) به معناي پذيرش هويت ارتش با همه‌ي مختصات و شرايط آن در ابتداي پيروزي انقلاب بود، افزودند: حفظ و تقويت ارتش، اعتقاد قلبي و عميق امام (رحمه‌الله) بود و اين تصميم صحيح امام موجب شد ارتش در همه‌ي قضاياي بعد از انقلاب، خوش بدرخشد.

رهبر انقلاب اسلامي، ايستادگي در مقابل توطئه‌هاي دروني را يكي از نمونه‌هاي كارنامه‌ي درخشان ارتش برشمردند و گفتند: نقش‌آفريني ارتش در دوران دفاع مقدس و ارائه‌ي جلوه‌هاي عملي از سطوح بالاي اخلاق و معنويت در كنار قدرت رزمي، يكي ديگر از افتخارات آن است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، شهيدان صياد شيرازي و بابايي و بسياري از شهداي ارتش را الگوهاي عملي اخلاق و معنويت  خواندند و تأكيد كردند: ارتش جمهوري اسلامي امروز يك نيروي فكري و معنوي و داراي انگيزه‌هاي پاك و مقدس است كه اين يكي از آثار مهم اقدام امام در تعيين اين روز است و بايد اين ارزش‌ها قدر دانسته و تقويت شوند.

ايشان با تأكيد بر لزوم افزايش آمادگي‌هاي روحي و معنوي ارتش، به نقش مهم نيروهاي مسلح در تأمين امنيت اشاره كردند و افزودند: امنيت براي يك كشور بسيار مهم است و هرچه نيروهاي مسلح مقتدرتر و پرانگيزه‌تر باشند، اين اقتدارحتي اگر با تحرك نظامي هم همراه نباشد، زمينه‌ساز ايجاد امنيت خواهد بود.

فرمانده كل قوا، فرماندهان ارتش را به تربيت انسان‌هايي كه بتوانند الگو باشند توصيه و خاطرنشان كردند: روزبه‌روز بايد الگوهاي اخلاقي همچون شهيد صياد و شهيد بابايي در سازمان بزرگ و داراي شوكت ارتش افزايش يابد.

رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه نيروهاي مسلح از مهم‌ترين حصارهاي تأمين امنيت براي مردم بشمار مي‌روند، افزودند: علاوه بر نيروهاي مسلح، مجموعه‌ها و دستگاه‌هاي اقتصادي، آموزشي، علمي و تحقيقاتي و فرهنگي نيز اگر در جهت مقابله با اهداف دشمن و به‌عنوان بخش‌هاي تكميل‌كننده‌ي يكديگر، عمل كنند، قطعاً هماهنگ با نيروهاي مسلح، زمينه‌ساز حفظ و تقويت امنيت ملي و توسعه و پيشرفت كشور خواهند شد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي يكي از طراحي‌هاي اصلي دشمن را، استفاده از نقاط ضعف و مشكلات اقتصادي براي ضربه زدن به ملت ايران دانستند و خاطرنشان كردند: به همين علت در سال‌هاي اخير شعارهاي اقتصادي برگزيده و برجسته شدند.

ايشان تقويت بنيه‌ي اقتصادي كشور را حساس‌ترين و كليدي‌ترين موضوع برشمردند و گفتند: بر همين اساس بر اجرايسياست‌هاي اقتصاد مقاومتي به‌عنوان يك مجموعه‌ي «كار و حركت و اقدام» به‌ويژه بر موضوع اشتغال و توليد و همچنين مسائل معيشتي مردم و كاركنان دستگاه‌هاي مختلف از جمله نيروهاي مسلح تأكيد دارم.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به تمركز بدخواهان نظام اسلامي بر استفاده از نقاط ضعف اقتصادي به‌منظور ايجاد اخلال، خاطرنشان كردند: وقتي انگيزه و هدف دشمن مشخص است، قاعدتاً بايد انگيزه‌ي مسئولان براي اجراي سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي افزايش يابد و من همه‌ي اين مسائل را كه ديدگاه كارشناسان زبده‌ي اقتصادي است، به‌طور مشروح و خصوصي براي مسئولان نيز بيان كرده‌ام.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: توقع من از مسئولان اين است كه وقتي انگيزه‌ي دشمن را براي استفاده از نقاط ضعف اقتصادي مي‌بينند، درصدد برطرف كردن نقاط ضعف اقتصادي و بستن منافذ برآيند.

ايشان تأكيد كردند: البته نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران، نقاط قوت فراواني دارند و علت سربلندي ملت در مقابل توطئه‌هاي گوناگون، از ابتداي پيروزي انقلاب تاكنون همين نقاط قوت عجيب است كه از لحاظ كميت و كيفيت، از نقاط ضعفبيشتر هستند.

رهبر انقلاب اسلامي يكي از اين نقاط قوت برجسته را روحيه‌ي شجاعت و ايستادگي ملت ايران در برابر تشرها و اخم‌هاي  ابرقدرت‌ها دانستند و افزودند: يكي از شگردهاي قدرت‌هاي متجاوز، براي ترساندن ملت‌ها و دولت‌ها و وادار كردن آن‌ها به تأمين منافع نامشروع خود، تشر زدن و از خود بزرگنمايي نشان دادن است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي گفتند: براي يك كشور بدترين حالت آن است كه مسئولان آن كشور، از تشر دشمن بترسند زيرا اين كار، در را براي ورود، تجاوز و تعرض او باز مي‌كند.

ايشان خاطرنشان كردند: در اينكه امور كشور را بايد با عقل و تدبير و حكمت انجام داد، هيچ ترديدي وجود ندارد اما اين تدبير و حكمت بايد همراه با شجاعت باشد.

رهبر انقلاب اسلامي تأكيد كردند: ترسيدن و دلهره از تشر دشمن و تحت تأثير اخم قدرتمندان قرار گرفتن، اولِ بدبختي است.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: اگر كسي هم مي‌خواهد بترسد، اشكالي ندارد اما از طرف ملت و به حساب مردم نترسد زيرا ملت ايران ايستاده است.

ايشان با اشاره به انواع توطئه‌ها از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون، خاطرنشان كردند: اگر بنا بود جمهوري اسلامي و ملت ايران از قدرت‌ها بترسد و در مقابل آن‌ها عقب‌نشيني كند، اكنون ديگر هيچ اثر و نشاني از ايران و ايراني باقي نمي‌ماند.

رهبر انقلاب اسلامي تأكيد كردند: دشمن اعم از آمريكا و بزرگ‌تر از آمريكا، در مقابل نظامي كه به مردم خود متصل است و مردم و ملت خود را دوست دارد و ملت نيز آن نظام را دوست دارند و در مقابل دشمن مقاوم هستند، هيچ غلطي نمي‌تواند بكند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به اينكه در دشمني قدرت‌هاي زورگو به‌ويژه آمريكا، با ملت ايران هيچ ترديدي نيست افزودند: اينكه بگويند با فلان فرد موافق هستند و با او ملاحظه خواهند كرد، حرف نادرستي است زيرا دشمني آنها از زمان امام (رحمه‌الله) و بعد از امام و در زمان دولت‌هاي گوناگون كه با سلايق مختلف، بر سر كار بودند، همواره ادامه داشته است.

ايشان با تأكيد بر اينكه بايد اقتدار و ايستادگي ملت ايران و تأثيرناپذيري ملت از تشر آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي ادامه  پيدا كند، خاطرنشان كردند: بخش مهمي از ادامه‌ي ايستادگي و نهراسيدن از دشمن، به‌عهده‌ي نيروهاي مسلح، و بخش عمده‌ي آن بر عهده‌ي اقتصاديون و مجموعه‌هاي فرهنگي، آموزشي، به‌خصوص متصديان بخش‌هاي علمي و تحقيقاتي است.

رهبر انقلاب اسلامي در بخش پاياني سخنانشان با اشاره به انتخابات پيشِ رو، انتخابات را از افتخارات ملت ايران و مايه‌ي عزت، قدرت، روسفيدي و سربلندي ملت ايران در دنيا خواندند و افزودند: بدخواهان به‌دنبال نشان دادن اسلام و معنويت در نقطه‌ي مقابل مردم‌سالاري بودند اما جمهوري اسلامي با مردم‌سالاري اسلامي و انتخابات، غلط بودن اين حرف را نشان داد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي گفتند: همه‌ي ملت در انتخابات احساس مي‌كنند كه كليد كارهاي كشور در دست خودشان است و آنان هستند كه عناصر اصلي كشور را معين مي‌كنند.

ايشان با تأكيد بر اينكه همه‌ي مردم، نامزدها، دولت و دست‌اندركاران بايد قدر انتخابات را بدانند و آن را گرامي بدارند، افزودند: بايد انتخاباتي گسترده، با شور و شوق و نشاط، سالم و همراه با امنيت برگزار شود و چنين انتخابات و ذخيره‌اي، به كشور مصونيت بسياري خواهد داد.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به مطالب وسوسه‌انگيز رسانه‌هاي دشمن و تلاش خصمانه‌ي آنان براي خراب كردن انتخابات، خاطرنشان كردند: ملت ايران با همين بيداري و هوشياري كه همواره نشان داده است، در مقابل اين حركت عمل خواهد كرد.

پيش از سخنان رهبر انقلاب اسلامي، امير سرلشكر صالحي فرمانده كل ارتش با تبريك اعياد ماه رجب و گراميداشت روز ارتش و نيروي زميني، گفت: امروز ارتش مفتخر است كه در همه‌ي عرصه‌هاي زميني، دريايي، پدافندي و هوايي با اقتدار، اعتماد به نفس و توكل به خدا از مرزهاي خاكي و اعتقادي انقلاب اسلامي دفاع مي‌كند و فراتر از همه‌ي مؤلفه‌هاي آمادگي رزمي، به درياي بيكران انسان‌هاي مؤمن و متخصص خود مي‌بالد.
:: موضوعات مرتبط: خبرنامه
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۰۹:۳۲:۳۳
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)
مسئولان براي ايجاد اشتغال شب و روز نشناسند

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در پيام نوروزي به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۶، از  مجموعه‌ي اقتصاد مقاومتي، دو نقطه‌ي اصلي را مشخص كردند كه همه‌ي فعاليت‌ها به سمت آن متمركز شود: اول توليد؛ دوم اشتغال. پايگاه اطلاع‌رساني http://boronsi.bigsite.ir  برخي «راهكارهاي افزايش اشتغال» را براساس بيانات رهبر انقلاب در ادامه مرور كرده است.

پيش از اين نيز در اين باره اطلاع‌نگاشت «راهكارهاي اشتغال» منتشر شده است.
* راه افتادن كارخانه‌هاي نيمه تعطيل
مسئله‌ي اشتغال، كه وابسته‌ي به همين مسئله‌ي توليد داخلي و مانند اينها است، خيلي مهم است. همين‌طور مدام همه‌ي ما ميگوييم؛ دولتي ميگويد، مجلسي ميگويد، اقتصاددانِ آزادِ روزنامه‌اي ميگويد، كه فلان‌درصد از كارخانه‌ها تعطيلند يا مثلاً كمتر از نصف ظرفيّت كار ميكنند. خب بالاخره چه ميشود؟ بالاخره بايد اينها راه بيفتد، بايد كار بكند؛ اگر كار كرد، اشتغال به وجود خواهد آمد.
اين خجلت و شرمندگي نظام از بيكاري جوان، از خجلت خود آن جوان در داخل خانه بيشتر است؛ اين را شما بدانيد. بنده خودم وقتي‌كه به فكر اين جوان بيكار مي‌افتم [شرمنده ميشوم‌]. در بعضي از شهرستان‌ها بيكاري بالا است. البتّه ما نرخ يا به‌اصطلاح درصد بيكاري را يك‌مقداري معيّن ميكنيم؛ حالا دوازده درصد يا ده درصد -همين‌كه حالا گفته ميشود- لكن اين ميانگين است. وقتي انسان اين را ميبيند شرمنده ميشود؛ يعني شرمندگي بنده‌ي حقير از ملاحظه‌ي اين آمار و مطالعه‌ي اين حقيقت، از شرمندگي آن جواني كه بيكار ميرود خانه و دستش چيزي نيست، كمتر نيست، بلكه بيشتر است؛ اين را بايد برطرف بكنيم.
بيانات در ديدار رئيس و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ۱۳۹۵/۰۳/۱۶
 
* پرداختن به واحدهاي توليدي كوچك و زودبازده
من بارها در سخنراني‌ها تكرار كرده‌ام، مسئولين عزيز كشور در زمينه‌ي مسائل اقتصادي بپردازند به واحدهاي توليدي كوچك و متوسّط. ما چند صد هزار از اين واحدها در كشور داريم. اينها را احيا بكنند، اشتغال به وجود مي‌آيد، ابتكار به وجود مي‌آيد.
بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم ۱۳۹۵/۰۵/۱۱
الان چندين هزار كارگاه و كارخانه‌ي متوسّط و كوچك در كشور هست؛ اگرچنانچه اين آماري كه به من داده‌اند و بنده گفتم كه شصت درصد از اينها الان دچار بيكاري و تعطيل هستند درست باشد، خسارت است. آن چيزي كه در متن جامعه اشتغال ايجاد ميكند، تحرّك ايجاد ميكند و طبقات پايين را بهره‌مند ميكند، همين صنايع كوچك و متوسّط است؛ اينها را تقويت كنند و پيش ببرند.
بيانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوي ۱۳۹۵/۰۱/۰۱
 
* توليد فرآورده از محصولات نفتي
توليد بالاي نفت در فرهنگ نفت و فروش نفت و بازار نفت يك چيز مثبتي است. توليد را بالا ببريم، صادرات نفت را هم افزايش بدهيم، چيز خوبي است، كشور هم به آن احتياج دارد؛ در اين شكّي نيست، منتها بهتر از آن، اين است كه ما نفت را داراي ارزش افزوده بكنيم. اين نفتي كه ما از چاه در مي‌آوريم، ميفرستيم بيرون، پولش را ميگيريم، هيچ ارزش افزوده‌اي ندارد؛ روزبه‌روز هم نفت كم ميشود. اگر بتوانيم ما اين نفت را يا آن گاز را تبديل كنيم به كالايي كه داراي ارزش افزوده باشد براي كشور، اين خوب است. سياست را اين قرار بدهيد -به موازات كارهايي كه براي توليد نفت و فروش نفت و كارآمد شدن چاه‌هاي نفت و امثال اينها انجام ميگيرد- كه ما بتوانيم فرآورده توليد كنيم، فرآورده صادر كنيم، بنزين صادر كنيم. چرا ما بايد بنزين وارد كنيم؟ يكي از چيزهايي كه انسان گاهي وقتي فكر ميكند، پيش خودش خجالت ميكشد، وارد كردن بنزين است. جمهوري اسلامي با اين‌همه نفت -كه دائم پُزش را ميدهيم پيش مردم و پيش دنيا كه ما نفت و گازمان بر روي هم بزرگ‌ترين منبع نفت و گاز دنيا است كه واقع قضيّه همين است- آن وقت بنزين وارد كنيم، يا گازوئيل وارد كنيم! [بايد] كاري كنيم كه نياز به واردات گازوئيل و بنزين نداشته باشيم؛ فرآورده توليد كنيم، فرآورده را صادر كنيم. يا در زمينه‌ي گاز، اين صنايع پايين‌دستي پتروشيمي را فعّال كنيم؛ خب، قسمت‌هاي بالادستي‌اش خوشبختانه خوب است، كارهاي خوبي انجام گرفته است امّا قسمت‌هاي پايين‌دستي را فعّال كنيم؛ اشتغال به وجود بيايد، كار به وجود بيايد.
بيانات در ديدار مسئولان نظام ۱۳۹۵/۰۳/۲۵
 
* فراهم كردن زمينه براي سرمايه‌گذاري كشاورزي و صنعتي
در خصوص اين منطقه [كردستان]، يكي از چيزهائي كه بسيار مهم است، مسئله‌ي سرمايه‌گذاري است؛ سرمايه‌گذاريهاي صنعتي و سرمايه‌گذاريهاي كشاورزي كه ايجاد اشتغال كند. وقتي اشتغال به قدر كافي وجود نداشته باشد، راه‌هاي صحيح باز نباشد، آن وقت جوانان ما متأسفانه متوسل ميشوند به راه‌هاي غير صحيح؛ به قاچاق و امثال اينها... اين باب بايستي مسدود شود و اين با سرمايه‌گذاريهاي درست و ايجاد اشتغال در همه‌ي مناطق كردستان، در همه‌ي بخشهاي شهرستانهاي كردستان، بخصوص شهرستانهائي كه نزديك مرزند مثل مريوان، اين معنا امكان‌پذير است و من ديدم مسئولين كشور، خوشبختانه به اين نكته توجه دارند، رو اين مسئله فكر كردندبايد زمينه‌اي فراهم شود كه سرمايه‌گذاريهاي خوبي انجام بگيرد تا اشتغال ايجاد شود، تا جوان بتواند معيشت خود را از راه صحيح، از راه قانوني، از راه حلال تأمين كند.
بيانات در ديدار مردم مريوان ۱۳۸۸/۰۲/۲۶
 
* احياء كشاورزي با توجه به شرايط آن
كشاورزي را بايد در درجه‌ي اول اهميت قرار داد؛ نه به معناي اينكه از صنعت استان فراموش كنيم؛ نه، استان صنايعي هم دارد كه اينها با رسيدگي و توجه و اهتمام ميتواند اشتغال ايجاد كند، ميتواند سوددهي فراواني براي استان به وجود بياورد؛ ليكن در مرتبه‌ي اول، مسئله‌ي كشاورزي است؛ كه اگر توانستيم كشاورزي را با شرائطي كه دارد، احياء كنيم، هم مسئله‌ي اشتغال حل ميشود، هم عوارض گوناگون بيكاري - اين حاشيه‌نشيني، اعتياد و امثال اينها - از بين خواهد رفت يا ريشه‌هاي آن تضعيف خواهد شد.
بيانات در ديدار نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالي ۱۳۹۱/۰۷/۲۵
 
* ايجاد بنگاه‌هاي كاري و تشويق كارآفرينان
يكي از اين مشكلات يقيناً وجود بيكاري و عدم اشتغال است. رونق دادن به اشتغال و تشويق كارآفرينان و ايجاد بنگاه‌هاي كاري هم يكي از اين كارهاي لازم است. اين در منطق جمهوري اسلامي يك تلازم را نشان ميدهد. در منطق كشورهاي مادي اينجور نيست. در منطق كشورهاي سرمايه‌داري، كارگر يك ابزار است؛ وسيله‌اي است در خدمت كارفرما.
بيانات در ديدار كارگران و كارآفرينان ۱۳۸۷/۰۲/۰۴
 
* آموزش نيروي انساني متناسب با نيازهاي فعلي و آينده بازار كار
* ارتقاء توان كارآفريني
* ايجاد نظام جامع اطلاعات بازار كار
* حمايت از شركتهاي تعاوني
* حمايت از تأسيس و توسعه صندوق‌هاي شراكت در سرمايه

سياستهاي كلي اشتغال:
۲. آموزش نيروي انساني متخصص، ماهر و كارآمد متناسب با نيازهاي بازار كار (فعلي و آتي) و ارتقاء توان كارآفريني با مسؤوليت نظام آموزشي كشور (آموزش و پرورش، آموزش فني و حرفه اي و آموزش عالي) و توأم كردن آموزش و مهارت و جلب همكاري بنگاه‌هاي اقتصادي جهت استفاده از ظرفيت آنها.
...
۴. ايجاد نظام جامع اطلاعات بازار كار.
۵. بهبود محيط كسب و كار و ارتقاء شاخص‌هاي آن (محيط سياسي، فرهنگي و قضايي و محيط اقتصاد كلان، بازار كار، ماليات‌ها و زير ساخت‌ها) و حمايت از بخش‌هاي خصوصي و تعاوني و رقابت از راه اصلاح قوانين، مقررات و رويه‌هاي ذيربط در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران.
...
۱۰. حمايت از تأسيس و توسعه صندوق‌هاي شراكت در سرمايه براي تجاري سازي ايده‌ها و پشتيباني از شركت‌هاي نوپا، كوچك و نوآور.
ابلاغ سياست‌هاي كلي اشتغال ۱۳۹۰/۰۴/۲۸
 
* گسترش صنايع فناوري ارتباطات
گسترش صنايع مرتبط با فناوري ارتباطات از طريق شركت‌هاي دانش‌بنيان، تأثير بالايي در اشتغال‌زايي و تحول در اقتصاد كشور خواهد داشت.
ديدار رئيس و اعضاي شوراي‌ عالي فضاي مجازي با رهبر انقلاب ۱۳۹۴/۰۶/۱۶
 
* فرصت اشتغال‌زايي در فناوري‌هاي مجازي
احراز جايگاه و سهم مناسب براي اقتصاد دانش‌بنيان در فضاي مجازي در چارچوب سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي كشور و برنامه‌ريزي همه‌جانبه براي بهبود شرايط كسب و كار مرتبط با فناوري‌هاي مجازي و بهره‌گيري از فرصت‌هاي اشتغال‌زايي و نيز رونق محتوا، خدمات و تجارت در اين عرصه.
حكم انتصاب اعضاي شوراي عالي فضاي مجازي ۱۳۹۴/۰۶/۱۴
 
* برقراري نظام صحيح ميان صنعت و دانشگاه
يكي از راه‌هاي ايجاد اشتغال براي تحصيل‌كردگان ما، همين مسئله‌ي ارتباط صنعت و دانشگاه است. صنعت و دانشگاه بايد ارتباط پيدا كنند؛ هم براي صنعت خوب است، هم براي دانشگاه؛ براي دانشگاه، هم براي مديريّت دانشگاه خوب است، هم براي دانشجو؛ اين هنوز در كشور راه نيفتاده... مثلاً در زمينه‌ي مسائل دفاعي كه مستقيماً بنده آنجا وارد هستم ميدانم، همكاري‌هاي خيلي خوبي در زمينه‌ي مسائل دفاعي با دانشگاه‌هاي مختلف وجود دارد، قراردادهايي بسته‌اند، كارهاي خوبي دارد انجام ميگيرد، منتها اينها كافي نيست؛ بنده شنيده‌ام نديده‌ام كه در كشورهاي پيشرفته، در جلسه‌ي دفاع دانشجوها، صاحبان صنعت مي‌آيند شركت ميكنند، دفاع را گوش ميكنند؛ از همانجا كه اين [دانشجو] دارد دفاع ميكند، با او قرارداد ميبندند؛ يعني اين‌جور دانشجوي فارغ‌التّحصيل آماده‌ي‌به‌كار را ميقاپند. صنعت ما هم بايستي به اين معنا توجّه بكند.
بيانات در ديدار رؤساي دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مراكز رشد و پارك‌هاي علم و فناوري ۱۳۹۴/۰۸/۲۰
 
* ايجاد شركتهاي دانش‌بنيان
* استفاده از پاركهاي علم و فناوري
روي شركتهاي دانش‌بنيان حتماً بايد تكيه بشود؛ تجاري‌سازي علوم و فنّاوري‌ها، پارك‌هاي علم و فنّاوري و مانند اينها كارهاي بسيار لازم و خوبي است. ببينيد ما يكي از مشكلات اقتصادي‌مان مسئله‌ي اشتغال است؛ يكي از بهترين راه‌هاي اشتغال، همين پارك‌هاي علم و فنّاوري و همين وارد كردن دانشجويان به فنّاوري‌هاي قابل تبديل به ثروت است. يك مقداري به اينها كمك بشود، يك راهنمايي بشوند، يك كار عملي و عمليّاتي -واقعي- جلوي پاي اينها گذاشته بشود، اينها مشغول ميشوند. اين تصوّر كه هركسي فارغ‌التّحصيل شد، بايد بيايد در يك مجموعه‌ي دولتي كارمند بشود و مانند اينها، و ما عزا بگيريم كه فارغ‌التّحصيل‌ها زياد شدند، جا نداريم، امكان نداريم، اين به نظر من نگاه غلطي است. نگاه درست اين است كه ما راه را باز كنيم؛ براي اين بايد فكر بشود؛ يعني بايد برنامه‌ريزي بشود كه دانشجوي ما از دوران تحصيل -از مثلاً فرض كنيد دوران دانشگاه يا مثلاً فرض كنيد تحصيلات تكميلي؛ وقتي‌كه وارد آگاهي‌هاي علمي سطح بالا شد- راه براي او باز بشود تا بتواند بيايد در يك‌جايي كار علمي بكند؛ و واقعاً شغلهاي بي‌پايان [وجود دارد]. به نظر من مشاغلي كه ناشي از علم هست، انتها ندارد. هرچه ما آدم داشته باشيم، ميتوانيم شغل علمي در اختيار اينها بگذاريم، مشروط بر اينكه بنشينيم كار كنيم.
بيانات در ديدار رئيس‌جمهور و اعضاى هيأت دولت‌ ۱۳۹۴/۰۶/۰۴
 
* نشان دادن راه‌هاي جستجوي كار به مردم
يك مسئله‌ي ديگر، ايجاد مجاري درست كار است؛ كه اين يك حرف است، يك كلمه است، منتها كار خيلي بزرگ و مهمّي است؛ مجاري كار را بايستي ما به‌وجود بياوريم. وقتي راجع به كار و اشتغال انسان صحبت ميكند و تشويق ميكند طرف مقابل ميگويد خب، آقا من بيكارم، چه‌كار كنم؟ راه‌هاي جستجوي كار را ما بايستي به مردم نشان بدهيم. در تلويزيون يك برنامه‌اي چند روز قبل من ديدم كه برنامه‌ي خوبي بود؛ گزارشي تهيّه كردند. يك نفري مي‌آيد آنجا و ميگويد كه من با ده ميليون تومان توانسته‌ام اين اشتغال را ايجاد كنم كه اين‌قدر درآمد دارد. مربوط به [پرورش‌] گُل است، ميگويد گُل توليد ميكنيم. بعد او اشاره ميكند و ميگويد كساني كه مايلند اين كار را انجام بدهند، در فلان‌جا و فلان‌جا زمينهاي دولتي هست و در اختيارشان گذاشته ميشود؛ بروند مثلاً گُل توليد كنند. من يادم هست دوستان اقتصادي در يك برهه‌اي قبل از دولت شما، آمده بودند [بحث ميكردند] راجع به اينكه با چقدر پول ميشود يك شغل ايجاد كرد؛ صحبت صد ميليون و بعضي مشاغل پانصد ميليون و اين چيزها بود! خب با ده ميليون ميشود شغل ايجاد كرد. حالا اين يك نمونه است؛ يك نمونه‌ي ديگر كه اتّفاقاً آن هم در همين تلويزيون بود؛ يك برنامه‌ي ديگر بود؛ يك خانمي بود كه يك چيزهايي درست ميكرد و ميگفت من اين شغل را با بيست ميليون سرمايه‌گذاري توانستم به دست بياورم. خب، معلوم مي‌شود ظرفيّت‌ها خيلي زياد است.
بيانات در ديدار رئيس‌جمهور و اعضاى هيأت دولت‌ ۱۳۹۴/۰۶/۰۴
 
* خريد كالاي داخلي توسط دستگاه‌هاي دولتي
دولت تصميم بگيرد در هيچ‌يك از چيزهايي كه مصرف ميكند، از قلم و كاغذ روي ميز گرفته تا ساختمان‌سازي تا بقيّه‌ي چيزها، هرآنچه در داخل قابل توليد است، خودش را از خارج ممنوع كند، بر خودش حرام كند. آسان‌گرايي و سهل‌گرايي - سهل‌گرايي آن روي خوبِ قضيّه است - و خداي نكرده سوءاستفاده؛ جلوي اينها را بايستي مسئولين دولتي بگيرند. و ما اين را هم تجربه كرديم، امتحان كرديم و يك جاهايي ديديم.
بيانات در ديدار جمعى از كارگران سراسر كشور ۱۳۹۴/۰۲/۰۹
 
* ترجيح فعاليت توليدي توسط صاحبان سرمايه
صاحبان سرمايه در كشور، فعّاليّت توليدي را ترجيح بدهند بر فعّاليّتهاي ديگر. ما ديديم كساني را كه سرمايه‌اي داشتند ــ كم يا زياد ــ و ميتوانستند اين را در يك راه‌هايي به كار بيندازند و درآمدهاي زيادي كسب كنند، نكردند؛ رفتند سراغ توليد؛ گفتند ميخواهيم توليد كشور تقويت بشود؛ اين حسنه است، اين صدقه است، اين جزو بهترين كارها است؛ كساني كه داراي سرمايه هستند ــ چه سرمايه‌هاي كم، چه سرمايه‌هاي افزون ــ آن را بيشتر در خدمت توليد كشور بگذارند.
بيانات در حرم مطهر رضوي ۱۳۹۳/۰۱/۰۱

* پرهيز از خريد كالاي خارجيِ داراي مشابه داخلي
محصولات داخلي را مردم مصرف كنند؛ نروند دنبال اين نشانه‌ها. حالا مُد شده است بگويند «ب
:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۰۸:۵۶:۴۰
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)
روايت يك شهيد زنده را بخوانيد


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/36096/08.jpg

«آقا گفتند ما يك قفسه‌ي كتاب داريم در كنار اتاق خودمان كه در آن چند صد جلد كتاب وجود دارد، من بعضي وقت‌ها آن‌قدر مشغله‌ام زياد است كه رويم را از كتاب‌ها برمي‌گردانم تا آن‌ها را نبينم و به كار‌هاي اجرايي برسم. چند هفته قبل به صورت اتفاقي كتاب شما را ديدم و آن را خواندم.»
اين جملات شرح نخستين آشنايي رهبر انقلاب با كتاب «وقتي مهتاب گم شد» است كه به نقل از علي خوش‌لفظ راوي كتاب بيان شده است؛ او براي نخستين‌بار در روز پنجشنبه ۹۵/۱۰/۱۶ همراه با جمعي از نويسندگان دفاع مقدس ميهمان رهبر انقلاب مي‌شود. دو روز پس از اين ديدار بود كه رهبر انقلاب دو يادداشت را به عنوان تقريظ بر كتاب وقتي مهتاب گم شد مرقوم  فرمودند. پس از نگارش تقريظ هم رهبر انقلاب در ديداري جداگانه ميزبان علي خوش‌لفظ و خانواده‌ي محترمشان بودند. همچنين در بهمن‌ماه ۹۵ بود كه حضرت آقا در تقريظ بر كتاب «آب هرگر نمي‌ميرد» از علي خوش‌لفظ و حميد حسام نام بردند تا اشاره‌اي  مجدد به كتاب وقتي مهتاب گم شد داشته باشند. با اين همه اما گويي تأثير كتاب و شخصيت راوي آن اندازه زياد بود كه در ديدار رهبر انقلاب با شاعران مذهبي‌سُرا و همچنين ديدار با دست‌اندركاران راهيان نور، نامي از علي خوش‌لفظ و كتابش، به ميان آمد و حتي لحظاتي رهبر انقلاب را تحت تأثير قرار داد. مجموعه‌ي اين توجهات از سوي رهبر انقلاب بود كه كتاب وقتي مهتاب گم شد را از ساير آثار دفاع مقدس و حتي آثاري كه ايشان بر آن‌ها تقريظ نوشته‌اند، متمايز كرد. اين كتاب را بايد خواند، زيرا:


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif روايت زندگي يك بسيجي
راوي يك نيروي اطلاعات و عمليات است. جدا از آنكه راوي صادقانه از ‌‌‌‌‌‌زندگي خود، شيطنت‌هاي كودكانه‌‌ي قبل از انقلاب، غرور جواني‌ و حوادث طاقت‌فرساي جنگ تحميلي سخن مي‌گويد، توصيف شب‌هاي شناسايي، التهاب عبور از ميدان مين، جست‌وجوهاي مخفيانه براي يافتن راه‌هايي كه بشود رزمندگان را تا پشت سر بعثي‌ها برد، گرفتار شدن در تله‌ها و كمين‌ها و شهادت دوستان در برابر چشم، از بخش‌هاي برجسته‌ي اين كتاب است.
اگر «وقتي مهتاب گم شد» را به‌عنوان يك روايت از دفاع مقدس بدانيم، مي‌توان آن را مصداق اعلاي مكتوبي از سفارش رهبر انقلاب در ديدار راهيان نور دانست: «محتواي گزارش بايستي پُر از تبيين، پُر از معرفت، پُر از بيان حقايق، پُر از نقاط برجسته و  مثبت دوران دفاع مقدّس و ارزش‌هاي دفاع مقدّس باشد؛ ... البتّه من نميگويم اغراق كنيد... هيچ لزومي ندارد مبالغه كنيم... نخير، از همين جنس ماها بودند، منتها بهتر از ما راه را شناختند، بهتر از ما زندگي را فهميدند، اقبال بيشتري داشتند، توسّل بيشتري داشتند، خداي متعال هم به آنها توجّه بيشتري كرد و آنها را از سرچشمه‌ي لطف و فضل خودش سيراب كرد.» ۹۵/۱۲/۱۶

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif انقلاب قلب‌ها
«وقتي مهتاب گم شد»، زندگي يك انسان معمولي را روايت مي‌كند. فردي كه با وقوع انقلاب، دچار يك تحول دروني مي‌گردد و به‌يكباره راهي جبهه‌ مي‌شود. با ورود به جبهه است كه علي خوش‌لفظ نوجوان به دليل شجاعت و جسارتش مشهور مي‌شود و نامش بر سر زبان‌ها مي‌پيچد تا در شانزده سالگي‌ نيروي اطلاعات عمليات حاج احمد متوسليان ‌مي‌شود.
روايت زندگي او، روايت چگونگي تأثير انقلاب بر قلب‌ها و چگونگي شكوفايي استعداد‌ها در دفاع مقدس است. امري كه رهبر انقلاب درباره‌ي آن فرمودند: «در مورد استعداد اشخاص به نظر من اين نكته‌ي مهم و قابل توجهي است كه به آن توجه نميشود... آن اين است كه دفاع مقدس وسيله‌اي شد براي اينكه استعدادهاي مكنون در انسانها، به شكل عجيبي بروز كند... اين خيلي مهم است.» ۹۲/۹/۲۵

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سفر من الخلق الي الحق
«وقتي مهتاب گم شد» را مي‌توان شرح عملي يك حركت عارفانه دانست؛ در حقيقت بيش از آنكه اين كتاب به ويژگي‌هاي جنگ بپردازد، شرح سفر عارفانه‌ي «من الخلق الي الحقِ» علي خوش‌لفظ است. هنگامي كه او از رفيق و مرادش شهيد چيت‌سازيان درس مي‌گيرد كه براي عبور از سيم‌خاردارهاي دشمن بايد از سيم‌خاردارهاي نفس خود عبور كند و راه صبر و گمنامي را در پيش ‌گيرد. همين صبر بر مصائب و آلام است كه باعث شد رهبر انقلاب او را شهيد زنده خطاب كنند. در حقيقت دليل سفارش و تأكيد رهبر انقلاب بر خواندن اين كتاب را نيز بايد در همين نقطه جست‌وجو كرد: «شهيدان حامل بشارتند... شهيدان به ما مي‌گويند شما خوف و حزن نداشته باشيد. دلسردي و نوميدي نداشته باشيد... بركات الهي را در مقابل چشم ما نگه مي‌دارند و اين آن چيزي است كه ما امروز به آن احتياج داريم.» ۹۵/۷/۵
«وقتي مهتاب گم شد»، شرح بشارت يك شهيد زنده است به جامعه، تا مبادا از ياد خدا و نصرت الهي غافل شود؛ كتابي كه اگر يك نفر آن را بخواند، متحول مي‌شود و اگر هزاران نفر آن را بخوانند، هزاران نفر متحول خواهند شد. به‌نظر مي‌رسد ايام فراغت نوروز، فرصتي مناسب براي عمل به توصيه‌ي رهبر انقلاب براي مطالعه‌ي كتاب «وقتي مهتاب گم شد» باشد.
:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۰۹:۲۴:۳۲
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)

پيام نوروزي به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۶

 

Image result for ‫اقتصاد مقاومتي توليد و اشتغال‬‎

 

 

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر انقلاب اسلامي در پيامي به‌مناسبت آغاز سال ۱۳۹۶، سال جديد را سال «اقتصاد

مقاومتي: توليد - اشتغال» نام‌گذاري كردند.

متن پيام رهبر انقلاب اسلامي به شرح زير است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم
يا مقلّب القلوب و الابصار، يا مدبّر اللّيل و النّهار، يا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الي احسن الحال.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي فاطِمَةَ وَ اَبيها وَ بَعلِها وَ بَنيها.(۱)

 ميلاد مبارك حضرت فاطمه‌ي زهرا، صدّيقه‌ي كبريٰ (سلام‌الله‌عليها) را و عيد نوروز را به همه‌ي شما هم‌ميهنان عزيز تبريك عرض ميكنم. عيدتان مبارك باشد هم‌ميهنان عزيز، ملّت بزرگ ايران، جوانان عزيز، قشرهاي گوناگون مردم! و بويژه تبريك عرض ميكنم به خانواده‌هاي عزيز شهيدان و جانبازان و ايثارگران و همچنين به همه‌ي ملّتهايي كه با عيد نوروز آشنا هستند و آن را گرامي ميدارند.

 خداي متعال را بر اين فرصت سپاس ميگويم كه يك بارِ ديگر توفيق داد عيد نوروز را به شما ملّت عزيز ايران تبريك عرض كنم؛ اميدواريم كه سالِ بسيار خوب و مبارك و بابركتي و همراه با امنيّت و رفاهي در انتظار ملّت ايران باشد و سال ۹۶، ان‌شاءالله سال خوشي براي همه‌ي ملّت ايران و براي مسلمانان جهان باشد؛ همه‌ي خانواده‌هاي ايراني، همه‌ي ايرانيان عزيز ان‌شاءالله در اين سالي كه در اين لحظه آغاز شد، مشمول لطف و رحمت و بركت الهي باشند.

 اگر بخواهيم يك ارزيابي‌اي بكنيم از سالي كه گذشت -سال ۹۵- بايد بگوييم آن سال هم مثل همه‌ي سالهاي ديگر شادي‌ها و  غمهايي داشت، تلخي‌ها و شيريني‌هايي داشت؛ منظور تلخي‌ها و شيريني‌هاي مربوط به ملّت است، مسائل شخصي مورد نظر نيست. هم شيريني داشتيم در سال گذشته، شادي داشتيم كه اين شادي‌ها مربوط است به عزّت ملّي، امنيّت ملّي، همّت جوانانه در ميان ملّت ايران و حركات مؤمنانه‌ي فراگير در همه جاي كشور؛ هم تلخي‌هايي داشتيم كه عمدتاً مربوط به مسائل اقتصادي و اجتماعي است كه اشاره‌اي به آنها خواهم كرد.

 عزّت ايران و ملّت عزيزمان در سال ۹۵ در سراسر سال مشهود بود؛ از آغاز سال تا پايان سال. دشمنان ما در همه جاي دنيا اعتراف كردند به اقتدار ملّت ايران، به عظمت ملّت ايران؛ هويّت ملّت ايران خودش را در سراسر قضاياي گوناگونِ اين سال نشان داد. با يك بي‌احترامي‌اي كه از سوي رئيس‌جمهور آمريكا نسبت به جمهوري اسلامي ايران شد، مردم، پُرشور و با حميّت و غيرت در روز بيست و دوّم بهمن پاسخ آن را دادند؛ در روز قدس، در ماه مبارك رمضان، اجتماع عظيم مردم، هويّت و هدفهاي اين كشور را به همه‌ي دنيا نشان داد.

 امنيّت كشور در اين محيط پُرتلاطم منطقه‌اي بلكه بين‌المللي، يك شاخص بسيار عمده و بزرگي براي ملّت ايران بود. امروز  اطراف ما، كشورهايي كه همسايگان ما هستند: از شرق كشور و جنوب شرقي كشور، تا شمال غربي كشور، كشورها دچار ناامني هستند، منطقه دچار ناامني است، ملّت ايران بحمدالله در طول سال يك امنيّت پايدار را تجربه كرد.

 همّت جوانانه‌اي كه من اشاره كردم، ناشي از مشاهده و اطّلاع از فعّاليّتهاي هزاران گروه جوان در سرتاسر كشور است، كه به فعّاليّتهاي پُرشور خود، چه در زمينه‌هاي علمي، چه در زمينه‌هاي فرهنگي، چه در زمينه‌هاي ورزشي، چه در زمينه‌هاي توليدي، سرگرم هستند و اشتغال دارند، كارهاي نو و ابتكارهاي نوي را دارند ارائه ميدهند و براي آينده‌ي كشور ذخيره فراهم ميكنند.

 حركات مؤمنانه‌اي كه اشاره كردم، مراد، جلسات ديني پُرشور و گرم و گيرايي است كه در سرتاسر سال وجود داشت؛ مربوط به مسائل ائمّه (عليهم‌السّلام)، مربوط به مسائل مهمّ ديني، از اعتكافها و عبادتها و ماه رمضان و پياده‌روي اربعين و جلسات مهمّ عاشورا و دهه‌ي محرّم؛ اينها نقاط مثبت و شادي‌آفرين كشور ما و براي ملّت ما است.

 تلخي‌ها و سختي‌‌ها عمدتاً مربوط به مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم است؛ طبقات متوسّط و ضعيف در طول سال درگير اين مشكلات بودند و همچنان هستند؛ چون از وضع مردم مطّلع هستم، لذا تلخي را با همه‌ي وجود حس ميكنم؛ تلخي كامِ مردم، بخصوص مردمِ ضعيف و فرودست و طبقات ضعيف كه مربوط به مسائل اقتصادي و مشكلات اقتصادي است، مثل گراني، مثل بيكاري، مثل آسيب‌هاي اجتماعي كه آنها هم عمدتاً منشأ اقتصادي دارند؛ مثل تبعيض‌ها و نابرابري‌ها.

 خب، همه‌ي ما مسئوليم؛ هم پيش خداي متعال، هم پيش ملّت بايستي پاسخگو باشيم. من در سال «اقدام وعمل» -كه سال ۹۵ بود- از مسئولين محترم خواستم كه ستادي براي اقدام و عمل تشكيل بدهند و تشكيل دادند؛ كارهاي خوبي هم  خوشبختانه انجام گرفت كه گزارش آن را به ما دادند؛ لكن آنچه انجام گرفته است، با آنچه مورد انتظار مردم و مورد انتظار ما است، فاصله‌ي زيادي دارد. در سخنراني(۲) توضيح خواهم داد كه بعضي از شاخصها و آمارهايي كه ارائه ميشود از مقامات مسئول، آمارهاي مثبتي است؛ بعضي هم كه از طرف خود مسئولين ارائه ميشود، آمارهاي منفي است؛ اينها را در مجموع بايستي مشاهده كرد.

 اقتصاد مقاومتي يك مجموعه است؛ اين مجموعه اگر فقط در زير نام اقتصاد مقاومتي مورد توجّه قرار بگيرد، ممكن است  چندان منشأ اثر نباشد؛ من علاج را در اين ميبينم كه اين مجموعه را به نقاط مهم تقسيم كنيم و براي هر نقطه‌ي كليدي و مهمّي يك فصلي از زمان را قرار بدهيم، و از مسئولين و افراد شاخص و از آحاد مردم بخواهيم كه همه‌ي همّت خود را بر روي آن نقاط كليدي متمركز كنند؛ به نظر من علاج در اين است كه اين نقطه‌ي كليدي را امسال درست شناسايي كنيم. به اعتقاد من اين نقطه‌ي كليدي عبارت است از توليد، توليد داخلي؛ و اشتغال و عمدتاً اشتغال جوانان؛ اينها آن نقاط كليدي اصلي است. اگر ما توانستيم روي اين دو نقطه متمركز بشويم و كارها را بر اين اساس برنامه‌ريزي و دسته‌بندي بكنيم، تصوّر اين است كه كار به‌ميزان زيادي جلو خواهد رفت و موفّقيّتهاي چشمگير و محسوسي پيش خواهد آمد. من در سخنراني ان‌شاءالله خصوصيّاتي را كه بر اين دو نقطه‌ي كليدي و اساسي مترتّب است توضيح خواهم داد؛ لذا من شعار امسال را «اقتصاد مقاومتي: توليد - اشتغال» قرار ميدهم؛ يعني اقتصاد مقاومتي عنوان كلّي است، بعد توليد و اشتغال؛ اين مجموع نقاطي  است كه بايستي همه بر روي آن متمركز بشوند. مطالبه‌ي من و مطالبه‌ي مردم از مسئولين عزيز و محترم اين است كه بر روي اين دو نقطه متمركز بشوند و كارها را با برنامه‌ريزي انجام بدهند و ان‌شاءالله در پايان سال نتايج آن را بتوانند به مردم گزارش كنند.

 اميدواريم كه همه‌ي شما در تحت عنايات حضرت بقيّةالله (ارواحنا فداه) و با دعاي ارواح مطهّر شهيدان و امام بزرگوار، سال شاد و خوش و همراه با امنيّت و رفاهي را برخوردار باشيد و با خود داشته باشيد.

والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته

 

:: موضوعات مرتبط: پايگاه مقاومت شهيد برونسي
:: برچسب‌ها: ،
 



آرمان معيشت
نوشته شده در ۲۴ اسفند ۱۳۹۵
ساعت : ۰۱:۰۶:۲۵
نویسنده : بسيجي
نظرات (0)
نتيجه تصويري براي چرا «حل مشكلات معيشتي مردم» يك «آرمان انقلابي» است؟

مروري بر بيانات رهبر انقلاب

چرا «حل مشكلات معيشتي مردم» يك «آرمان انقلابي» است؟

 

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifتوجه به «مسئله‌ي اقتصاد» و «حل مشكلات معيشتي مردم» يكي از موضوعات اصلي و مهم در بيانات رهبر انقلاب اسلامي است. اهميت موضوع از  منظر حضرت آيت‌الله خامنه‌اي تا آنجاست كه ايشان در شرايط فعلي، اقتصاد را «مسئله‌ي اول كشور» معرفي مي‌كنند.
پايگاه اطلاع‌رساني
http://boronsi.bigsite.ir در يادداشت زير جايگاه «اقتصاد و وضع معيشت مردم» در «منظومه‌ي ارزشي انقلاب اسلامي» را براساس بيانات رهبر انقلاب تبيين كرده و با نگاهي به وضعيت و مسائل پيش روي كشور، به «چرايي» تأكيد و مطالبه‌گري رهبر انقلاب از مسئولان كشور براي حل مشكلات اقتصادي و معيشتيِ مردم مي‌پردازد.

*«انقلاب» ما براي نان نبود اما...
«عدّه‌اي از آن طرف در مي‌آيند كه امام فرمود: انقلابِ ما انقلاب نان نيست، براي نان نيست! بله؛ انقلاب اكتبر روسيه كه در سال ۱۹۱۷ پيدا شد، به‌خاطر قطع شدن نان در شهرهاي اصلي آن روز -مثلاً مسكو- بود... انقلاب ما اين‌گونه نبود، انقلاب ما براساس يك ايمان بود؛ اما معنايش اين نيست كه انقلاب نبايد به زندگي مردم، به اقتصاد، به نان و به رفاه مردم بپردازد. اين چه حرفي است!؟ امام به اين مسائل ميپرداخت و دستور ميداد و آنچه در درجه‌ي اوّل، مورد نظر امام بود، عبارت بود از طبقات محروم و مستضعف.» [۱]

به‌راستي پيشرفت اقتصاد كشور و حل مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم در منظومه‌ي اصولي و آرماني انقلاب و نظام اسلامي چه جايگاهي دارد؟ چرا اين روزها رهبر انقلاب اسلامي مكرراً مسائل و مشكلات اقتصادي و معيشتيِ مردم را مورد تأكيد قرار داده و حل اين مشكلات را از مسئولان كشور مطالبه مي‌كنند؟

اين سؤالات از مهم‌ترين سؤال‌هاي پيش‌روي مردم، مسئولان و نخبگان كشور است. براي فهم و تبيين موضوع بايد به «منظومه‌ي آرماني و ارزشي انقلاب اسلامي» و جايگاه مسئله در اين نظام ارزشي نگاهي داشته باشيم و در كنار آن وضعيت امروز كشور را مورد توجه قرار دهيم.

*«معيشتِ مردم» يكي از خطوط اصلي انقلاب است
از نگاه رهبر انقلاب اسلامي «آرمان‌هاي نظام اسلامي» يك «منظومه» است: «آرمانهاي نظام اسلامي -كه در حقيقت آرمانهاي اسلامي است- يك منظومه‌اي است، يك مجموعه‌اي است، مراتب مختلفي هم دارد؛ بعضي از اينها اهداف غائي‌تر و نهائي‌ترند، بعضي‌ها اهداف كوتاه‌مدتند، اما جزو آرمانهايند؛ همه‌ي اينها را بايد دنبال كرد.» [۲]

در سطح كلان، ساختن جامعه‌‌ي اسلاميِ برخوردار از سه ويژگي «پيشرفت»، «عدالت» و «معنويت» يك هدف غايي و نهايي است اما ذيل اين هدفِ كلان، موضوعات ديگري چون: «اقتصاد مقاومتي» و... نيز به نوبه‌ي خود ازجمله آرمان‌هاي نظام اسلامي است: «يك آرمان ديگر، اقتصاد مقاومتي است... مجموعه‌اي كه فرض كنيم در راه اقتصاد مقاومتي كار ميكند، يا آن مجموعه‌اي كه در زمينه‌ي گسترش فرهنگ انقلابي و اسلامي در دنياي اسلام تلاش ميكند، اينها همه دارند كار آرماني ميكنند.» [۳] بنابراين: «وقتي ميگوئيم آرمان، ذهن ما به يك امر غير قابل تعريفِ دور از دسترسي نرود؛ آرمان يعني اينها، اينها همه آرمانهايند؛ البته در درجات مختلف.» [۴] و البته يكي از اصلي‌ترين مسائل در اقتصاد مقاومتي «گشايش اقتصادي و بهبود معيشت مردم» است چراكه: «گشايش اقتصادي و بهبود معيشت و رفع معضلات كنوني جز با جدّي گرفتن و پيگيري همه‌‌جانبه‌ي اقتصاد مقاومتي ميسّر نخواهد شـد.» [۵]

اهميت موضوع «معيشتِ مردم» در «منظومه‌ي ارزشي انقلاب اسلامي» تا آنجاست كه رهبري بر اساس سخنان امام خميني (رحمه‌الله) آن را يكي از «خطوط اصلي انقلاب» معرفي مي‌كنند: «براساس سخنان امام رحمه‌الله، موضوع «مردم»، «استقلال كشور»، «تدين و پايبندي به مباني اسلامي»، «مبارزه با استكبار و زورگويي»، «مسئله‌ي فلسطين»، «موضوع معيشت مردم»، «توجه به مستضعفين و رفع فقر»، خطوط اصلي انقلاب هستند كه از تركيب آنها «هندسه‌ي انقلاب» به‌دست مي‌آيد.» [۶]

*امروز مسئله اوّل كشور «اقتصاد» است
علاوه بر اين امروز دشمن براي ناكام كردن ملت ايران در مسير پيشرفت و تعالي به يك «جنگ اقتصادي» عليه ما روي آورده: «امروز عرصه‌ي اقتصاد، به‌خاطر سياستهاي خصمانه‌ي آمريكا، يك عرصه‌ي كارزار است، يك عرصه‌ي جنگ است، جنگي از نوع خاص.» [۷]

در چنين شرايطي فهرستي از مشكلات اقتصادي و معيشتيِ مردم شامل بيكاري و گراني و... پيش‌روي مسئولان است: «ما امروز دچار مشكليم، نميشود مشكلات مردم و گلايه‌هاي مردم را ناديده گرفت؛ مسئولين بايد جدّي بگيرند. مسئله‌ي بيكاري مهم است، مسئله‌ي ركود مهم است، مسئله‌ي گراني مهم است؛ اينها مسائلي است كه وجود دارد.» [۸] كه بخش عمده‌ي اين مشكلات نيز به «مديريت» برمي‌گردد: «مشكلات اقتصادي كشور ممكن است بيست درصد، سي درصد، چهل درصد مربوط باشد به تحريمها [امّا] بقيّه مربوط به مديريّت ما است؛ ما بايد مديريّت كنيم، ما بايستي درست عمل كنيم.» [۹]

امروز مشكلات اقتصادي و معيشتي زمينه‌ساز «گله‌مندي مردم» شده است: «مردم گله‌مندند؛ از بسياري از چيزهايي كه در كشور ميگذرد، مردم گله‌مندند.» [۱۰] مردم انتظارات به‌حقي دارند: «انتظار به‌حقّ مردم ما، اين است كه از يك اقتصاد شكوفا برخوردار باشند، رفاه عمومي باشد، طبقه‌ي ضعيف از وضعيّت غير‌قابل ‌قبول خارج بشود، از مشكلات نجات پيدا كند؛ اينها انتظارات مردم ما است و اين انتظارات به‌حق است.» [۱۱]

مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم تا حدي است كه رهبر انقلاب در طول ساليان اخير بارها و بارها دغدغه‌مندي خود نسبت به آن‌ها را اعلام كرده‌ تا آنجا كه بيكاري يك جوان را موجب «خجلت و شرمندگي نظام» دانستند: «اين خجلت و شرمندگي نظام از بيكاري جوان، از خجلت خود آن جوان در داخل خانه بيشتر است؛ اين را شما بدانيد. بنده خودم وقتي‌كه به فكر اين جوان بيكار مي‌افتم [شرمنده ميشوم‌].» [۱۲]

در اين چارچوب و با درك اين شرايط به اين جمع‌بندي مي‌رسيم كه اقتصاد «مسئله‌ي اصلي كشور» است: «امروز مسئله‌ي اوّل كشور، مسئله‌ي اقتصاد و مسائل اقتصادي و مشكلات و گره‌هاي اقتصادي است كه اينها بايستي حل بشود.» [۱۳]

*دولتي كه بخواهد «خدمت» كند...
ريشه‌ي مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم در «فعال نبودن توليد داخلي» است: «وقتي توليد داخلي خوابيد، همين وضعي پيش مي‌آيد كه امروز هست: جوان ما بيكار ميشود، اشتغال ما كم ميشود، ركود بر كشور حاكم ميشود، وضع زندگي و معيشت مردم دشوار ميشود. اينها را كه ديگر از طريق ارتباط با آمريكا و با اروپا نميشود حل كرد، اينها را خودمان بايد حل بكنيم. اينها كارهايي است كه به عهده‌ي خود ما است.» [۱۴]

و حل مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم تنها با «رونقِ اقتصاد كشور» ميسّر است: «هر دولتي كه بخواهد به مردمِ خودش خدمت كند، اولين مسئله‌اش، مسئله‌ي معيشت مردم است، كه بتواند مردم را اداره كند. خب، اين به اقتصاد وابسته است. يك اقتصاد خوب، سالم، وافر و پيشرو ميتواند وضع زندگي مردم را خوب كند.» [۱۵]

*كمك به اقتصاد، «حركت جهادي» است
فهم جايگاه و اهميت موضوع در «منظومه‌ي آرماني انقلاب اسلامي»، درك ابعادِ «توطئه‌ي دشمن» و همچنين «فهرست مشكلاتِ اقتصادي و معيشتي مردم» اين گزاره را در برابر همگان قرار مي‌دهد كه: «اقتصاد كشور نيازمند يك حركت جدّي و يك كار بزرگ است.» [۱۶] چراكه: «ما اگر نتوانيم مشكلات اين كشور را حل كنيم، نمي‌توانيم انقلاب را حفظ كنيم و طبعاً نمي‌توانيم آن را صادر نماييم.» [۱۷]

بر اين اساس است كه آيت‌الله خامنه‌اي «كمك به اقتصاد كشور» را «جهاد» معرفي كرده‌اند: «امروز هر كسي بتواند به اقتصاد كشور كمك بكند، يك حركت جهادي انجام داده است. اين جهاد است.» [۱۸] و «بزرگ‌ترين مبارزه با آمريكا» را «كار كردن براي اصلاح امور و حل مشكلات معيشتيِ مردم» مي‌دانند: «بزرگ‌ترين مبارزه‌ي با آمريكا كار كردن در اين كشور است؛ كار، كار، تلاش، مجاهدت براي اصلاح امور كشور. اين بزرگ‌ترين مبارزه‌ي با آمريكاست. چون آمريكاييها اين را نميخواهند. مسئولان دولتي و بخشهاي مختلف بايد براي ايجاد اشتغال و مبارزه با فساد و باز كردن گره‌هاي امور معيشت مردم و رونق دادن به اقتصاد كشور، حقيقتاً كار و تلاش كنند. هر كس در اين زمينه‌ها مجاهدت و كار كند، بزرگ‌ترين مبارزه را با آمريكا كرده است.»
 
 
:: موضوعات مرتبط: خبرنامه
:: برچسب‌ها: ،
 



[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ]