شهيد برونسي

حضور و سخنراني رهبر انقلاب در همايش ده‌ها هزار نفري «خدمت بسيجيان» در ورزشگاه آزادي

بيانات در همايش ده‌ها هزار نفري «خدمت بسيجيان» در ورزشگاه آزادي

نتيجه تصويري براي رهبر انقلاب در ورزشگاه

بسم الله الرّحمن الرّحيم (۱)
الحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي‌القاسم المصطفي محمّد و علي آله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداة المعصومين المكرّمين سيّما بقيّةالله في الارضين. السّلام عليك يا اباعبدالله و علي الارواح الّتي حلّت بفنائك عليك منّي سلام الله ابداً ما بقيت و بقي اللّيل و النّهار و لا جعله الله آخر العهد منّي لزيارتك السّلام علي الحسين و علي عليّ بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين.

 شب شهادت سيّدالسّاجدين حضرت عليّ‌‌بن‌الحسين (عليه‌السّلام) است. ايّام بسيار مهمّ بعد از عاشورا است؛ در واقع ايّام حماسه‌ي زينبي است. در چنين روزهايي مسير كربلا و كوفه و شام و بعد از آن مدينه، مسير حركت نورانيِ پُرشكوه حماسي زينب كبريٰ و حضرت امام سجّاد و بقيّه‌ي اسراي عاشورا است؛ اينها كه توانستند با اين حركت خود، ماجراي عاشورا را ابديّت ببخشند، آن را دائمي كنند، زوال‌ناپذير كنند. ما هم امروز در چنين روزهايي احساس ارتباط قلبي بيشتري با آن شهيدان عظيم‌الشّأن ميكنيم. اربعين هم در پيش است. ملّت ما، ملّت عراق، مردمان زيادي از ملّتهاي ديگر در تدارك حماسه‌ي بزرگ اربعينند. حماسه‌ي اربعين يك پديده‌ي فوق‌العاده‌اي است كه به لطف و فضل الهي در هنگامي كه دنياي اسلام نهايت نياز را به اين‌چنين حماسه‌اي دارد، به وجود آمده است. ياد سرور شهيدان را در دلهاي خودمان، در ذهن خودمان مغتنم ميشمريم. سلام ارادتمندانه و مخلصانه‌ي خودمان را به آن بزرگوار و آن بزرگواران و به خاك پاك شهيدان اهدا ميكنيم و عرض ميكنيم:
اي صبا اي پيك دور افتادگان
اشك ما بر خاك پاكشان رسان (۲)

 اين اجتماع عظيم امروز، اين جمعيّت جوان و پُر‌شور و بسيجي كه يادآور اجتماع در همين عرصه و ورزشگاه در دهه‌ي ۶٠ است(۳) كه آنجا جوانها رفتند و به پيروزي رسيدند و ان‌شا‌ءالله شما هم در عرصه‌هايي كه در پيش رو داريد، به پيروزي كامل خواهد رسيد.

 اين جلسه‌ي بزرگ در موقعيّت بسيار حسّاسي تشكيل شده است؛ موقعيّت كشور، موقعيّت منطقه، موقعيّت جهان، موقعيّتهاي حسّاسي است، بخصوص براي ما ملّت ايران. حسّاسيّت از اين جهت كه از يك طرف عربده‌كشي‌هاي سران استكبار و سياستمداران آمريكاي جهان‌خوار، از يك طرف قدرت‌نمايي جوانان مؤمن و پيروزي‌هاي پياپي در ميدانهاي مختلف، از يك طرف مشكلات اقتصادي كشور و تنگيِ معيشتِ بخش بزرگي از مردم ضعيف كشور و از طرفي حسّاس شدن و به تكاپو افتادن نخبگان كشور كه اين وضعيّت آنها را حسّاس كرده و به تكاپو و تلاش فكري و عملي وادار كرده است. كشور به‌خاطر وجود مشكل، از خمودگي و بي‌عملي درآمده است؛ خيلي‌ها كه فقط تماشاگر بودند، امروز احساس وظيفه‌ ميكنند و سرگرم تلاش ميشوند؛ اينها جهات مختلفي است، اوضاع ويژه‌اي است براي كشور و اين جلسه در چنين شرايطي تشكيل شده است.

 جان كلام من در صحبت امروز عبارت است از، اوّل عظمت ايران، دوّم اقتدار جمهوري اسلامي و سوّم شكست‌ناپذيري ملّت ايران. اينها رجز‌‌خواني نيست، شعار محض نيست، سخن توخالي مثل بعضي از شعارها و حرفهايي كه بعضي ديگر ميزنند نيست؛ اينها واقعيّاتي است كه دشمنان ملّت ايران آرزو ميكنند كه ما اينها را ندانيم يا از آنها غفلت كنيم و گمان ديگري در مورد خودمان و كشورمان و ملّتمان ببريم؛ ولي اين حقايق واضح‌تر از اين است كه كسي بتواند آنها را انكار كند.

 گفتيم عظمت ايران، نه‌فقط در زمان حال. عظمت ايران يك امر تاريخي است. در طول زمان، كشور عزيز ما توانسته است در عرصه‌ي علم، در عرصه‌ي فلسفه، در عرصه‌ي سياست، در عرصه‌ي هنر، در عرصه‌ي پرچم‌داري علوم اسلامي در ميان ملّتهاي مسلمان، و در برهه‌اي از زمان در ميان همه‌ي ملّتهاي جهان، سرافراز بِايستد و خود را نشان بدهد. عظمت ايران يك امر واضحي است كه هر منصفي ناچار است آن را تصديق بكند. البـتّه اين مربوط به زمان ما و همچنين دوران تاريخي است؛ استثنا شده است از اين وضعيّت، دويست سالِ قبل از پيروزي انقلاب ؛ در دوران اواسط قاجاريّه به بعد و دوران منحوس پهلوي -در اين دويست سال- عظمت ايران متأسّفانه پايمال شد كه فعلاً بحث ما ربطي به آن قضيّه ندارد.

 در مورد اقتدار جمهوري اسلامي همين بس كه جمهوري اسلامي، كشور ايران را از زير سلطه‌ي انگليس و آمريكا بيرون كشيد. اين سلطه تقريباً از اوّلِ قرنِ نوزدهم ميلادي شروع شده بود؛ بر همه‌ي امور اين كشور، بيگانگانِ بي‌رحم و متكبّر مسلّط بودند؛ اقتدار جمهوري اسلامي همين بس كه توانست كشور را و ملّت را از زير اين سلطه‌ي ظالمانه نجات بدهد. همچنين يكي از مظاهر اقتدار جمهوري اسلامي، نجات كشور از شرّ حكومت استبدادي سلطنتي و پادشاهي موروث بود. و همچنين جمهوري اسلامي در طول اين چهل سال عمر خود، در مقابل دست‌اندازي‌هاي دشمنان سينه سپر كرده است و براي اوّلين بار در اين قرنهاي اخير، در يك جنگي جمهوري اسلامي توانسته است مانع از تجزيه‌ي كشور بشود. قبل از دوران جمهوري اسلامي، در دوران پهلوي و قاجار هر جنگي اتّفاق افتاد، يا دشمنان بخشي از خاك كشور را تجزيه كردند و يا خودشان حضور نظامي در كشور پيدا كردند و ملّت را تحقير كردند. براي اوّلين‌ بار، ملّت ايران در جنگ تحميليِ هشت‌ساله توانست جبهه‌ي وسيع دشمن را بكلّي ناكام كند، آنها را از كشور بيرون براند، تماميّت ارضي كشور را حفظ كند؛ معناي اقتدار اين است. اقتدار به اين است كه جمهوري اسلامي توانسته است اعتبار و احترام اين كشور را در منطقه و در كلّ جهان بالا ببرد و يك‌تنه در مقابلِ جبهه‌ي وسيع استكبار بِايستد.

 گفتيم شكست‌ناپذيري ملّت ايران، كه البتّه اين به بركت اسلام است. دليل اين شكست‌ناپذيري و نشانه‌ي اين شكست‌ناپذيري را ميشود در پيروزي ملّت ايران در انقلاب بزرگ اسلامي، پيروزي ملّت ايران در دفاع مقدّس، ايستادگي ملّت ايران در طول چهل سال در مقابل توطئه‌هاي دشمنان مشاهده كرد. ملّت ما عقب‌نشيني نكرد، از پاي در نيامد، در مقابل دشمن احساس ضعف و شكستگي نكرد؛ اين پيروزي ملّت ايران است. اين وضع كشور است. البتّه توضيح بيشتري در اين زمينه‌ها ان‌شاءالله خواهم داد. اين وضعيّت امروز ما است.

 ولي برادران عزيز، خواهران عزيز، ملّت بزرگ ايران! در صحنه‌ي نبرد سياسي و نبرد اقتصادي، عيناً مثل صحنه‌ي نبرد نظامي اگر جبهه‌اي كه احساس پيروزي ميكند، به خود مغرور بشود، راه پيروزي جلوي او بسته خواهد شد. مغرور شدن به پيروزي، نداشتن نقشه، نداشتن ابتكار براي تداوم پيروزي‌ها قطعاً موجب عقب ‌ماندن در مقابل دشمن و موجب پيشروي دشمن خواهد شد. اگر مغرور بشويم، اگر به بي‌عملي و بي‌ابتكاري دچار بشويم، ناكام خواهيم ماند. بايد تلاش را، مجاهدت را، ابتكار عمل را، استفاده‌ي از امكانات را به‌نحو اكمل ادامه داد. ما در نيمه‌ي راهيم، در اوايل راهيم، و بايد برسيم به آن قلّه‌اي كه مورد نظر انقلاب اسلامي است. هم تلاش لازم است، هم راه‌بلدي لازم است، هم شجاعت لازم است، هم تدبير لازم است، لكن آنچه براي شما جوانها مهم است كه به آن توجّه كنيد، اين است كه نوك پيكانِ اين حركت عظيم ملّي، شما جوانها هستيد؛ شما هستيد كه راه را باز ميكنيد. پيرانِ مجرّب اگر خسته نباشند، بي‌حال نباشند، ازكار‌افتاده نباشند، ميتوانند راهنمايي كنند ولي موتور پيش‌برنده‌ي اين قطار، شما جوانها هستيد.

 در گذشته هم همين‌جور بوده است؛ در همه‌ي عرصه‌هاي جهاد همين‌جور بوده است. ما در اين حدود چهل سال جهادهاي متعدّدي داشته‌ايم؛ در همه‌ي اين جهادها جوانها جلو بوده‌اند، جوانها راه‌گشا بوده‌اند، جوانها نوك پيكان بوده‌اند. در جهاد با طاغوت در دوره‌ي پيش از پيروزي -دوره‌ي مبارزات- در جهاد با تجزيه‌طلبان در آغاز پيروزي انقلاب كه در شرق كشور، در غرب كشور، در شمال كشور تجزيه‌طلباني پيدا شدند، در جهاد با اين تجزيه‌طلبان، ‌جلودارِ اين حركت عظيم جوانها بودند؛(۴) در جهاد سازندگي كه از رويشهاي آغاز انقلاب بود، جوانها جلو بودند و آنها بودند كه اين حركت عظيم جهاد سازندگي را شروع كردند؛ در جهاد با تروريسمِ منافق و خائن در اوايل دهه‌ي ۶٠، در جهاد با متجاوزين در هشت سال دفاع مقدّس، در جهاد براي ترميم خرابي‌هاي بعد از جنگ بعد از سال ۶۷، در جهاد فرهنگي در برابر تهاجم فرهنگي سال ۷۰، جوانها بودند كه توانستند آن فضاي دشوار را به نفع انقلاب و اسلام تغيير بدهند؛ در جهاد علمي از حول‌وحوش آغاز دهه‌ي ۸۰، جوانها بودند كه در دانشگاه‌هاي مختلف، در پژوهشگاه‌هاي مختلف، به نداي مطالبه‌ي پيشرفت علمي لبّيك گفتند و راه علم و فنّاوري را به‌صورت جهشي در كشور باز كردند؛ و بالاخره در جهاد با تروريسم تكفيري در دهه‌ي ۹۰ در اين سالهاي اخير.

 و امروز هم در جهاد فكري و جهاد عملي براي گشودن گره‌هاي اقتصادي، باز هم جوانهايند. در برابر مشكلات اقتصادي كشور، پيشنهادهايي به ما ميدهند -كه ما هم ميدهيم به مسئولين و ميگوييم اينها را دنبال كنند- كه بسياري از پيشنهادها مربوط به جوانها است و پخته و كاملاً كارگشا و راه‌گشا. جوانهاي ما بحمدالله امروز در قبال مسائلي كه كشور با آنها مواجه است، هم صاحب فكرند، هم صاحب انگيزه‌اند؛ و همان‌طور كه اشاره شد، مشكلات، همه را به تحرّك وادار كرده است و جوانهاي ما احساس تكليف ميكنند، احساس مسئوليّت ميكنند.

 امروز در حدود ده هزار هسته‌ي گروه‌هاي جهادي در سرتاسر كشور مشغولند كه اينها در واقع مژده‌ي آينده‌ي كشورند، سرمايه‌ي عظيمي هستند براي آينده‌ي كشور؛ مشغول كارند، مشغول تلاشند؛ شايد صدها هزار كار مهمّ مربوط به طبقات ضعيف را در نقاط دوردست كشور، اينها انجام داده‌اند و دارند انجام ميدهند؛ كارهاي ريز و درشت -به‌حسب نيازهايي كه مردم دارند- اين يك سرمايه‌ي عظيمي است براي كشور. باز هم پس نقش جوانها است كه مژده‌ي آينده‌ي بهتر را به ما ميدهد.

 شما جوانها صاحب كشوريد. بنده وقتي از جوانها تمجيد ميكنم در صحبتها، بعضي‌ها ميگويند معلوم ميشود فلاني از برخي از جوانهاي منحرف، از لا‌ابالي‌گري‌ها و از خلاف‌كاري‌هاي بعضي از جوانها اطّلاعي ندارد؛ نه، بنده از آنها هم مطّلعم. بالاخره در كشور مسلّماً جوانهايي هم هستند كه اين خصوصيّات مثبت و درخشان در آنها وجود ندارد، آنها ريزشهاي ما هستند. حرف من اين است كه رويشهاي ما بر ريزشهاي ما رجحان دارند، غلبه دارند. بيش از آن مقداري كه افراد به‌سمت لا‌ابالي‌گري ‌پيش ميروند، جوانها به‌سمت تعهّد، به‌سمت فكر و عمل در راه اهداف دارند حركت ميكنند و اين مژده‌ي آينده است. بعضي اينها را درك نميكنند، نقش جوانها را در آيند‌ه‌ي كشور بلكه در حال حاضرِ كشور، درست مورد توجّه قرار نميدهند. بعضي‌ها حتّي سعي ميكنند وانمود كنند كه جوانها مشكل كشورند يا حتّي كاري بكنند كه جوانها را تبديل كنند به مشكل كشور؛ بنده بعكس معتقدم جوانها راه حلّ مشكلند، نه مشكل.

 خب، حالا من با شما جوانهاي عزيز كه فرزندان عزيز من به ‌شمار ميرويد، عرايضي دارم؛ به اينها بايد توجّه كنيد. مهم اين است كه شما جوانها تصوّر نكنيد كه راهي كه پيش ‌روي ما است، يك اتوبان آسفالته‌ي بي‌مانع است؛ نه‌. راه پيشرفت به روي ما باز است امّا راه پُرپيچ‌و‌خمي است، راه داراي فراز‌و‌نشيبي است، موانعي در اين راه وجود دارد، دشمن به‌طور كامل در مقابل ما فعّال است. ما بايد در مقابله‌ي با موانع، اين راه را طي كنيم؛ اين [كار] شرايطي دارد. گام اوّل براي اينكه بتوانيم اين راه را درست طي بكنيم، اين است كه وجود و حضور دشمن را حس كنيم. آن روشنفكرنماي راحت‌طلب و رياكار و منافق كه اساساً دشمني آمريكا را انكار ميكند و اين دشمني را نميفهمد و نسخه‌ي تسليم در مقابل آمريكا را براي ملّت و دولت مينويسد، مرد اين ميدان نيست؛ اگر عامل دشمن نباشد، حدّاقل مردِ ميدانِ مهمّ پيشرفت كشور نيست. بنابراين گام اوّل، احساس حضور دشمن و وجود دشمن است. تا انسان نداند كه دشمن در مقابل او است، براي خود حِرز و حفاظ و سنگر به وجود نمي‌آورد و سلاح لازم را در دست نميگيرد.

 گام دوّم، اعتماد‌ به نفْس و عزم بر ايستادگي است. آدمهاي بي‌روحيه، مردّد، ترسو، فرصت‌طلب، خودكم‌بين، در اين ميدان هيچ هنري نميتوانند نشان بدهند، اگر مانع براي ديگران درست نكنند. خودشان كه هيچ‌ كاري نميتوانند بكنند، گاهي مانع هم در مقابل ديگران به وجود مي‌آورند؛ مأيوسند، ديگران را هم مأيوس ميكنند؛ تنبلند، ديگران را هم وادار به تنبلي ميكنند. قرآن كريم درباره‌ي گروهي از افرادي كه در آن‌وقت بودند، اين‌جور ميفرمايد: لَو خَرَجوا فيكـُم ما زادوكُم اِلّاخَبالًا وَ لَاَوضَعوا خِلالَكُم‌؛(۵) يعني اينها اگر به ميدان جهاد هم با شما بيايند، شما را به فساد ميكشانند؛ حتّي اگر با شما به ميدان جهاد هم بيايند، در ميان شما اختلال ايجاد ميكنند؛ كمك كه نميكنند، مانع راه هم ميشوند. البتّه جوانهاي ما در همه‌ي آن جهادهايي كه قبلاً اسم آوردم و گفتم، به اين بليّه مبتلا نبودند؛ اعتماد ‌به نفْس داشتند، شجاعت داشتند، ترديد نداشتند، بزدل و ترسو نبودند؛ كه اگر بودند، كارها پيش نميرفت.اين هم گام دوّم.

 گام سوّم، شناخت حوزه و عرصه‌ي تهاجم است. جنگ ما با دشمن و تهاجم دشمن به ما در كجا است؟ اين را بايد درست تشخيص بدهيم. بايد تهديد دشمن را درست فهم كنيم، اندازه‌‌ي آن را بشناسيم و معلوم بشود عرصه‌ي تهاجم كجا است. اگر دشمن از مرز شرقي حمله ميكند، شما نيروهايتان را به مرز غربي ببريد، كار به جايي نخواهيد برد، سودي از وجود نيروها نخواهيد برد. بايد بدانيد دشمن از كجا حمله ميكند. همه‌‌ي نظام، همه‌ي كشور، همه‌ي مردم بايد درك درستي از عرصه‌ي نبرد دشمنان داشته باشند.

 خب عرصه‌ي نبرد كجا است؟ بنده دو سه‌ مورد از عرصه‌هاي نبرد دشمن را ميگويم. اوّل، اسلام و ايمان اسلامي است. آمريكا از اسلام سيلي خورده است، از اسلام كينه در دل دارد. آمريكا از انقلاب اسلامي سيلي خورده است، از انقلاب اسلامي كينه در دل دارد. اينها در ايران همه‌كاره بودند، همه‌چيز در اختيار خودشان بود، مسئولين كشور فرمانبرِ مطيع آنها بودند، منابع كشور در اختيارشان بود، سرمايه‌هاي كشور با ميل آنها جابه‌جا ميشد، سياستهاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي كشور به ميل آنها برنامه‌ريزي ميشد، دستشان از همه‌ي اينها كوتاه شد. چه كسي كوتاه كرد؟ اسلام كوتاه كرد، انقلاب اسلامي كوتاه كرد؛ لذا دشمنند. بعضي‌ها از جمله‌ي نق‌زن‌ها ميگويند بدگويي از آمريكا نكنيد كه با شما دشمن نشوند؛ دشمني آنها فقط به‌خاطر اين بدگويي و گفتن و مرگ بر آمريكايي كه شما ميگوييد نيست؛ اينها از اصل انقلاب، از اصل حركت عظيم ملّت ايران كينه در دل دارند، كِيد و مكر آنها به‌خاطر اين است؛ اين اوّلين عرصه‌ي جنگ است. لذا اينها ميترسند يك قدرت اسلامي بزرگي در اين منطقه سر بلند كند و جلوي مطامع آنها را بكلّي در اين منطقه بگيرد؛ ميخواهند اين اتّفاق نيفتد؛ از اين ميترسند، در مقابل اين، صف‌آرايي و جبهه‌گيري ميكنند.

 از قدرت اسلامي و قدرت انقلابي ميترسند لذا سعي ميكنند عناصر قدرت را مخدوش كنند و از بين ببرند. عناصر قدرت ما چيست؟ استقرار و ثبات سياسي است، امنيّت اجتماعي است، وحدت ملّي است، پايبندي به اصول و مباني انقلاب است، حركت پيشرفتِ رو به‌ توسعه‌ي علمي است، توسعه و تعميق فرهنگ انقلابي و اسلامي است؛ اينها عناصر قدرت ما است؛ با اينها مخالفند. البتّه با پيشرفت نظامي ما هم مخالفند، با موشك ما هم مخالفند، با حضور ما در منطقه هم مخالفند؛ چون اينها هم جزو عوامل قدرت و عناصر قدرت ما است؛ پس ميدان جنگ اينجا است. ميدان جنگ و ميدان تقابل استكبار با ايران اسلامي عبارت است از هر آنچه موجب اقتدار ايران اسلامي است؛ بايستي اين را يكي از مراكز درگيري با قدرت مستكبرين دانست. اين يكي از مناطق درگيري است.

 يك نقطه‌ي ديگر از عرصه‌هاي درگيري، فهم درست واقعيّتهاي ايران و جهان است. اينكه شما فهم درستي از واقعيّتهاي كشورتان داشته باشيد، به ضرر آنها است؛ با اين مخالفند، با اين مبارزه ميكنند؛ با چه ابزاري؟ با ابزار بسيار خطرناك رسانه، بخصوص رسانه‌هايي كه امروز نوپديد است. با تصويرسازي غلط سعي ميكنند افكار ملّت ايران را منحرف كنند؛ هم تصوير غلط درباره‌ي ايران، هم تصوير غلط درباره‌ي خودشان، هم تصوير غلط درباره‌ي اوضاع منطقه. يكي از تصويرهاي غلط آنها اين است كه وانمود ميكنند در موضع قدرتند، درحالي‌كه در موضع قدرت نيستند. بله، قدرت سخت‌افزاري آنها يك قدرت قابل نشان دادن است؛ يعني پول دارند، ابزار نظامي دارند، امكانات رسانه‌اي دارند؛ اينها ابزارهاي قدرت است، منتها در مقابله‌ي جهاني، حرف اوّل را قدرت نرم‌افزاري ميزند؛ قدرت نرم‌افزاري يعني منطق، يعني استدلال، يعني حرف نو؛ حرف نويي كه تعيين‌كننده‌ي زندگي باشد؛ سخن نو به ميان آوردن. اينها حرف نو ندارند، منطق ندارند. در قدرت نرم‌افزاري، آمريكا بشدّت ضعيف است؛ حرفش زورگويي است، منطقش ضعيف است، ليبرال‌‌‌دموكراسي‌اش امروز در دنيا مفتضح است -رفتار و شيوه‌هاي اِعمال ليبرال‌دموكراسي كه به آن افتخار ميكردند، امروز در دنيا به‌صورت مفتضح مورد انتقاد صاحب‌نظران دنيا است- براي همين هم هست، به‌خاطر همين هم هست كه شما ملاحظه ميكنيد آمريكاي داراي قدرت اتمي، داراي تكنولوژي پيشرفته، داراي پول فراوان، در بسياري از مناطق عالم شكست‌خورده است؛ در عراق شكست‌ خورد، در سوريه شكست خورد، در لبنان شكست خورد، در پاكستان شكست خورد، در افغانستان شكست خورد، در مواجهه‌ي با قدرتهاي دنيا شكست‌ خورده است و ميخورد و امروز شكستهاي ديگري هم آن‌طوري كه انسان مشاهده ميكند در انتظار آمريكا است. اين تصويرسازي آنها از خودشان است كه يك تصوير‌سازي غلط و دروغين است.

 يك تصويرسازي ديگري دارند كه آن هم بشدّت غلط و خدعه‌آميز است و آن تصويرشان از ايران اسلامي است؛ تصويري كه سعي ميكنند در افكار عمومي دنيا آن را ترويج كنند و حتّي سعي ميكنند به خود ما هم، به خودِ ملّت ايران هم، اين تصوير را ارائه بدهند، تزريق كنند و ما را قانع كنند به نظرات باطل خودشان در مورد كشورِ ما. با تكيه بر مشكلات اقتصادي‌اي كه امروز ما در كشور داريم و واقعيّاتي است، اينها خيالاتي را در سرِ كم‌مغزشان و بي‌تدبيرشان ميپرورانند. اخيراً شنيدم كه رئيس‌جمهور آمريكا به بعضي از سران اروپايي گفته كه شما دو سه ماه صبر كنيد، بعد از دو سه ماه كلكِ جمهوري اسلامي كنده خواهد شد. به اينها اين‌جور گفته! به ياد حرفهايي افتاديم كه چهل‌ سال قبل، چهار دهه‌ي قبل، همين كساني كه نوكران آمريكا بودند در داخل كشور و خود آنها به همديگر مژده ميدادند، دل‌‌خوشي ميدادند كه آقا شش ماه صبر كنيد، كلكش كنده ميشود؛ شش ماه ميشد و كلك كنده نشده بود، ميگفتند يك سال ديگر صبر كنيد، قضيّه تمام ميشود؛ چهل سال از آن زمان گذشته است و آن نهال باريك تبديل شده به اين درختِ تناور؛ حالا اين بيچاره دل‌خوشي ميدهد به خودش و به همكارانِ اروپايي‌اش كه دو سه ماه صبر كنيد؛ بنده به ياد اين شعر عاميانه افتادم كه:
شتر در خواب بيند پنبه‌دانه
گهي لف‌لف خورد گَه دانه‌دانه (۶)

 دشمن، شما را نشناخته، دشمن ملّت ايران را نشناخته، دشمن انقلاب را و روحيه‌ي انقلابي و ايماني را نشناخته و اين تحليل غلط در تمام اين سالها موجب گمراهي او شده است، هنوز هم موجب گمراهي است و [طبق] اين دعاي منسوب به معصوم (عليه‌السّلام) كه «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذي جَعَلَ اَعدائَنا مِنَ الحُمَقاء»، اعداء ملّت ايران را خدا از نادانان قرار داده است؛ ابله‌ها دشمنان ملّت ايران هستند.

 ما البتّه مشكل داريم، بله، مشكل اقتصادي داريم. درست توجّه كنند جوانهاي عزيز و مردم باانگيزه و مؤمن ما،‌ ما مشكل اقتصادي داريم، اقتصاد نفتي داريم كه اين خودش يك عيب بزرگ است، فرهنگ صرفه‌جويي نداريم، فرهنگ صرفه‌جويي در بين ما بسيار ضعيف است؛ اين عيب است، اسراف عيب است؛ اين عيوب را ما داريم، ولي عيب واقعي اينها نيست؛ عيب واقعي بن‌بست است كه بحمدالله نداريم؛ ما بن‌بست نداريم. عيب واقعي اين است كه جوان كشور گمان كند كه راه حلّي وجود ندارد جز پناه بردن به دشمن؛ اين عيب است. بعضي سعي ميكنند اين را القا كنند به جوانهاي ما؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد ملّت ايران را به اين نتيجه برساند كه بن‌بست است، راه‌حل وجود ندارد مگر پناه بردن به آمريكا و زانو زدن در مقابل آمريكا و تسليم شدن در مقابل آمريكا. من صريحاً اعلام ميكنم، من صريحاً اعلام ميكنم: كساني كه در داخل كشور اين فكر را كه مطلوب و محبوب دشمنان است ترويج ميكنند، اينها خيانت ميكنند؛ اين خيانت به كشور است. اينكه ما بر طبق ميل دشمن ترويج كنيم كه راهي جز پناه بردن به دشمن نداريم، بزرگ‌ترين خيانت در حقّ ملّت است. البتّه اين اتّفاق نمي‌افتد، من به حول و قوّه‌ي الهي و با همراهي شما تا جان و توان دارم، نخواهم گذاشت اين اتّفاق در كشور بيفتد.

 اين تصوير‌سازي دشمن است؛ اين تصويرِ خدعه‌آميز دشمن از وضع خود او و از وضع ما است؛ تصويرهاي دروغيني كه با هزارها شبكه‌ي تلويزيوني و راديويي و اينترنتي، امروز دارد به‌سمت ملّت ايران و افكار عمومي ما سرازير ميشود. اين تصوير‌سازي دروغين است، امّا تصوير واقعي چيست؟ تصوير واقعي اين است كه شما و همه‌‌ي جوانهاي كشور بايد جايگاه امروز كشور و ملّتتان را بدانيد؛ اين شرطِ اوّلِ اثرگذاري شما است. اوّلاً امروز سياستمداران بزرگ دنيا و مغزهاي سياسي پخته و سنجيده‌ي دنيا ملّت ايران را به‌خاطر مقاومت چهل‌ساله تكريم ميكنند؛ اين واقعيّت است، اين چيزي است كه ما به‌صورت روشن و مشخّص اين را مي‌بينيم و از آن اطّلاع داريم و من دارم به شما عرض ميكنم. سياستمداران پخته، حتّي در خود آمريكا، حتّي در خود غرب و كشورهاي اروپايي كه با ما خوب نيستند -چه برسد در كشورهاي ديگر- ملّت ايران را تحسين ميكنند به‌خاطر اينكه چهل سال است كه اين ملّت در مقابل فشارهاي دشمنان عقب‌نشيني كه نكرده است، [بلكه] پيشروي‌هاي بزرگي هم انجام داده است و خودش را به يك قدرت تبديل كرده؛ اين تحسين‌آور است. من چند سال قبل، اين را گفتم كه يك افسرِ برجسته‌ي صهيونيست گفته بود كه من با ايران بَدم امّا در مقابلِ كسي كه اين موشك را به وجود آورده است -يكي از ده‌ها نوع موشكي را كه به وجود آمده است گفته بود- به احترام بلند ميشوم و كلاهم را برميدارم. اين‌جوري در مقابل اين كشور، در مقابل اين ملّت، در مقابل مقاومت او، در مقابل پيشرفت او، مغزهاي سياسي دنيا احساس تكريم ميكنند.

 ثانياً واقعيّت ديگر [اين است كه] كشور ما داراي ظرفيّتهاي بسياري است كه كمتر كشوري در دنيا پيدا ميشود كه اين همه ظرفيّت داشته باشد؛ هم ظرفيّت جغرافيايي، هم ظرفيّت اقليمي، هم ظرفيّت نيروي انساني، هم ظرفيّت منابع زيرزميني، هم ظرفيّت امكانات روي زمين. ظرفيّتهاي اين كشور كه براي اقتصاد كشور و پيشرفت كشور فوق‌العاده مهمّند بسيار زيادند. البتّه ما از اين ظرفيّتها درست استفاده نكرده‌ايم؛ بنده يك آماري را ديدم و در يك جلسه‌اي گفتم -و اين حرف پخش هم شد(۷)- كه ما از لحاظ استفاده نكردن از ظرفيّتهاي كشورمان در دنيا اوّليم! استفاده نكردن از ظرفيّتها. توصيه‌ي بنده هميشه به مسئولين همين است كه ظرفيّتهاي استفاده‌نشده را شناسايي كنند و از آنها استفاده كنند براي كشور، براي توليد ثروت ملّي. اين هم دوّم.

 ثالثاً ظرفيّت بالفعل كشور، شما جوانهاي مؤمن هستيد؛ اين تصوير واقعي است. جوانهاي مؤمن در كشور كه هم توانايي دفاعي دارند، هم توانايي علمي دارند، هم توانايي در زمينه‌ي مسائل فرهنگي دارند، هم توانايي در زمينه‌ي مسائل اجتماعي دارند و در بسياري از صحنه‌ها اين توانايي‌ها بُروز كرده است؛ اين يك تصوير واقعي از اين كشور است. دشمني كه درباره‌ي ايران اسلامي آن‌جور فكر ميكند، اين مجموعه‌ي عظيمِ جوان مؤمن را در كشور نميبيند.

 رابعاً دشمن براي مقابله با جمهوري اسلامي، بعد از كنكاش فراوان رسيده به تحريم؛ يعني راه‌هاي ديگر در مقابل او بسته است. جز راه تحريم اقتصادي، راه‌هاي ديگري ندارد و بقيّه‌ي راه‌ها در مقابل او مسدود است. ولي من به شما عرض بكنم كه تحريم اقتصادي شكننده‌تر از اقتصاد ملّي ما است. اقتصاد ملّي ما ميتواند تحريم را شكست بدهد و به لطف ‌الهي، به حول و قوّه‌ي ‌الهي تحريم را شكست ميدهيم و شكست تحريم، شكست آمريكا است و آمريكا از ملّت ايران با شكست تحريم، يك سيلي ديگر بايد بخورد.

 نقطه‌ي پنجم -خامساً- از تصوير درست از وضع كشور، همين بسيج است بسيج مستضعفين؛ اين تشكيلات عظيم، اين تشكيلات سراسري در كشور، اين مجموعه‌ي عظيم مردمي كه سرمشقي شد براي بعضي از كشورهاي ديگر كه به سراغ جوانهايشان بروند براي حلّ مشكلات گوناگون، بسيج،‌ كه بسيج مصداق اين آيه‌ي شريفه است: اَلَّذينَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَكُم فَاخشَوهُم. بعد از جنگ اُحد شايعه انداختند كه بنا است به مدينه حمله بشود، بترسيد از دشمن؛ فَزادَهُم ايمانًا؛ امّا مؤمنين در مقابلِ اين تهديدها و عربده‌كشي‌ها ايمانشان بيشتر شد، وَ قالوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَكيل؛(۸) اين بسيج است. بسيج مصداق همين آيه‌ي شريفه است كه در مقابلِ تهديد دشمن نه‌فقط عقب‌نشيني نميكند بلكه «فَزادَهُم ايمانًا»، ايمانش افزايش پيدا ميكند؛ اين يك نقطه‌ي قوّت است. بسيج، يكي از نقطه‌هاي برجسته‌ي تصوير واقعي از كشور عزيز ما است، و دشمن با بسيج خيلي مخالف است و عوامل دشمن هم با بسيج خيلي مخالف هستند.

 نقطه‌ي ششم، اين بخشهاي برجسته و درخشاني [است] كه انسان در طول سال در مجموعه‌ي كشور مشاهده ميكند؛ از جمله‌ گروه‌هاي جهادي -كه اشاره كردم تقريباً ده هزار هسته‌ي گروه جهادي فعّالند- بسيج سازندگي، راهيان نور، راه‌پيمايي‌هاي انقلاب، اعتكافها، مراسم حسيني و عاشورايي كه روز‌به‌روز رونق بيشتري پيدا ميكنند؛ اين تصويرِ واقعي از كشور است؛ اينها چيزهايي است كه با توجّه به آنها ميشود ملّت ايران را شناخت. البتّه هم به بسيج و هم به اين نيروهاي جهادي و فعّاليّتهاي جهادي و هم به راهيان نور همه‌ي دستگاه‌ها موظّفند كه كمك كنند.

 من عرايضم را كم‌كم خاتمه بدهم و سه چهار نكته را در پايان سخن به شما عزيزان عرض كنم. نكته‌ي اوّل اين است كه فعلاً دشمن از ابزار رسانه استفاده ميكند براي اثرگذاري بر افكار عمومي. توجّه كنيد! ابزار رسانه، ابزار مهم و اگر دستِ دشمن باشد، ابزار خطرناكي است. ابزار رسانه را تشبيه ميكنند به سلاحهاي شيميايي در جنگ نظامي؛ سلاح شيميايي را وقتي ميزنند، سلاح شيميايي تانك و تجهيزات را از بين نميبرد؛ تجهيزات ميماند و انسانها از بين ميروند و از قدرتِ استفاده‌ي از ابزار مي‌افتند؛ سلاح شيميايي در جنگ نظامي اين‌جوري است؛ ابزارِ رسانه هم اين‌جور است. امروز از تلويزيون، از راديو، از اينترنت، از شبكه‌هاي اجتماعي، از انواع و اقسام وسايل فضاي مجازي، عليه افكار عمومي ما استفاده ميشود؛ اين را كساني كه مسئوليّت اين بخش از كشور را -بخش ارتباطات را- دارند، درست توجّه كنند. ما در جلسات حضوري هم به اينها تذكّر داده‌ايم، تأكيد كرده‌ايم، حالا هم ميگوييم؛ توجّه كنند كه آنها ابزاري نشوند براي اينكه دشمن راحت بتواند سلاح شيميايي خودش را عليه اين مردم به كار ببرد. وظيفه‌ي خودشان را بدانند و با جدّيّت عمل كنند.

 نكته‌ي دوّم؛ عزيزان من! اگر دشمن در ما وحدت را مشاهده كند، در ما احساسِ قدرت را ببيند -كه ما احساس قدرت ميكنيم- در ما عزم راسخ را ببيند، عقب مي‌نشيند. دشمن اگر ببيند كه ملّت ايران و جوانهاي مؤمن ايراني احساس حضور ميكنند، احساس وظيفه ميكنند و قدرتمندانه در وسط مِيدانند، عقب‌نشيني خواهد كرد؛ امّا اگر احساس كنند كه ضعف هست، احساس كنند اختلاف هست، احساس كنند بين مسئولين كشور هم‌جهتي و هم‌سخني وجود ندارد يا بين مردم و مسئولين كشور فاصله افتاده است، تشويق ميشوند به اينكه شدّت عمل خودشان را زياد كنند. اين را همه توجّه داشته باشند، هم مسئولين كشور، هم آحاد مردم و بخصوص جوانان عزيز، ما بايستي به دشمن پيام قدرت بدهيم، نه پيام ضعف؛ در حرف ما، در رفتار ما، در منش زندگي ما، دشمن بايد احساس كند با يك مجموعه‌ي مقتدر مواجه و روبه‌رو است؛ اگر در ما احساس ضعف بكند، جَري ميشود و شدّت عملش را افزايش خواهد داد؛ مراقب باشيد.اين هم نكته‌ي دوّم.

 نكته‌ي سوّم؛ من به‌طور قاطع با اطّلاعي كه از وضعيّت كشور دارم قاطعاً ميگويم: اين ملّت و اين نسل جديد و جوان تصميم گرفته است كه ديگر تحقير نشود، تصميم گرفته است دنباله‌رو قدرتهاي بيگانه و دشمن نشود، تصميم گرفته است كه ايران عزيز را به اوج افتخار و عزّت برساند و اين توانايي را دارد؛ هم تصميم دارد، هم عزم راسخ دارد، هم توانايي دارد و ان‌شاء‌الله به اينجا خواهد رسيد.

 اين جمعيّت صدهزار نفريِ اين ورزشگاه، يادآور جمعيّت صدهزار نفري در اواخر دهه‌ي ۶۰ در همين‌جا است كه برايشان صحبت كرديم و حركت كردند رفتند در جبهه‌ها حضور پيدا كردند و پيروزي‌هاي بزرگي را براي كشور به ارمغان آوردند و شما جوانهاي عزيز هم ان‌شاءالله در ميدان علم، در ميدان فعّاليّت، در ميدان تحرّك اقتصادي، در ميدان كارآفريني، در ميدان كار و تلاش فردي و جمعي، در ميدان شبكه‌سازي‌هاي اجتماعي و فرهنگي، در ميدان حركتهاي لازمِ آتش به اختيار در هر جايي كه احساس بشود، ان‌شاءالله پيروز و موفّق خواهيد بود.

والسّلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ مهر ۱۳۹۷ساعت: ۰۹:۲۶:۴۰ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

بيانات رهبر كبير انقلاب در دانشگاه علوم دريايي امام خميني(ره) نوشهر

 نتيجه تصويري براي بيانات رهبر كبير انقلاب در دانشگاه علوم دريايي

 

 

 

در مراسم دانش‌آموختگي دانشجويان دانشگاه‌هاي افسري ارتش جمهوري اسلامي ايران (۱)

بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا ابي‌القاسم المصطفي محمّد و علي آله الاطيبين الاطهرين المنتجبين سيّما بقيّةالله في الارضين.

 تبريك عرض ميكنم به همه‌ي شما جوانان عزيز، هم فارغ‌التّحصيلان دانشگاه‌هاي افسري ارتش جمهوري اسلامي ايران، و هم سردوشي‌بگيراني كه در ‌آغاز اين راه مبارك قرار دارند؛ مشاهده‌ي هزاران جوان رشيد و مؤمن از دانشگاه‌هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران، هر انسان خردمندي را به آينده اميدوارتر ميكند. بار سنگين مسائل آينده‌ي كشور بر دوش جوانها است و شما جوانهاي عزيز كه امروز در اين كسوت مبارك مشغول خدمت شده‌ايد، يكي از بخشهاي مهم و حسّاس و سنگينِ اين بارِ عمومي را بر دوش گرفته‌ايد و اميدواريم كه ان‌شاءالله در طول زندگي شيرين و موفّق خودتان، بتوانيد اين مسئوليّت عظيم را به بهترين وجهي به پيش ببريد.

 عزيزان من! امروز لباس ارتش، يك لباس مبارك است؛ امروز مسئوليّت ارتش، يك مسئوليّت افتخار آفرين است؛ شما از كشوري دفاع ميكنيد، از ملّتي دفاع ميكنيد كه پرچم‌دار آزادگي و عدالت در سطح جهان است. بسيارند مردماني در كشورهاي مختلف كه دوستدار عدالتند امّا ميدان براي ابراز اعتقاد به عدالت و اعتقاد به آزادي از چنگ استكبار، براي آنها گشوده نيست. در جمهوري اسلامي ايران، در كشور عزيز ما اين امتياز وجود دارد كه ملّت با زبان رسا، بدون هيچ پنهان‌كاري‌اي ايستادگي خود را در مقابل ظلم جهاني، استكبار جهاني ابراز ميكند؛ علّت دشمني استكبار با ايران اسلامي و با ملّت ايران هم همين است. شما از اين ملّت دفاع ميكنيد، شما از اين كشور با همه‌ي وجودتان و با احساس و انگيزه‌ي عميق ديني و ميهني خودتان دفاع ميكنيد؛ اين خيلي افتخار است؛ اين افتخار را مغتنم بشمريد و حفظ كنيد.

 جوانان عزيز!‌ امروز دنيا شاهد يك ظلم فراگير از سوي قدرتهاي غاصب جهاني است؛ شما ملاحظه كنيد كه منطقه‌ي ما و بسياري از مناطق ديگر عالم امروز درگير مشكلاتي هستند كه اين مشكلات، ساخته‌ي دست استكبار جهاني است. ما درباره‌ي قدرتهاي ستمگر جهاني بدون تقيّه و با صراحت كامل سخن ميگوييم. امروز سياستي كه استكبار و در رأس آنها آمريكاي ظالم و ستمگر براي خود اتّخاذ كرده‌اند، يك سياست شرارت‌بار است؛ منافع خودشان را در ايجاد بي‌ثباتي در بسياري از مناطق عالم بخصوص منطقه‌ي ما -منطقه‌ي غرب آسيا- قرار داده‌اند؛ سياست آنها اين است؛ منافع خودشان را اين‌جور تعريف كرده‌اند كه در اين منطقه جنگ باشد، جنگهاي خانگي باشد، برادران به جان يكديگر بيفتند، تروريسم به شكلهاي فجيعي در منطقه توسعه پيدا كند؛ اين سياستي است كه امروز آمريكا به كمك رژيم صهيونيستي و متأسّفانه به كمك بعضي از كشورهاي منطقه دنبال ميكند. هدفشان هم اين است كه يك قدرت اسلامي در اين منطقه سر بر نيفرازد، سر بلند نكند؛ هدفشان اين است. ميدانند كه پيام اسلام، پيام دفاع از مظلومين و محرومان است و سياست استكبار، ايجاد محروميّت و ايجاد مظلوميّت براي ملّتها است؛ لذا از سر بر آوردن يك قدرت اسلامي بيمناكند. براي همين هم در اين منطقه فعّالند؛ ايجاد جنگ داخلي، ايجاد ناامني، ايجاد بي‌ثباتي، ايجاد تروريسم، كاري است كه متأسّفانه امروز در اين منطقه، سياست قطعي آمريكا است. در مقابلِ اين سياست، نظام جمهوري اسلامي با قدرتِ تمام ايستاده است.

 عزيزان! براي هوشمندان عالَم شگفت‌آور است كه جمهوري اسلامي با اتّكاء به خداي متعال و با تكيه به قدرت ملّي توانسته است آمريكا را در عمده‌ي هدفهاي خودش در اين منطقه شكست بدهد. اين حرفي نيست كه ما اينجا بزنيم؛ اين حرفي است كه تحليلگران سياسي دنيا به آن اعتراف ميكنند و از آن شگفت‌زده ميشوند؛ اين واقعيّتي است. قدرتهاي استكباري بيش از آنچه در واقع توانايي و اقتدار داشته باشند، با تشر، با اخم، با ابراز قدرت، كار خودشان را پيش ميبرند. اگر ملّتي از اين تشر نترسيد، از اين اَخم جا نخورد، اگر ملّتي به قدرت خود اعتماد كرد، اطمينان كرد و با شجاعت قدم در ميدان حق و عدالت گذاشت، ابرقدرت‌ها را به عقب‌نشيني وادار ميكند و شكست ميدهد. و اين اتّفاق افتاده است؛ جمهوري اسلامي چهل سال است كه آماج خرابكاري آمريكا و همدستان آمريكا است؛ در اين چهل سال در جمهوري اسلامي چه اتّفاقي افتاده است؟ جمهوري اسلامي از يك نهال باريك تبديل شده است به يك درخت برومند و پُرثمر؛ جمهوري اسلامي به رغمِ اَنفِ(۲) قدرتهاي استكباري و آمريكا، توانسته است دل ملّتهاي اسلامي را به پيام خود جلب كند و جذب كند؛ توانسته است توطئه‌ي آمريكا را در اين منطقه با شكست مواجه كند؛ يك نمونه سوريه است، يك نمونه عراق است، يك نمونه لبنان است. ملّتهاي منطقه قدرت ايستادگيِ خودشان را در مقابل توطئه‌ي استكبار آزمودند؛ ملّت عراق با شجاعت ايستاد، ملّت سوريه با فداكاري در ميدان حاضر شد؛ اينها نشانه‌هاي قدرت خداوند و نشانه‌هاي صدق وعده‌ي الهي است كه فرمود: ياَاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنُوا اِن تَنصُرُوا اللهَ يَنصُركُم وَ يُثَبِّت اَقدامَكُم؛(۳) هم نصرت داد، هم ثبات قدم داد.

 عزيزان من، جوانان من! شما امروز پاسداران امنيّت اين ملّتيد، شما امروز نگهبانان مرزهاي زميني و هوايي و دريايي اين كشوريد؛ هرچه ميتوانيد، آمادگي‌ها را در خودتان افزايش بدهيد، قدرت ابتكار را به كار ببنديد. ارتش، امروز با ارتشِ بيست سال قبل و سي سال قبل خيلي تفاوت كرده؛ ارتش، امروز خيلي پيشرفت كرده است. كاري كنيد كه آن روزي كه مسئوليّتهاي سنگين ارتش جمهوري اسلامي بر دوش شما جوانهاي امروز و دانشجويان امروز و فارغ‌التّحصيلان امروز قرار خواهد گرفت، ارتش را از آنچه هست جلوتر ببريد، افتخارات ارتش را افزايش بدهيد؛ اين كار را شما ميتوانيد انجام بدهيد. وَ اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِه عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّكُم؛(۴) آمادگي شما، ابراز قدرت شما، دشمن را به عقب‌نشيني وادار ميكند، دشمن را ميترساند؛ اين، آن دستوري است كه قرآن به ما داده است، بايد اين آمادگي‌ها را روزبه‌روز افزايش بدهيم. من به شما كاملاً اميدوارم، من آنچه درباره‌ي جوانان مؤمن و آمادگي‌هاي روحي آنها در اين ميدان گفته شد، همه را باور دارم؛ ميدانم شما قدرت ايستادگي و ثبات قدم داريد، انگيزه‌ي آن را داريد و اين توانايي را، اين آمادگي را ان‌شاء‌الله در ميدانهاي مختلف -چه ميدان علمي، چه ميدان سازماني، چه ميدان رزم، چه ميدان پيشرفتهاي گوناگون- به كار خواهيد بست و نشان خواهيد داد.

 عزيزان من! مراقب باشيد وسوسه‌ي دشمن در فضاي عمومي زندگي تأثير نگذارد، نفوذ دشمن نتواند در صفوف يكپارچه‌ي جوانان مؤمن اختلال ايجاد كند. در همه‌ي بخشها -امروز در بخشهاي فضاي مجازي و در بقيّه‌ي زمينه‌ها- دشمن بشدّت فعّال است. البتّه تلاش دشمن، مأيوسانه است؛ اين را از سخنان آنها كاملاً ميشود فهميد؛ امّا تلاش ميكنند. بايد بِايستيد، بايد از خودتان آمادگي و اقتدار نشان بدهيد، بايد ابتكار خودتان و انگيزه‌ي خودتان را در بخشهاي مختلف به كار ببنديد؛ خداي متعال به شما كمك خواهد كرد. ان‌شاءالله آينده‌ي ارتش با حضور شما جوانان مؤمن، آينده‌ي بهتري خواهد بود و چشم ملّت ايران روشن خواهد شد.

والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ شهريور ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۰۷:۰۵ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

پيام تبريك فرمانده پايگاه مقاومت بسيج قشر كارگري شهرستان بهار به مناسبت عيد غدير

فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار با صدور پيامي فرا رسيدن عيد غدير را تبريك گفت.

0ep8_img_20180830_014020_743.jpg

متن كامل آن به شرح زير ميباشد

بسم الله الرحمن الرحيم ياأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ غدير تداوم رسالت حضرت محمد (ص) در ولايت حضرت علي (ع)است.غدير عيد پيمان و ميثاق عهد است ،عيد انسانيت و كمال است.غدير عيد ولايت و رهبري است، وسرچشمه جوشان امامت و موع تكميل دين است كه در آن امير المومنين علي (ع) ولي و وصي آخرين فرستاده حق حضرت محمد مصطفي (ص) انتخاب شده است. اينجانب اين عيد سرنوشت ساز را به محضر آقا امام عصر (عج)،مقام معظم رهبري (مدضله العالي) و عاشقان ولايت و امامت به ويژه خدمت مردم ولايتمدار و شريف شهرستان بهاربه ويژه بسيجيان اقشار كارگري تبريك‌ و تهنيت‌ عرض‌ نموده‌، عزت و اقتدار نظام اسلامي را تحت عنايات امام عصر (ارواحنا فداه) از درگاه خداوند مسئلت‌ مي‌نمايم .

فرشاد مرمرچي

فرمانده پايگاه مقاومت بسيج شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار

shahidboronsibahar@

 

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۸ شهريور ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۲۹:۴۶ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

انتصاب فرمانده نيروي دريايي و معاون هماهنگ‌كننده سپاه

 

 

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي فرمانده معظم كل قوا در احكام جداگانه‌اي دريادار پاسدار عليرضا تنگسيري را به سمت فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و دريادار پاسدار علي فدوي را به‌عنوان معاون هماهنگ‌كننده‌ي سپاه منصوب كردند.
متن احكام فرمانده كل قوا به اين شرح است:

نتيجه تصويري براي دريادار پاسدار عليرضا تنگسيري

 
دريادار پاسدار عليرضا تنگسيري
بنا به پيشنهاد فرمانده كل سپاه و نظر به تعهد و شايستگي و تجارب ارزنده، شما را به سمت فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منصوب مي‌كنم.
بهره‌گيري از كاركنان متدين و انقلابي، ارتقاء آموزش و مهارت‌ها و تجهيزات و امكانات دريايي و اشراف اطلاعاتي توأم با رشد روزافزون توان و آمادگي‌هاي رزمي، تعالي معنوي و بصيرتي، توجه به نيازهاي معيشتي با رويكرد ساخت نيروي دريايي متحرك و رو به رشد تراز انقلاب اسلامي، در تعامل اثربخش و هم‌افزا با خانواده بزرگ سپاه و بسيج و بخش‌هاي ذي‌ربط لشكري و كشوري در امور دريايي مورد انتظار است.
از تلاش‌ها و خدمات خالصانه دريادار پاسدار علي فدوي در طول دوره مسئوليت تشكر و قدرداني مي‌كنم.
سعادت همگان را از خداوند متعال خواهانم.
سيّدعلي خامنه‌اي
۱ شهريورماه ۱۳۹۷

 
دريادار پاسدار علي فدوي
بنا به پيشنهاد فرمانده كل سپاه و نظر به تجارب ارزنده و شايستگي، شما را به سمت معاون هماهنگ‌كننده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منصوب مي‌كنم.
ارتقاي ظرفيت‌هاي كارشناسي و كارآمدي ستاد سپاه با بهره‌گيري از توانمندي‌ها و قابليت‌هاي نخبگي سپاه در نيل به پيشرفت و كسب آمادگي‌هاي همه‌جانبه در پاسداري از انقلاب اسلامي و حفظ دستاوردهاي آن در تعاملي سازنده و هم‌افزا با ستاد كل و ساير سازمان‌هاي نيروهاي مسلح و لحاظ تدابير فرمانده كل سپاه مورد انتظار است.
از تلاش‌ها و خدمات سردار سرتيپ پاسدار جمال‌الدين آبرومند در طول دوره مسئوليت تشكر مي‌كنم.
سعادت همگان را از خداوند متعال خواهانم.

سيّدعلي خامنه‌اي
۱ شهريورماه ۱۳۹۷


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ شهريور ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۳۹:۴۲ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

مقام معظم رهبري:اگر ابن سينا الان بود كاري ميكرد تا هزار سال ديگر دنيا مديون او باشد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۳ شهريور ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۳۱:۰۸ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

پيام تبريك فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار بمناسبت فرا رسيدن عيد سعيد فطر

فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار با صدور پيامي فرا رسيدن عيد سعيد فطر را تبريك گفت.

 

uqnl_img_20171114_090624.jpg

 

متن  كامل پيام بدين شرح است :

بسم الله الرحمن الرحيم 

اَللّهُمَّ اَهْلَ الْكِبْرِياَّءِ وَالْعَظَمَهِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ

 

عيد سعيد فطر،عيد عاشقاني است كه در برابرحق تعالي به شكرانه توفيق عبادت، سر بندگي فرو مي آورند و با توسل به بارگاه كبريايي حضرت حق خواهان منور ماندن دلهايشان به نور ايمان و معرفت هستند.

عيد فطر به راستي كه روز عزيز و خجسته اي است، روزي است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و به بندگان ناچيزش اجازه داده تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگي بجاي آورند.

اينجانب، حلول ماه شوال و فرارسيدن عيد سعيد فطر عيد بشارت‏هاي الهي را به پيشگاه حضرت وليعصر(عج)،مقام معظم رهبري (مدظله العالي)، خانواده هاي معظم و معززشهدا و آحاد مردم شريف شهرستان بهار به ويژه اقشار كارگري صميمانه تبريك مي گويم و از خداوندمتعال، رستگاري، عزت و كرامت همگان را همراه با گسترش آرمان‌هاي متعالي دين مبين اسلام مسئلت دارم .

 
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ خَيْرَ ما سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّالِحُونَ

فرشاد مرمرچي

فرمانده پايگاه مقاومت  شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۱۲:۳۸:۳۶ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

پيام نوروزي فرمانده پايگاه مقاومت قشر كارگري شهيد برونسي به مناسبت فرا رسيدن سال1397

 فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار با صدور پيامي فرا رسيدن سال جديد را تبريك گفت.

 

uqnl_img_20171114_090624.jpg

 

متن  كامل پيام بدين شرح است :

بسم الله الرحمن الرحيم 

'يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ يَا مُدَبِّرَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ يَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَي أَحْسَنِ الْحَالِ'

مردم عزيز، كارگران گرامي و بسيجيان ارجمند 

امام هادي فرمودندالنّاسُ فِى الدُّنْيا بِالاْ مْوالِ وَ فِى الاّْخِرَةِ بِالاْ عْمالِ. مردم در دنيا به وسيله ثروت و تجمّلات شهرت مى يابند ولى در آخرت به وسيله اعمال خود محاسبه و پاداش داده خواهند شد .

اين حديث ياد آور تلاش و كوشش شما كارگران است كه در سالي كه گذشت باعث شد واحدهاي توليدي علي رغم همه مشكلات موجود، به حركت رو به جلو خود ادامه دهد .

 اينك در  سال نو كه با نگاه مدبرانه رهبر معظم انقلاب اسلامي به نام حمايت از كالاي ايراني نامگذاري شده است ، بار ديگر نيازمند تلاش و كوشش همه شما  كارگران عزيز بخصوص بسيجيان  اقشار كارگري براي تحقق پيشرفتها و آرمان هاي مشتركمان هستيم.

 همه بايد  در هر جا حمايت از توليد كالاي ايراني و نيز مردم راتشويق به خريد و استفاده از كالاي داخلي كنيم تا به اقتصادمان پايداري و شكوفايي ببخشيم.

ما همواره نياز داريم  در طول سال سخنان حكيمانه و موعظه هاي پدرانه رهبر فرزانه انقلاب را با جان و دل بشنويم و در زندگي به كار گيريم و همچنين بدانيد كه اينده كشور  چشم به دستان  شما عزيزان بسته است .

 اينجانب ضمن تبريك فرارسيدن نوروز ايراني  سال 1397 به كليه اقشار كارگري  ، علي الخصوص شما بسيجيان قشر كارگري  از خداوند متعال آرزومندم كه اين  سال را، سالي سرشار از سلامتي، شادماني و موفقيت وپيشرفت در  توليد  براي همگان قرار دهد.

فرشاد مرمرچي

فرمانده پايگاه مقاومت  شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۳:۳۸:۳۷ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

وقايع ۱۴ بهمن ۵۷

وقايع ۱۴ بهمن ۵۷

 

 

 

* ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ امام درسخنراني بهشت‌زهرا صراحتا دولت بختيار را غيرقانوني خوانده و اعلام كردند كه دولتي اسلامي متكي به حكم خدا و آراي ملت تشكيل خواهند داد و اين مهم بر عهده شوراي انقلاب خواهد بود به همين منظور صبح روز چهاردهم جلسه شوراي انقلاب براي تعيين نخست‌وزير دولت موقت تشكيل شد.

* امام خميني در جمع روحانيون درباره تز استعماري جدايي دين از سياست و كنار زدن روحانيت از سياست و پيامدهاي آن صحبت كردند. ايشان همچنين در جمع اعضاي كميته استقبال شعار «مليت» را نيرنگ آمريكا خواندند.

* بختيار در مصاحبه با روزنامه فرانسوي «لوماتن» گفت: بعضي اوقات صبر بهترين تاكتيك است و اگر آيت‌الله خميني بخواهد در شهر مقدس قم دولت پيشنهادي خود را به‌وجود آورد، به او اجازه خواهم داد تا دولتي شبيه به واتيكان تاسيس كند.

* اولين كتاب درباره بحران ايران تحت عنوان «ايران بر ضدشاه» در پاريس منتشر شد. نويسنده كتاب، احمد ناروقي، از نويسندگان روزنامه لوموند و از طرفي نوه‌احمد شاه قاجار بود.

* از روز ۱۱ بهمن تا روز ۱۴ همان ماه سي و پنج هزار آمريكايي ايران را ترك كرده بودند. به گزارش رسانه‌هاي گروهي دولت آمريكا نيز تماس خود را با شاه قطع كرد.

* روساي سازمان انرژي اتمي تحت تعقيب ديوان كيفر قرار گرفتند.

* بختيار اعلام كرد نقش آيت‌الله خميني را در حل‌وفصل مسائل اجتماعي و مذهبي مي‌پذيرد.

* مردم در تمام كشور به اعتصاب عمومي دست زدند. كاركنان ادارات و وزارتخانه‌هاي مختلف، وزيران و مديران دولت را به محل كار خود راه نمي‌دادند.

* 40 تن از نمايندگان مجلس براي استعفا اعلام آمادگي كردند.

* كاركنان نخست‌وزيري با شوراي انقلاب اعلام همبستگي كردند.

* خانواده‌هاي گروهي از همافران دستگير شده مجددا در كاخ دادگستري تحصن كردند.

* جواد شهرستاني، شهردار وقت تهران، به ديدار امام رفته و استعفانامه‌اش را به ايشان تسليم كرد. امام مجددا ايشان را به سمت شهردار تهران منصوب كردند. بختيار پس از انتشار اين خبر و احتمال تكرار آن از سوي سايرمسوولان، طي يك مصاحبه ساير كارمندان و مسوولان دولت را تهديد كرد.

* ياسر عرفات طي پيامي براي امام اظهار كرد: نتايج پيروزي ملت ايران در مرزهاي آن كشور متوقف نخواهد شد.

* پيشنهاد نخست‌وزيري مهندس مهدي بازرگان در يك جلسه به اطلاع امام رسانيده شد. جلسه اين شورا با حضور حضرت امام و اعضاي شوراي انقلاب برگزار شد. پس از بحث و بررسي مجدد، به پيشنهاد اعضاي شوراي انقلاب و موافقت امام، مهندس مهدي بازرگان براي نخست‌وزيري دولت موقت انتخاب شد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۹:۵۲:۲۷ توسط:بسيجي موضوع: خبرنامه

پيام تبريك فرمانده پايگاه شهيد برونسي به مناسبت گراميداشت هفته مبارك بسيج

پوستر/هفته بسيج گرامي باد

فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهاربا صدور پيامي، آغاز هفته مبارك بسيج را تبريك گفت.


متن پيام بدين شرح است:

بسيج، يادآور خاطره عزيزترين نهاد و بزرگترين مردان تاريخ ما است. نهادي كه به تعبير امام راحل، تشكيل آن «يقينا از بركات و الطاف جليه خداوند تعالي بود» و «شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي‌دهد». اگرچه دفاع مقدس، برگ زريني از تاريخ پر افتخار ملت ايران است كه توسط مردمي‌ترين نيرو‌هاي مدافع انقلاب اسلامي ورق خورده است، اما امروزه سيره و روش آن نيرو‌هاي عظيم، تبديل به يك تفكر شده است يعني «تفكر بسيجي»؛ و هدف بالاتر و والاتر اين است كه اين تفكر همواره در تار و پود جامعه ساري و جاري باشد.

  بسيج يك منظومه فكري است كه درهمه عرصه‌هاي سياسي، نظامي، اقتصادي، علمي و فرهنگي، نيل به اهداف بلند قله‌هاي رفيع عزت و افتخار را هموار مي‌سازد. با تفكر بسيجي، جامعه از بن بست رها شده و به سمت تعالي رشد مي‌نمايد و هرچه اين تفكر بسيجي بيشتر جلوه گر شود، مشاركت مردم در عرصه‌هاي مختلف نمايانتر مي‌شود.

حماسه آفريني‌ها و فداكاري‌هاي بسيج، تنها محدود به دوران دفاع مقدس نبوده و حضور اين نهاد ارزشمند مردمي در تمام دوران حيات پربركت انقلاب اسلامي مشهود است همچنين آمده است: بسيج در تمامي افتخارات نظام جمهوري اسلامي سهيم بوده و بسيجيان در تمامي عرصه‌هاي علمي و فكري و دفاع از ارزش‌هاي والاي انقلاب، همواره الگو و پيشگام بوده اند و اوج اين پيشگامي در حادثه تلخ زلزله اخير كرمانشاه بوده است.

هفته مبارك بسيج، فرصت مغتنمي است براي بازخواني مجاهدتها، ايثار‌ها و مقاومت‌هاي بسيجيان عزيز؛ اينجانب ضمن بزرگداشت ياد و خاطره تمامي شهداي عزيزمان شهداي مدافع حرم، بويژه شهداي قشر كارگري،  فرارسيدن اين ايام و همزماني آن با حلول ماه ربيع را به همه بسيجيان غيور، بصير و ايثارگر و همچنين به تمامي بسيجيان شهرستان بهار تبريك گفته و آرزو دارم در سايه عنايات امام عصر (عج) و تدابير هوشمندانه رهبري معظم انقلاب، حضرت آيت الله العظمي امام خامنه‌اي دامت بركاته، شاهد فراگيري بيش از پيش پيام الهي و تفكر بسيجي در كشور باشيم.

و من الله توفيق

فرمانده پايگاه مقاومت بسيج شهيدبرونسي قشر كارگري شهرستان بهار

فرشاد مرمرچي

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۰۰:۱۲ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

پيام تسليت فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي به زلزله زدگان كرمانشاه

uqnl_img_20171114_090624.jpg

فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهاربا صدور پيامي، حادثه‌ اندوهناك و مصيبت‌بار زمين‌لرزه در غرب كشور كه به جان‌باختن و زخمي شدن جمعي از هم‌ميهنان عزيزمان انجاميد را تسليت گفت.


متن پيام بدين شرح است:

"الا الذين صبرو و عملو الصالحات اولئك لهم مغفره و اجر كبير" سوره هود 11

خبر تاسف بار درگذشت و مجروحيت هموطنان عزيزمان بر اثر زلزله در منطقه غرب كشور(كرمانشاه) باعث اندوه و ناراحتي بسياري گرديد.

اينجانب ضمن عرض تسليت به محضر شريف رهبر معظم انقلاب و ملت بزرگ ايران و ابراز همدردي و تأسف و تأثر فراوان به مردم شريف استان كرمانشاه و مناطق زلزله زده بويژه خانواده هاي داغدار، غفران واسع براي درگذشتگان وصبر و اجر براي بازماندگان و سلامت و عافيت كامل براي آسيب ديدگان و مجروحان از خداوند بزرگ مسئلت مي‌نمايم. لازم به ذكر است پايگاه مقاومت بسيج كارگري شهيد برونسي آمادگي خود را براي استفاده از تمام ظرفيت هاي گروه هاي جهادي به منظور كمك و امداد رساني به آن مناطق زلزله زده را دارد.

فرشاد مرمرچي

فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي  قشر كارگري شهرستان بهار


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۳ آبان ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۳۴:۴۶ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

پيام تبريك فرمانده پايگاه قشر كارگري شهيد برونسي به فرمانده ناحيه مقاوت بسيج شهرستان بهار

پيام تبريك به مناسبت انتصاب سرهنگ پاسدار سيد جواد حسيني به عنوان فرمانده ناحيه مقاومت بسيج شهرستان بهار

نتيجه تصويري براي سيد جواد حسيني سپاه بهار

 برادر گرامي جناب سرهنگ سيد جواد حسيني


انتصاب جنابعالي  به عنوان فرمانده  ناحيه مقاومت بسيج شهرستان بهار را صميمانه تبريك عرض نموده واز درگاه ايزد منان مزيد توفيقات الهي را در دوران تصدي فرماندهي جنابعالي در جهت خدمتي سرشار از شور و نشاط و مملو از توكل الهي در راستاي رشد و تعالي نظام اسلامي،عموم مردم شريف شهرستان بهار خصوصاً جامعه كارگران مسالت داريم.وشكرالله سعيهم

فرشاد مرمرچي

فرمانده پايگاه مقاومت شهيد برونسي قشر كارگري شهرستان بهار


 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۴ آبان ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۴۶:۵۷ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

ديدار خانواده شهيد محسن حججي با رهبر انقلاب

نتيجه تصويري براي ديدار خانواده شهيد محسن حججي با رهبر انقلاب

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ظهر (سه‌شنبه) در ديدار خانواده‌ي شهيد محسن حججي، اين شهيد والامقام را نشانه‌ي خدا و سخنگوي شهداي مظلوم و سر جدا، خواندند و با اشاره به حضور باشكوه و كم‌سابقه‌ي مردم در تشييع آن شهيد، خاطرنشان كردند: خداوند به‌واسطه‌ي مجاهدت محسن عزيز، ملت ايران را عزيز و سربلند كرد و او را نماد نسل جوان انقلابي و معجزه‌ي جاري انقلاب اسلامي قرار داد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به فراگير شدن نام برجسته، ممتاز و درخشان شهيد حججي در سراسر كشور در اثر مجاهدت و شهادت مظلومانه‌ي او، گفتند: همه‌ي شهداي ما مظلومند و غير از محسن شما، شهداي ديگري نيز هستند كه دشمن، سر از تن‌شان جدا كرده و همگي در نزد خداوند، عزيز و صاحب درجات هستند اما خداي متعال بر اساس حكمت خود و خصوصيات اين جوان، او را نماينده و سخنگوي اين شهيدان كرد.

رهبر انقلاب اسلامي افزودند: همه‌ي شهيداني كه از ايران، افغانستان، عراق و مناطق ديگر در مبارزه با اشرار تكفيري و دست‌نشانده‌ي آمريكا و انگليس به شهادت رسيدند، در اين جوان خلاصه و ديده مي‌شوند و خداوند او را نماد شهادت مظلومانه و شجاعانه كرد.

ايشان، حضور كم‌نظير مردم قدرشناس در تشييع شهيد حججي در شهرهاي تهران، مشهد، اصفهان و نجف‌آباد را بسيار پرمعنا دانستند و گفتند: خداوند دل‌ها را مجذوب كرد و افراد گوناگوني كه زندگي برخي از آنان در ظاهر تناسبي با جهاد و شهادت ندارد، عكس شهيد را در دست گرفته و به تشييع او آمدند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با اشاره به تلاش‌هاي فراوان دشمنان براي بازگرداندن ملت و به‌ويژه جوانان از راه جهاد و شهادت و به فراموشي سپردن امام و گم كردن خط روشن انقلاب، افزودند: در چنين شرايطي، مجذوب بودن دل‌هاي بخش زيادي از جوانان به مفاهيم انقلابي، حيرت‌انگيز است و اگر كميت و كيفيت جوانان انقلابي از دهه‌ي ۶۰ بيشتر نباشد، كمتر نيست.

رهبر انقلاب اسلامي گفتند: خداوند اين واقعيت را با شهيد حججي به همه اثبات كرد و با بزرگ و عزيز كردن او و نماد ساختن از او نشان داد كه نسل جوان امروز، اين‌گونه مخلصانه و صادقانه در پي جهاد في سبيل الله است، و اين، آيت الهي و نشانه‌ي خدا و معجزه‌ي جاري انقلاب است.

ايشان، خانواده‌ي شهيد، مسئولان و همه‌ي ملت ايران را مرهون مجاهدت شهيد حججي و امثال او دانستند و با تجليل از نقش برجسته‌ي پدر، مادر و همسر شهيد گفتند: اگرچه فقدان شهيد براي خانواده‌ي او، مصيبت بزرگي است اما عزتي كه خدا به‌واسطه‌ي او به كشور داد، مايه‌ي تسلّا و آرامش آن‌ها خواهد بود.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي همچنين بر تصوير ماندگار شهيد حججي در لحظه‌ي اسارت، اين جملات را مرقوم كردند: «سلام و درود حق بر اين شهيد پر افتخار و سرافراز كه در حساس‌ترين و خطيرترين لحظه‌ي زندگي، نماد حق پيروز و آشكار در برابر باطل رو به زوال شد. سلام خدا بر او كه با جهاد مخلصانه و شهادت مظلومانه، خود را و همه‌ي ملت خود را عزيز كرد.»

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۵۷:۴۴ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

درباره‌ دعوتِ مكرّر حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به انقلابي‌گري

 
 
 
 
 
 

دغدغه‌ پُرتكرار رهبر انقلاب

مجمع تشخيص مصلحت، يادآور امام بزرگوار و فراورده‌ي انقلاب است، و در فرايند اداره و مديريت كشور داراي تأثير بسيار مهمي است؛ بنابراين بايد تفكرات امام و انقلاب بر آن كاملاً حاكم باشد، انقلابي فكر و عمل كند و هيچ مصوبه، موضع‌گيري يا اقدامي متفاوت با مباني اصلي انقلاب و ميراث گرانقدر امام از آن مشاهده نشود.(۱۳۹۶/۰۶/۲۲)
مقدّمه: سه پرسشِ مهجور
ديدارِ رهبرِ انقلاب با اعضاي جديدِ مجمعِ تشخيصِ مصلحتِ نظام، همانندِ ديدار ايشان با نهادها و ساختارهاي ديگر در سال‌هاي اخير، به مَحملي براي «ترغيبِ به انقلابي ماندن» و «ستودنِ انقلابي‌گري» تبديل شد. اين حجم از تأكيد و حساسيّت، بي‌سبب نيست و نبايد به سادگي از كنارِ آن گذشت، بلكه بايد نظرِ متعمّقانه به آن افكند و درباره‌اش آنچنان كه درخور است، تأمّل و تدقيق كرد. در يادداشتِ پيش رو، نگارنده مي‌كوشد به سه پرسشِ بنيادي درباره‌ي انقلابي ماندن و انقلابي‌گري، پاسخِ اجمالي دهد:
نخست اينكه انقلابي‌بودن به چه معناست؟ انقلابي‌گري چيست؟ انقلابي كيست؟ نيروي انقلابي چه اوصافي دارد؟ چه خصوصياتي، مرزِ ميانِ انقلابي و غيرانقلابي را مشخص مي‌كند؟

ديگر اين كه چرا بايد انقلابي بود؟ چرا انقلابي ماندن، فضيلت است؟ انقلابي‌گري در دوره‌ي پساانقلابي چه توجيهي دارد؟ مگر انقلابي‌گري، خاصِ دوره‌ي انقلاب نيست؟ انقلاب كه امري متعلق به گذشته است، چرا بايد در دوره‌ي كنوني، همچنان برقرار باشد و بازتوليد شود؟ اگر از انقلاب به نظام عبور كرده‌ايم، چگونه مي‌توانيم اقتضائاتِ انقلاب را با اقتضائاتِ نظام، سازگار و مطابق كنيم؟

و در نهايت، اين پرسش كه ريشه‌ي اين همه تأكيد و اصرارِ رهبر انقلاب نسبت به انقلابي بودن چيست؟ چرا ايشان به طورِ مكرّر، همگان را به انقلابي‌گري فرا مي‌خواند؟ مگر ايشان احساس مي‌كند كه انقلابي‌گري، كم‌رونق و رقيق شد است؟ آيا انقلابي‌گري در معرضِ خطر است؟ آيا آفتي به جانِ انقلاب افتاده است؟
 
۱. «انقلاب»، «انقلابي» و «انقلابي‌گري»؛ گره‌گشاييِ معنايي
انقلابِ اسلامي، كه به‌اصطلاح يك انقلابِ اجتماعي بود، «افقِ فكري و فرهنگيِ تازه» ‌اي را پيش روي ما قرار داد؛ افقي كه از نظمِ مستقرِ قبلي، گسسته بود، بلكه در نقطه‌ي مقابلِ آن قرار داشت. در اين فضاي نو، «ارزش‌ها» يي شكفتند و روييدند كه ريشه در «تلقّيِ قدسي از عالَم و آدم» داشتند و واقعيّت‌ها را به گونه‌اي متفاوت، تفسير مي‌كردند. خودِ انقلابِ اسلامي به عنوانِ يك واقعيّت، برخاسته از همين «نگاهِ نوپديد» بود، و از اين‌رو، كساني كه نتوانستند اين «نگاه» را فهم كنند، از فهمِ «انقلابِ اسلامي» نيز بازماندند و در مقامِ تحليل و توضيحِ آنچه كه رخ داده بود، به بيراهه رفتند.

در دوره‌ي پيشاانقلاب، انقلابي كسي است كه با تكيه بر چنين نگاهي، به جريانِ انقلابي مي‌پيوندد و مبارزه مي‌كند تا انقلاب، كامياب و غالب شود؛ و در دوره‌ي پسانقلابي نيز، انقلابي كسي است كه همچنان بر همان ارزش‌هاي انقلابي اصرار مي‌ورزد و آنها را فرياد مي‌زند. نيروي انقلابي در دوره‌ي پساانقلاب، باز هم انقلابي فكر و عمل مي‌كند و به دنبالِ بهانه‌هايي براي «عبور از انقلاب» نيست، بلكه سخت معتقد است كه در دوره‌ي پساانقلابي، همچنان بايد ارزش‌هاي انقلابي، مسلّط و معتبر باشند و از هيچ يك از آنها، حتّي اندكي عقب‌نشيني نشود. به اين ترتيب، دوره‌‌ي پساانقلاب، دوره‌ي «پايان يافتن» و «منقضي شدنِ» انقلاب نيست، بلكه دوره‌اي است كه متأثّر از انقلاب است و انقلاب آن را رنگ‌آميزي و مهندسي كرده است. «تاريخِ پساانقلاب»، در امتدادِ «تاريخِ انقلاب» و ذيل آن است، نه مستقل و بريده از آن. به عبارتِ ديگر، دوره‌ي پساانقلاب، بر اساسِ نظامِ معنايي و افقِ معرفتي كه انقلاب آفريده است، طراحي مي‌شود و انقلاب بر آن، سايه‌گُستر است. به اين سبب، تعبيرِ «پسا» بر «حضور» و «فاعليّتِ» انقلاب دلالت دارد، و نه بر «غيبت» و «تمام شدنِ» آن.
 
۲. «انقلابي بودن» و «انقلابي ماندن»؛ حاجت به تداومِ انقلاب
كساني كه انقلاب را به پيروزي رساندند، انقلابي بودند؛ يعني مبارزه را بر سكوت و سازش ترجيح دادند و به كمتر از انقلاب، راضي نشدند و خطرها و تهديدهاي ناشي از انقلابي‌گري را به جان خريدند. روشن كه انقلاب، بدونِ انقلابي‌گري كامياب نمي‌شود و نقطه‌ي پايانيِ مسيرهاي ديگري همچون اصلاح‌خواهي، وقوعِ انقلاب نيست. پس هنگامي كه حاجت به انقلاب است، چاره‌اي جز انقلابي‌گري نيست و «انقلاب»، جز با «انقلابي‌گري» محقَق نمي‌شود. حال مسأله اين است كه در دوره‌ي پساانقلابي كه «انقلاب» به طورِ طبيعي، به «نظام» تبديل شده و مطالبات و خواسته‌ها و از قالبِ «نهضت» به قالبِ «نهاد» ريخته شده است، انقلابي‌گري چه توجيه و كاركردي دارد!؟ اين «انقلاب» است كه محتاجِ انقلابي‌گري‌ست، نه «نظام‌سازي» و «حُكمراني». پس قواعدي كه به كارِ «انقلاب كردن» مي‌آيد، با «حكومت كردن» سازگار و همخوان نيست. پيروزيِ انقلاب، به معني پايانِ انقلابي‌گري و آغاز حكمرانيِ ساختاريافته و چارچوب‌مدار است.
 
سخن نگاشت: مجمع بايد انقلابي باشد
اين تحليل، صحيح نيست، چون مقصود از انقلابي‌گري در دوره‌ي پساانقلاب، شوريدن بر ضدّ نظامِ سياسيِ برخاسته از انقلاب نيست و قرار نيست همچنان، ساختارِ رسمي ناديده گرفته شود و نسبتِ چالشي و اصطكاكي با آن برقرار گردد، بلكه غرض اين است كه نيروهاي انقلابي، از «ارزش‌هاي انقلابي» عبور نكنند و به «محافظه‌كاري» و «مصلحت‌انديشي» رو نياورند و از اصول و قواعدِ اساسيِ انقلاب، عقب‌نشيني نكنند. اين امر از آن جهت اهميتِ وافر دارد كه در دوره‌ي پساانقلاب، بخشي از نيروهاي انقلابي بنا به دلايل يا عللي، دچارِ «تغيير و فرسودگيِ ايدئولوژيك» مي‌شوند و از آرمان‌هاي انقلابي و ساختارشكنانه‌ي خويش صرفِ نظر مي‌كنند و اسيرِ «روزمرگي» و «بوروكراسي» و يا مجذوبِ «ايدئولوژي‌ها ديگر» مي‌شوند. به بيانِ ديگر، تا هنگامي كه انقلاب به پيروزي نرسيده و مبارزه جريان دارد و نظمِ طاغوتي، مقاومت و سركوب مي‌كند، نيروهاي انقلابي هيجان و حرارت و انگيزه دارند و از آرمان‌هاي خود عقب‌نشيني نمي‌كنند، اما هنگامي كه انقلاب به پيروزي مي‌رسد و نيروهاي انقلابي، خودشان قدرت را به دست مي‌گيرند، چه‌بسا از راهِ رفته بازگردند و شعارها و مقاصدِ انقلابي را به فراموشي بسپارند. در اين حال، انقلاب از هدف‌ها و غاياتش دور مي‌شود و نيمه‌كاره، رها مي‌گردد. درحالي‌كه انقلاب يك واقعيّتِ «دفعي» و «لحظه‌اي» نيست كه ناگهان پديد آيد و تمامِ آرمان‌هايش محقَق گردد، بلكه واقعيّتي «تدريجي» و «مرحله‌اي» است. از اين‌رو بايد در دوره‌ي پساانقلاب، نگاهِ انقلابي را تداوم داد تا انقلاب به طورِ كامل، مسيرهايي كه وعده داده بود را بپيمايد و به جامعه‌ي آرماني‌اش دست يابد. اگر چنين نشود، انقلاب صرفا در براندازيِ نظامِ سياسي و جابجاييِ حاكمان، خلاصه شده و دگرگونيِ ماهيّتي و مضموني رخ نداده است. بنابراين، نيروهاي انقلابي بايد با همان عزم‌هاي راسخ و مستحكم، به «خطِ انقلاب» وفادار بمانند و انقلاب را ادامه دهند تا نتايجِ عيني و حقيقيِ انقلاب، آشكار گردد.

افزون بر اين كه نبايد «ارزش‌هاي انقلابي» از صحنه‌ي دغدغه‌ها و حساسيّت‌هاي نيروهاي انقلابي حذف شوند، «روش‌هاي انقلابي» نيز بايد همچنان معتبر انگاشته شوند، به خصوص در زمينه‌ي مواجهه با تجدُّد يا دشمن بيروني، نبايد «سازش‌كاري» بر «انقلابي‌گري» سايه افكند و محدوديّت‌هاي خود را بر انقلاب تحميل كند، بلكه انقلاب بايد فارغ از تنگ‌نظري‌ها و محافظه‌كاري‌ها، به موضع‌گيري‌هاي قاطعانه‌ي خود ادامه دهد و هرگز مبتلا به «انفعال» و «وادادگي» و «خودباختگي» نشود. چنانچه در اين باره سهل‌نگاري شود، نظامِ سياسي ممكن است به تدريج از همه‌ي غايات و مقاصدِ انقلاب، «عقب‌نشيني» كرده و به انقلاب به‌مثابه يك «واقعيّتِ تاريخيِ درخشان» نگريسته مي‌شود كه درخورِ «تمجيد» و «تكريم» است، اما نبايد آن را از «زمانه‌ي خويش» خارج كرد و توقع داشت با وجودِ استقرارِ نظامِ سياسي، همچنان انقلابي فكر كرد و عمل نمود.
 
۳. انقلاب، در «خطر» است؛ فرو بردنِ انقلاب در مُردابِ تجدُّد
حساسيّت‌ها و دغدغه‌هاي فراوانِ رهبر انقلاب درباره‌‌ي «انقلاب» و «انقلابي ماندن»، ريشه در واقعيّت‌هايي دارد كه ايشان مي‌بينند و نمي‌توانند نسبت به آنها، بي‌تفاوت و خاموش باشند. اگرچه انقلاب، مقاوم و مقتدر ايستاده و دشمنانِ خويش را به چالش مي‌كِشد، اما در عينِ حال، تهديدي از درون، متوجّه آن است كه ويران‌گر و مخرّب است؛ و آن تهديد اين است كه كساني در درونِ جبهه‌ي انقلاب حضور دارند كه به «ايدئولوژيِ انقلابي» اعتقادي ندارند و بر باورند كه دوره‌ي انقلابي‌گري به سَر آمده و نبايد در گذشته، متوقف ماند. غيرانقلابي‌ها، چون خودشان «استحاله» شده‌اند، مي‌خواهند انقلاب را نيز استحاله كنند؛ قصد دارند انقلاب را به گونه‌اي «تفسير» و «توجيه» كنند كه با وضعِ جديدشان مطابق باشد تا شكاف‌شان با انقلاب، آشكار نشود؛ انديشيده‌اند كه چگونه مي‌توان بي‌سروصدا، از ارزش‌هاي انقلاب دست كشيد و عقب‌نشيني كرد. انقلابي‌هاي شرمنده و پشيمان معتقدند عقلِ انقلابي، «بي‌عقلي» ‌ست و با چنين عقلي نمي‌توان جامعه را تدبير كرد؛ قواعدِ «انقلاب كردن» و «حكومت كردن» با يكديگر تفاوت دارند؛ هنگامي كه «انقلاب» به «نظام» تبديل مي‌شود، بايد انقلاب را «تمام‌شده» در نظر گرفت و امثالهم. هر چند انقلاب در برابرِ تجدُّد شكل گرفت، اما اينان مي‌خواهند انقلاب را در مردابِ «تجدُّدِ جهاني‌شده» غرق كنند و براي اين منظور، بايد انقلاب، «انقلابي» نباشد، و در واقع، بايد خودِ «انقلاب» نباشد و از ميدان به در شود. بايد از خود تهي شويم تا به تدريج، در تجدُّدِ جهاني‌شده، «هضم» و «حلّ» شويم. اينان از «همسويي با روند اجتناب‌ناپذير جهاني شدن» سخن مي‌گويند، در حالي‌كه غرض‌شان، «عقب‌نشيني» است.
 
نتيجه‌گيري: «انقلاب» را دريابيم!
نه فاصله‌ي ميانِ «انقلاب» و «ضدّانقلاب»، چندان زياد است و نه پيمودنِ اين فاصله، نمايان و آشكار است. از اين‌رو، رهبر انقلاب در طولِ دهه‌هاي پس از رحلتِ امام خميني، همواره نسبت به اين مسأله‌ي سرنوشت‌ساز، هشدار داده‌اند. دوگانه‌هايي از قبيلِ «صورت/ سيرت»، «ظاهر/ باطن»، «جسم/ روح»، «قالب/ مضمون»، «پوسته/ مغز»، «موجوديّت/ هويّت» و... كه در گفتارهاي ايشان تكرار شده، معطوف به همين دغدغه بوده است. مقصودِ ايشان از تعبيرِ لطيفِ «سكولاريسمِ پنهان» اين است كه نيروهايي در عرصه‌ي سياسي و اجتماعي، مي‌خواهند مغز و جوهرِ انقلاب را متلاشي كنند و فقط پوسته و جسمي بي‌تأثير از آن بجا نهند. اگر چنين شود، نه‌تنها حركتِ تكامليِ انقلاب، متوقف خواهد شد، بلكه انقلاب از دست خواهد رفت. آيت‌الله خامنه‌اي به عنوانِ وليّ فقيه و رهبرِ انقلابِ اسلامي، چون حفاظت و پاسداري از ايدئولوژيِ انقلاب را برعهده دارد - و از اين‌رو، به تعبير استاد شهيد مطهري، ولايتِ فقيه بيش از هر چيز، ولايتِ ايدئولوژيك است - بايد نسبت به آنچه كه بر انقلاب مي‌گذرد، حساس و دغدغه‌مند باشند و اگر خطري را مشاهده يا پيش‌بيني مي‌كنند، آن قدر به آن اشاره كند و از آن سخن بگويد كه ديگران از خوابِ غفلت برخيزند و آن را دريابند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۵۵:۳۰ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

پيرامون فرهنگ توليد و اشتغال در سياست‌هاي كلي اشتغال

نتيجه تصويري براي اصل مهم در حل مشكل بيكاري

 

اصل مهم در حل مشكل بيكاري

به دليل فارغ‌التحصيلي خيل عظيمي از جمعيت جوان و تحصيلكرده در دهه‌ي ۹۰ به بازار كار، مي‌توان اولويت اصلي مشكلات اقتصادي كشور در دهه جاري را بيكاري دانش‌آموختگان دانشگاهي دانست. طبق آمارهاي رسمي اگرچه نرخ بيكاري در كل كشور وضعيت وخيمي ندارد اما آنچه نگران كننده است، تركيب بيكاران است بطوريكه درصد بيكاران داراي مدرك دانشگاهي به بيش از بيست درصد رسيده است.

* مواردي كه در سياست هاي كلي اشتغال بر آن تأكيد شده است
سياست‌هاي كلي اشتغال كه در تيرماه ۱۳۹۰ ابلاغ شد، درصدد بود قبل از بحراني شدن اوضاع بيكاري در كشور بسترهاي لازم از جهت اسناد بالادستي را در اين حوزه تأمين نمايد. در اين سياست‌ها مجموعه‌اي از تدابير در جهت ايجاد اشتغال پايدار در كشور و حل معضل بيكاري از ابعاد مختلف مورد توجه و تأكيد بوده است.

از يكسو تلاش شده است تا سياست كلي در جهت حل مشكلات ساختاري بازار كار و اشتغال در كشور قرار گيرد، چنانچه بندهاي چهارم تا هشتم بدان پرداخته و آن را از طريق اصلاح نظام اطلاعات بازار كار، بهبود محيط كسب‌وكار، توجه به تعاملات بين‌المللي در جذب فن‌آوري، سرمايه و... و درنهايت ثبات‌بخشي به سياست‌گذاري اقتصادي دولت در جهت حمايت از اشتغال ببيند و از سوي ديگر افق‌هاي اشتغال در دهه‌هاي آينده از منظر اقتصاد دانش‌بنيان مدنظر قرار گرفته است(بند سوم و دهم) چراكه پيش‌بيني مي‌شود تحولات بازارهاي كار و اشتغال در دنيا همانند دهه‌هاي اخير در دهه‌هاي آتي نيز در زمينه‌هاي دانش‌بنيان شتاب گيرد؛ ضمن اينكه حمايت از نيروي كار در اين سياست‌ها در قالب عدالتي فرآيندي مدنظر بوده است تا اولاً از جهت خُردي نيروي كار موجود در قالب افزايش توانمندي‌ها در جهت دسترسي به اشتغال پايدار پشتيباني گردد(بند۱۱) و دستمزدها متناسب با بهره‌وري نيروي كار تنظيم شود(بند ۱۳) و ثانياً از جهت كلان گام‌هايي در جهت ايجاد توازن در ايجاد اشتغال در كشور و رفع مشكلات مناطق داراي نرخ‌هاي بيكاري بالا برداشته شود. (بند ۱۲)

آنچه در اين ميان شايان توجه است، امعان نظر و تأكيد اين سياست‌ها بر يكي از حلقه‌هاي مفقودي سياست‌گذاري در بازار كار و اشتغال كشور در اولين بند از سياست ابلاغي است. آنچه معمولاً اقتصاددانان و صاحب‌نظران بازار كار در آسيب‌شناسي و ارائه پيشنهادات سياستي در ايجاد اشتغال و اصلاح اين حوزه مطرح مي‌كنند بيشتر بر اصلاح محيط كسب‌وكار و ايجاد ظرفيت‌هاي جديد با سرمايه‌گذاري‌ و ورود فن‌آوري و... استوار است و معمولاً با غفلت از اين موضوع همراه است كه بخشي از مشكلات ساختاري در حوزه كار و اشتغال در كشور ما فرهنگي است كه بدون اصلاح آن ممكن است ساير سياست‌گذاري‌ها نيز به نتيجه مطلوب نرسد.

فرهنگ كار و توليد و آنچه امروزه به‌عنوان يكي از كليدهاي حل معضل بيكاري در دنيا بدان توجه مي‌شود يعني كارآفريني از يك‌سو و فرهنگ مصرف و استفاده از توليدات داخلي از سوي ديگر كه به‌صورت مكمل مي‌توانند نتايج عميقي بر بازار كار و فضاي توليدي كشور بگذارند، به‌صورت برجسته و در صدر سياست‌هاي كلي اشتغال مورد تأكيد قرار گرفته است.

* جايگاه و اهميت كار در فرهنگ اسلامي
اين فرهنگ چنانچه بر پايه لايه‌هاي عميق اعتقادي و ارزش‌هاي ديني استوار شود مي‌تواند اثرات شگرفي نه‌تنها بر حوزه كار و توليد بلكه بر كل اقتصاد ايران داشته باشد. چنانچه كار از منظر اسلامي و مبتني بر ارزش‌هاي ديني تحقق رسالت انسان در زندگي دنيوي و انجام مسئوليت الهي خويش است. خداوند متعال در مقابل نعمت‌هاي الهي و استعدادهايي كه به‌طور خاص به انسان داده است، وظايفي را بر دوش او گذارده كه تنها راه تحقق اين تكاليف و مسئوليت‌هاي الهي انسان در اين كره خاكي، كار و فعاليت است.

برخلاف تصور رايج در غرب، در ديدگاه اسلامي عنصر كار، بدِ لاجرم نيست كه تنها زماني كه نيازمندي به درآمد احساس شود، لازم گردد. بلكه تنها راه تحقق وظيفه و نقش آدمي در حيات (خليفة اللهي)، كار فكري و بدني است. بدون كار، وجود انسان مفيد نخواهد بود؛ چراكه بيكار با جهان اطراف خود ارتباط، تعامل و پيوند برقرار نمي‌كند و نقش و وظيفه او بدون كار تحقق نمي‌يابد. در اين ديدگاه كار را مي‌توان اداي حقي دانست كه اجتماع بر گردن انسان دارد؛ چراكه يك فرد هر چه را كه مصرف مي‌كند، محصول كار ديگران بوده و در اثر تعامل و تشريك‌مساعي با ساير انسان‌ها شكل‌گرفته است؛ لذا به هر بهانه‌اي كه بخواهد از زير بار كار شانه خالي كند، سنگيني بار او بر دوش ديگران قرار خواهد گرفت، بدون اينكه او نيز كوچك‌ترين سنگيني از ديگران بر دوش گرفته باشد۱. بنابراين «نفس كار يك وظيفه است و بيكارى ممنوع و خلاف وظيفه شمرده مى‌شود.»۲ اگرچه معمولاً‌ سرمايه و سرمايه‌گذاري را عامل پيشرفت مي‌دانند ولي «اگر همه سرمايه‌هاي عالم را هم جمع كنند، چنانچه عنصر كار در كنار آن نباشد، همه نيازهاي انسان بر زمين مي‌ماند. پول را نه مي‌شود خورد، نه مي‌شود پوشيد، نه مي‌شود استفاده كرد. آن چيزي كه از ثروت انسان‌ها و نعمت‌هاي روي زمين، نيازهاي انسان را تأمين مي‌كند، عنصر كار است»۳.

در فرهنگ ديني، اسلام استقلال، عزت و اقتدار اجتماع مسلمين را اصل مي‌داند و در مقابل از همه امور و مسائلي كه به نحوي به اين عزتمندي لطمه زده و مسلمانان را وابسته و زيردست ديگران نمايد، مانند غلبه سستي و تنبلي در زمينه كار و فعاليت دستور به پرهيز داده است. همان‌طور كه در عرصه فردي انساني كه كار مي‌كند، در تأمين احتياجات خود به ديگران به‌صورت يك‌طرفه وابسته نيست و به‌راحتي مي‌تواند از طريق مبادله حاصل كارش، نيازهاي مختلف خود را برطرف نمايد، در عرصه اجتماعي نيز تا وقتي‌كه هر قوم، گروه يا ملّت اهل كار و تلاش باشند، براي تأمين نيازهاي خود به ديگران وابستگي يك‌طرفه نخواهند داشت؛ لذا «عزت ملتى كه داراى استقلال است، جز به‌وسيله‌ي كار به دست نخواهد آمد»۴.

ازاين‌جهت است كه در فرهنگ ديني ما كار عبادت شمرده شده است و لذا اگر عموم جامعه به كار به‌عنوان يك عبادت بنگرند، در اين صورت وضعيت آن اجتماع ازنظر پيشرفت اقتصادي دگرگون خواهد شد.۵

* چه بايد كرد؟
آنچه اشاره شد تنها پاره‌اي از تفاوت‌هاي نگرشي فرهنگ اسلامي به كار و فعاليت اقتصادي است و لازم است نقشه مفهومي گسترده آن مطابق با بند اول سياست‌هاي كلي اشتغال استخراج و با بهره‌گيري از نظام آموزشي و تبليغي كشور به‌صورت اثرگذار و عميق ترويج گردد و در اين ميان نقش آموزش‌وپرورش و صداوسيما در ترويج فرهنگ كار و توليد مبتني بر ارزش‌‌هاي اسلامي و ملي متمايز است.

در سند تحول آموزش‌وپرورش با عنايت به اهميت موضوع يكي از اهداف كلان ساحت تربيت اقتصادي و حرفه‌اي تعريف شده و در آن از نظام تعليم و تربيت خواسته شده است كه نسل آينده‌ساز كشور را به‌گونه‌اي تربيت كند كه: «با درك مفاهيم اقتصادي در چارچوب نظام معيار اسلامي از طريق كار و تلاش و روحيه انقلابي و جهادي، كارآفريني، قناعت و انضباط مالي، مصرف بهينه و دوري از اسراف و تبذير و با رعايت وجدان، عدالت و انصاف در روابط با ديگران در فعاليت‌هاي اقتصادي در مقياس خانوادگي، ملي و جهاني مشاركت مي‌نمايند» همچنين: «داراي حداقل يك مهارت مفيد براي تأمين معاش حلال باشند به‌گونه‌اي كه در صورت جدايي از نظام رسمي تعليم و تربيت در هر مرحله، توانايي تأمين زندگي خود و اداره خانواده را داشته باشند»

پياده‌سازي اين هدف كه منطبق بر مطالب پيش‌گفته است ايجاب مي‌كند كه تغييري بنيادين نيز در محتواي آموزشي نظام تربيت رسمي و نيز محتواي برنامه‌هاي رسانه‌اي در نظام تربيت غيررسمي داده شود تا اينكه نسلي تربيت گردد كه در چارچوب نظام معيار اسلامي به عنصر كار و تلاش بنگرد و با لحاظ عقايد، اخلاقيات و احكام اقتصادي ديني، مشاركتي سازنده در فعاليت‌هاي اقتصادي داشته باشد؛ ضمن اينكه درمجموع حرفه‌‌اي بياموزد و يا به‌عنوان يك عنصر كارآفرين در نظام اقتصادي كشور خلق ارزش نمايد.

چنين محتوايي براي ديگر اقشار جامعه كه از تربيت عمومي رسمي نيز گذشته‌اند مي‌تواند در قالب‌هاي مختلفي به‌صورت غيررسمي ارائه شود به شرطي كه اهميت و ضرورت آن و نيز اثرگذاري‌اش بر نتايج فعاليت‌ها احساس شود. براي مثال در دوره‌هاي ضمن خدمت كاركنان دستگاه‌هاي مختلف چنين مؤلفه‌هاي فرهنگ اقتصادي گنجانده شده و محتواي جذابي براي آن تدارك شود، در برنامه‌سازي رسانه‌ ملي بر اين عناصر تأكيد گردد و تقديري شايسته از فعالين عرصه فرهنگ‌سازي كار، توليد و كارآفريني در كشور به عمل آيد.

انتظار مي‌رود بر اساس اين بند از سياست‌هاي كلي اشتغال، طراحي مناسبي متناسب با مخاطبين مختلف صورت گرفته و در قالب ابزارهاي مختلف فرهنگي‌ اثرگذار به‌سرعت اجرايي گردد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۲۰:۱۲ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي

كليدواژه‌هاي اصلي متن حكم تنفيذ دوره دوم رياست جمهوري حجت‌الاسلام روحاني

 

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر انقلاب اسلامي طي حكمي، با تنفيذ رأي ملت ايران در انتخابات، جناب حجت‌الاسلام آقاي دكتر حسن روحاني را به عنوان رياست جمهوري اسلامي ايران منصوب كردند.
به همين مناسبت پايگاه اطلاع‌رساني boronsi.bigsite.ir در متن پيشِ‌رو كليدواژه‌هاي اصلي اين حكم تنفيذ را مرور ميكند:


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif وحدت ملي
در صحبتهاي آقاي رئيس‌جمهور هم بود، بنده تأييد ميكنم كه انسجام ملّي را بايد حفظ كرد، اتّحاد ملّي را بايد حفظ كرد. . اين منافاتي ندارد با اينكه يك مخالفي هم در يك بخشي مخالفت خودش را ابراز كند... كشور را دوقطبي نبايد كرد، مردم را به دو دسته نبايد تقسيم كرد؛ آن حالتي كه در سال ۵۹ متأسّفانه از ناحيه‌ي رئيس‌جمهور آن ‌روز اتّفاق افتاد كه مردم را به دو دسته‌ي موافق و مخالف تقسيم كرده بودند كه چيز خطرناكي است. ۹۶/۰۳/۲۲

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif صراط مستقيم انقلاب اسلامي

«تغيير جهتگيري‌ها و منحرف شدن از راه اصلي - كه هويت اصلي هر انقلابي به آن جهتگيري‌هاست و در واقع، سيرت انقلابها همين جهتگيري‌هاي اصلي است - بكلي راه را عوض ميكند و اين انقلاب به هدفهاي خود نميرسد... تغيير جهتگيري‌ها تدريجي است، نامحسوس است.... اول با زاويه‌هاي خيلي كوچكتر، اين تغيير شروع ميشود؛ هرچه ادامه پيدا ميكند، فاصله‌ي راه اصلي - كه صراط مستقيم است - با اين انحراف، روزبه‌روز بيشتر ميشود.» ۱۳۸۶/۰۳/۱۴

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif صراحت نسبت به ارزشها و مباني انقلاب اسلامي
«به نظر من كاري كه علي‌العجاله بايد كرد اين است كه در اتّخاذ مواضع انقلابي، بايد صراحت داشت؛ يعني رودربايستي نكنيم. مواضع انقلابي را، مباني امام بزرگوار را صريح بيان كنيم، خجالت نكشيم، رودربايستي نكنيم، ترس نداشته باشيم و بدانيم كه «وَ للهِ‌ جُنودُ السَّمٰواتِ وَ الاَرضِ وَ كانَ اللهُ عَزيزًا حَكيمًا»» ٩٤/۰٦/۰٤


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif جانب‌داري از محرومان مستضعف
به رئيس‌جمهور محترم و همه‌ي كساني كه در دولت آينده شركت خواهند داشت سفارش و تأكيد ميكنم كه كار و تلاش پرانگيزه و انديشيده و جوانانه را براي برطرف كردن مشكلات كشور در پيش گيرند و لحظه‌ئي از اين خط مستقيم غفلت نكنند. رعايت قشرهاي ضعيف، توجه به روستاها و مناطق فقير، در نظر گرفتن اولويتها، برخورد با فساد و با آسيبهاي اجتماعي، بايد در صدر برنامه‌ها قرار گيرد. ۹۶/۰۲/۳۰

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif عدالت اسلامي 
«تكليف الهي ما و مقتضاي عدالت اسلامي اين است كه همه‌ي افراد جامعه - از هر قشري - برخورداريهاي لازم و مناسب شأن انساني يك مؤمن را داشته باشند و تبعيضها و بهره‌منديهاي ناحقي كه در جوامع فاسد دنيا وجود دارد و در جامعه‌ي قبل از انقلاب ما نيز به بدترين شكل وجود داشت و هنوز بقاياي آن بكلي از بين نرفته است، برچيده شود.» ۱۳۶۸/۰۴/۰۵

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif عزت ملي
«حفظ عزّت ملّي در مذاكرات بين‌المللي، در رفت‌وآمدها، زير بار زور نرفتن، عزّت ملّي را حفظ كردن، يكي از عوامل اقتدار كشور است.» ۹۵/۱۰/۱۹

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif زياده‌خواهي‌هاي استكبار 
«قدرتهاي مستكبر دنيا - يعني قدرتهاي غربي، قدرت آمريكا، قدرت صهيونيستها - حد يقف ندارند؛ ميخواهند بر همه‌ي دنيا، بر همه‌ي منابع مالي عالم، بر همه‌ي نيروهاي انساني تسلط پيدا كنند. خب، تقصير ملتها چيست؟ چرا بايد ملتها تحمل كنند؟» ۹۰/۰۲/۰۳

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif خصلت مردمي نظام اسلامي
«اسلام‌گرايي در نظام اسلامي، از مردم‌گرايي جدا نيست. مردم‌گرايي در نظام اسلامي، ريشه اسلامي دارد. وقتي ما ميگوييم «نظام اسلامي»، امكان ندارد كه مردم ناديده گرفته شوند. پايه و اساسِ حقّ مردم در اين انتخاب، خود اسلام است.» ۸۰/۰۳/۱۴

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif اقتصاد مقاومتي
«اقتصاد مقاومتي به معناي رياضت اقتصادي نيست، به معناي در لاك خود رفتن نيست... ما بايد بتوانيم يك اقتصادي را در كشور به‌وجود بياوريم كه در مقابل بحرانها و جزرومدهاي بين‌المللي مقاوم باشد، آسيب نبيند؛ اين لازم است.» 
۹۲/۰۶/۰۶

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif توليد و اشتغال
«وقتي توليد داخلي خوابيد... جوان ما بيكار ميشود، اشتغال ما كم ميشود، ركود بر كشور حاكم ميشود، وضع زندگي و معيشت مردم دشوار ميشود. اينها را كه ديگر از طريق ارتباط با آمريكا و با اروپا نميشود حل كرد، اينها را خودمان بايد حل بكنيم.»


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۱۷:۱۶ توسط:بسيجي موضوع: پايگاه مقاومت شهيد برونسي